ایشان با ابراز اینکه مشکلات اقتصادی کشور همانند بهمن بزرگی بسرعت در حال بزرگتر شدن و در صورت سقوط خسارات آن بسیار عظیم و همه تار و پود اقتصاد را مبتلا خواهد نمود گفتند که بهر حال بایستی یک زمانی جلو این بهمن را سد کرد و کشور را از خسارات آتی آن نجات داد. و دولت وقت جسارت انجام چنین امری را دارد.
بنده در همان جا سئوال کردم که اگر بخاطر بی دقتی و بی مبالاتی احتمالی مسئولان بهمن مذکور به بهمنهای متعدد تبدیل شد چاره چیست؟ که آقای دکتر صرفا به توجیه سیاستها بسنده کرد و با اظهار خوشبینی به عملکرد سیاستهای دولت به سخنرانی خود خاتمه داد. و همگان شاهد بالاترین نرخ تورم در سالهای بعد از انقلاب در همان برهه از زمان شدیم و در نهایت باز هم قید و بندهای دیگری به قامت ارز زده شد. و روز از نو و روزی از نو...
...و سالها گذشت و اینک بحث توزیع نقدی یارانه حاملهای انرژی و فروش انرژی به قیمتهای جهانی که اتفاقا در اصل بحث و درستی آن شکی نیست. نقل محافل اقتصادی کشور شده است.اینکه اصولا چرا باید نفت خودمان به قیمتهای جهانی به خورد مردم داده شود و آیا خرید خدمت از مردم به قیمتهای جهانی انجام میشود که باید فروش انرژی این چنین شود؟ بحثی است مفصل که مهلتی و مجلسی دیگر می خواهد.
اما سخن بنده این است: هر کاری و اقدامی کننده خاص خود را می خواهد. همانگونه که هر باری را حمل کننده مناسب می خواهد. نمیشود از وانت انتظار حمل بار کامیون داشت. اینجا نیز برای انجام اینگونه سیاستهای خطیر و مهم و حساس علاوه بر بستری آماده مجریانی قوی مجرب و کارکشته و بقول معروف اساتید اهل فن لازم است. نمیشود از کسی که ماههاست عنوان سرپرستی وزارتی را یدک می کشد و حتی در قابلیتهای تخصصی ایشان نیز برای پست وزارت حرف و حدیث بسیار است انتظار داشت سیاستی به این مهمی را بسلامت به سر منزل و هدف تعیین شده ( اگر واقعا شائبه های سیاسی و انتخاباتی آن را در نظر نگیریم!!!) رهنمون نماید.
در زمانی که مهمترین سازمان مدیریتی و برنامه ریزی کشور مضمحل و وزارت عظیم کشور نیز هنوز رابطه اش را با بقایای این سازمان شفاف ننموده و در زمانی که به زعم اغلب منتقدین بی طرف اغلب مدیران بلند پایه اقتصادی و برنامه ریزی موجود در قد و قامت این پست نبوده و دارای حداقل تجارب علمی و تجربی لازم هستند و اجزا اقتصادی کشور نیز دارای کمترین هماهنگی با سیاستهای دولت هستند و همچنین با توجه به اینکه کوچکترین شوک به اقتصاد موجب بحرانهای بزرگی می گردد چگونه دولت خواهد توانست این سیاست خطیر را با حداقل هزینه اقتصادی و اجتماعی به عموم مردم و مخصوصا اقشار دارای درآمدهای ثابت و پایین به اجرا گذارد؟ اهمیت این سئوال زمانی بیشتر آشکار میگردد که دولت به هر دلیلی !! خواهان اجرای سریع آن و تزریق هزاران میلیارد تومان نقدینگی به جامعه است. اقدامی که به شهادت کارشناسان اهل فن می تواند تورمی غیر قابل کنترل و بسیار بالا را به اقتصاد کشور تحمیل کند.
اگر اعتقاد داشته باشیم که دارای کشوری با ثبات لازم اقتصادی و سیاسی هستیم. هیچ تهدیدی برای کشورمان قابل تصور نیست. همه اجزای مدیریتی و اقتصادی کشور در جای خود و بسلامت مشغول کار و تلاش هستند. نظام مالی و پولی دقیقی داریم. نظام بانکی دغدغه ای ندارد و نیز هیچ شائبه سیاسی پشت این قضایا نیست !! باز هم برای انجام کار بزرگ مرد بزرگ لازم است.و به قولی :
کار هر کس نیت خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن
































