بعد از سپرده گذاری در یکی از بانکهای شهرمان شانس این را یافتم که وامی به مبلغ ۱۶ میلیون ریال (حدود دو ماه حقوق خودم ) با سود ۱۲ درصد بگیرم. برای دریافت این وام مدارکی به شرح ذیل به بانک دادم:
۱- گواهی اداره درخصوص میزان حقوق و مزایا و ضمانت اینکه اگر این حقیر یک ماه اقساط مربوطه را نپردازم با اولین اخطار بانک اداره راسا از حقوق بنده کسر و به صندوق باین واریز خواهد نمود.
۲- عین همان گواهی برای یکی از همکاران بعنوان ضامن بنده
۳- تصاویر حکم کارگزینی و فیش حقوقی و شناسنامه و کارت ملی
۴- دفترچه حساب پس انداز
تازه خوش شانس بودم سفته نخواستند.
اما بعد
این روالی حداقلی است برای هزاران همچو منی که درخواست چندرغاز وامی برای رفع مشکلات زندگی خود داریم. جالب است که درصورت عدم بازپرداخت وام ٬ اداره و بانک بدون اطلاع کارمند و ضامن بسرعت مبالغ اقساط را از حساب بانکی و یا حقوق کارمن وام گیرنده یا ضامن او برداشت می کنند.
با این ترتیب بهیچ عنوان وامهای پرداختی به اقشار حقوق بگیر سوخت نشده و بانکها از این طریق متضمن ضرر نخواهند بود.
طبیعی است وقتی بانکی برای دادن ۱۶میلیون ریال وام این همه مدرک و ضامن و ترتیبات دقیق و محکم ترتیب می دهد برای تسهیلاتی که تعداد ارقامشان ده یا بیشتر رقمی است ٬ اصولا باید حد و حدود بیشتر و محدودیتهای محکمتری قایل شود تا وام گیرندگان مذکور ( که اتفاقا تعدادشان بسیار اندک و امکان کنترل و باز پس گرفتن پولهای بانک سهل تر و امکان پذیر تر است ) در موعد مقرر نسبت به ادای دین خود اقدام نمایند.
اصل خبر :
در حال حاضر سیستم بانکی معادل ۳۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تومان ( ۳۴ هزار میلیارد تومان ناقابل !) از اشخاص یا شرکتهای وام گیرنده طلبکار بوده و این افراد از پس دادن اقساط وامهای خود خودداری می نمایند.
با تفاسیر ذکر شده ٬ قطعا این وام ها مربوط به کارمندان شریف دولت نیست. پس باید ببینیم اینها چه کسانی هستند که معادل تقریبا یک سال درآمد صادرات نفت کشورمان از بانکها پول گرفتهو اکنون براحتی آب خوردن از بازپرداخت آن خودداری می نمایند و از چنان قدرتی و یا رویی برخوردارند که شعبات پرداخت کننده قدرت برخورد با آنها را نداشته و بلند مرتبه ترین رئیس بانک کشور موضوع را در تلویزیون و مطبوعات اعلام می کند...
باز هم گلی به جمال ما کارمندان دولت...
بعنوان یک ایرانی که به خاک و آب و هوا و مردم وطنم عشق می ورزم ٬ خواندن اچنین تحلیلها و گزارشهایی بهیچ وجه خوشایند نیست. همه ما دوست داریم در جهان کنونی در مورد شاخص های جهانی رتبه ها و مقامهای آبرومند و در خور و شان کشورمان داشته باشیم. چنین آمارها و اطلاعات داده شده می تواند وجهه عمومی کشورمان را در انظار بین المللی و فعالین بازارهای جهانی کار و تجار و کارآفرینی و سرمایه گذاری کدر کرده و موجب کسادی اقتصاد کشور و بروز مسائل و مشکلات بعدی نیز گردد.
امیدواریم متولیان امور کشورداری به این وجه از اقلام آماری دقت بیشتری داشته و سالهای بعد شاهد بهبود شرایط به نفع شاخص های مثبت باشیم.
*************************************
به نقل از سایتهای اینترنتی :
ایران یکی از 'فاسدترین کشورهای جهان' گزارش شد
بارزترین مورد فساد استفاده از نفوذ فردی و نهادی برای کسب ثروت است
براساس یک گزارش تحقیقاتی، فساد اداری و مالی در ایران در سال جاری بدتر شده است.
شفافیت بین الملل، که یک سازمان تحقیقاتی است، گزارش خود در مورد فساد در یکصد و هشتاد کشور جهان را منتشر کرده است که در آن، موقعیت ایران از نظر گستردگی فساد در خلال یک سال گذشته بدتر شده و این کشور به رده هشتمین کشور فاسد جهان تنزل یافته است.
این گزارش شامل جدول "شاخص شناخت فساد" در یکصد و هشتاد کشور مورد بررسی سازمان شفافیت بین الملل است که به ترتبیب، از سالم ترین تا فاسدترین کشورها طبقه بندی شده اند.
در جدول سال 2009، زلاندنو با در اختیار گرفتن رتبه اول، سالم ترین کشور جهان شناخته شده و در مقابل، سومالی، با اشغال رده یکصد و هشتادم، فاسدترین کشور معرفی شده است.
در این جدول، ایران در میان فاسدترین کشورهای جهان، رده نهم را به خود اختصاص داده است.
در رده های بعد از زلاندنو، کشورهای دانمارک، سنگاپور، سوئد، سوئیس، فنلاند، هلند، استرالیا، کانادا و ایسلند سالم ترین ده کشور جهان را تشکیل می دهند.
در انتهای جدول هم، پس از سومالی، نام کشورهای افغانستان، میانمار (برمه)، سودان، عراق، چاد، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و هائیتی به عنوان فاسدترین کشورهای ثبت شده است.
رتبه جهانی ایران از نظر فساد در سال جاری بدتر شده است.
در جدول سال گذشته سازمان شفافیت بین الملل، ایران در رده یکصد و چهل و یکم قرار داشت که به این ترتیب، در خلال یک سال گذشته، این کشور از نظر فساد در میان کشورهای جهان، سی رده افزایش درجه داشته و اوضاع آن وخیم تر شده است.
ارتقای درجه ایران از لحاظ افزایش فساد در خلال سال گذشته بیش از هر کشور دیگری در جدول سازمان شفافیت بین المللی است هر چند موقعیت افغانستان هم بدتر شده و این کشور از درجه سوم فاسدترین کشورها به درجه دوم ارتقای درجه یافته است.
وضعیت چند کشور دیگر
در جدول سال 2009، تاجیکستان رده یکصد و پنجاه هشتم را در اختیار گرفته و در نتیجه، در میان فاسدترین سی کشور جهان قرار دارد.
رده های برخی دیگر از کشورهایی که در این جدول آمده اند عبارتست از: آلمان (14)، بریتانیا (17)، ایالات متحده (19)، فرانسه (24)، اسرائیل (32)، کوبا (61)، چین (79)، سوریه (126)، روسیه (146) و ونزوئلا (162).
موقعیت بریتانیا طی یک سال گذشته یک درجه بدتر شده که علت اصلی آن رسوایی سوء استفاده نمایندگان پارلمان از امتیازات مالی بوده است.
در میان نمونه های موفق در مبارزه با فساد، این گزارش به کشورهای کامبوج در آسیا و لیبریا در آفریقا اشاره می کند.
موقعیت کامبوج طی یک سال از رده یکصد و شصت به رده پنجاه و دو بهبود یافت و این تغییر رده در مورد لیبریا، که اخیرا قانون مبارزه با فساد را به اجرا گذشته، کاهش فساد از رده 138 به رده 97 بوده است.
شفافیت بین الملل در سال 1993 به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی برای مبارزه با فساد از طریق آگاهی رسانی تاسیس شد و از سال 1995، هرساله گزارشی شامل "جدول شاخص شناخت فساد" را در مورد فساد در تشکیلات سیاسی و اداری کشورهای مختلف منتشر می کند.
به گفته این سازمان، شاخص شناخت فساد نشان دهنده شدت و گستردگی مواردی مانند رشوه خواری، اختلاس، فقدان مراجع و مجاری رسیدگی به تخلفات، و اقدامات نهادها و افراد متنفذ در جلوگیری از اطلاع رسانی و پیگیری موارد فساد است.
گزارش این سازمان پس از شاخص فساد مالی که توسط بانک جهانی انتشار می یابد معتبرترین نشانه بهبود یا وخامت شرایط کشورهای مورد بررسی محسوب می شود هر چند برخی کارشناسان انتقادهایی را از نظر فنی بر نحوه محاسبه این شاخص ها وارد کرده و دقت آنها را زیر سئوال برده اند.
مدافعان این گزارش ها گفته اند هرچند ممکن است انتقادهایی فنی بر نحوه محاسبه شاخص ها وارد باشد، اما محاسبه آنها دست کم شناختی کلی را از سلامت و فساد تشکیلات اداری و سیاسی در کشورهای مختلف جهان ارائه می دهد و می تواند انگیزه ای برای مبارزه با فساد باشد.
همه اینها را گفتم بخاط اینکه در جریان دادن رای اعتماد به ۳ وزیر باقیمانده از دولت دهم ٬ یکی از نمایندگان استان در حین سخنرانی یکی از ناطقین خواهان تذکر قانونی می شود و در جهت این تذکر به یکی از مواد آیین نامه استناد می کند. متاسفانه در جواب این تذکر رئیس مجلس می گوید فلانی این ماده ای که استناد کردی ربطی به موضوع سخنان ناطق ندارد و لطفا وقت مجلس را نگیرید ! و دستور می دهد میکروفون نماینده ما را قطع نمایند.
و این است عاقبت و سرانجام نخبه چینی مردم ما و معلوم نیست چنین افرادی چگونه خواهند توانست از حق و حقوق موکلین خود بدرستی دفاع نمایند. چه بخواهیم و چه نخواهیم در ایران ما نقش لابی و چانه زنی و استفاده از نفوذ سیاسی رل مهم و بسیار اساسی در جذب امکانات و اعتبارات به استانها بازی می کند و در این میان هر چقدر نفوذ کلام و شخصیت و سواد و ... نماینده ای بیشتر باشد امکان به کرسی نشاندن نظراتش هم بالاتر خواهد بود.
انتظار داریم همه نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی اکنون که بهر جهت وکیل مردم شده اند با اشراف کامل بر وظایف و اختیارات خود نقش در خور شان نمایندگی را برای موکلین خود ایفا و در جهت توسعه و آبادانی این خطه دور مانده از بسیاری امکانات بیش از این موثر واقع شوند.
انشاالله
تاریخ و گذشته هر کشوری ٬ شناسنانه ملت و کشور و هویت آنان است. وقایع گذشته بویژه اتفاقات هزاره های پیشین و آثار و مدارک و مستندات تاریخی همیشه و در اغلب کشور ها همچون گوهر گرانبها پاس داشته و حفظ و برای آگاهی مردم و جهانیان به نمایش گذاشته می شود.
بسیاری از آثار تاریخی مدارک ارزشمندی از هویت و تعلقات کشورها می باشد.
به خبر و گزارش زیر توجه کنید . در کشوری دور از ایران مدارک بسیار با ارزش تاریخی که ارتباط مستقیمی با تاریخ کشورمان و وقایع هرازه های پیشین دارد یافت شده است. بی گمان اگر چنین رویدادی در خصوص سایر کشورها می افتاد شبکه های تلویزیونی موضوع را با آب و تاب و شاید بطور مستقیم از محل فوق گزارش میدادند و کارشناسان وطنی برای تحقیقات بیشتر و درک عمق موضوع و زوایای پیدا و پنهان ان در محل حضور پیدا می کردند.
چه بسا بسیاری از اختلافات مرزی با برخی از همسایگان را می شد با رجوع به این مدارک و یافته ها و استناد به انها ٬ محکوم کرد.
در شرایطی که اغلب ممالک سعی دارند حتی اگر شده بطور مجعول برای خود تاریخ و افتخار ثبت و تهیه نمایند ما اینگونه براحتی از کنار تاریخ گذشته خود می گذریم و بد تر از آن سعی داریم نسل جدید را بطور کلی از اتفاقات هزاره های قبل دور سازیم...
********************
تابناک نوشت :
در حالی که شاهد پیشنهادهای تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسلههای پادشاهی ایران زمین از کتابهای تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بینالمللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمینهای وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهای نقرهای، گوشوارهها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر دادهاند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایههای شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را میتوان در یادداشتهای تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.
این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بتپرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپها یا استانهای ایران به شمار میرفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقهای میرسند که هماکنون با نام «الخرقه» شناخته میشود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.
هرودوت در تاریخ خود به بادهای شدیدی اشاره میکند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردبادها و توفانهای شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.
این گزارش میافزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

اما اکنون دو دانشمند باستانشناس ایتالیایی ادعا میکنند که شواهد برجستهای یافتهاند که ارتش ایران در توفان شنها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نامها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کردهاند.
فیلم باستانشناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستانشناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهنآلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار میکردند، اجساد و استخوانهای انسانهای را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاههای طبیعی زیاد در صحرا یافت میشود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیابهای یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.


هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمیگردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسهها به دست آمدهاند.




با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد
اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بياطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دستاندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:
1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان دادهاند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانهاي تبديل شده، به حال خود رها کردهاند...
2- فراموش نکردهايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار میرفت، دستهاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکردهاند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکردهاند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.
4- بنا بر گزارشها و عکسهاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوانهاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخشهايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته میشود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!
بدون ورود به این بحث که اصلا ورود نیروهای نظامی این کشور در سایر کشور ها چقدر جنبه اخلاقی و قانونی دارد ؟ آنچه موجب نگارش این سطور گردید موج کاذب خبری است که دیشب از بخش خبری مشهور ۲۰.۳۰ دیدم.
ظاهرا این نخست وزیر خیلی اهل فن در آیین نگارش و دیکته نبوده و خبرنگار زبردست ما و نیز رسانه های کشور متبوع این موضوع را به یک سوژه خبری تبدیل نموده اند. اما در این میان کاسه داغتر از آش شدن سیما خودمان برایم خیلی جالب بود . میگویید چرا؟
یکم. در کشورهای توسعه یافته آنقدر مرز بین سیاستمداران و اهل خبر کمتر شده که کمترین اشتباه و سوتی و عمل غیر قانونی و عرفی و... افراد سرشناس براحتی و بدون ترس از تیغ تیز سانسور و لغو امتیاز ٬ دست مایه خبر و گزارش در رسانه های آنها می شود و ( سوژه های این چنین آبکی و طنز گونه ) با همان سرعتی که منتشر می شود با همان سرعت نیز از یاد ها می رود . زیرا در این ممالک آنچه مهم است عملکرد و عمل به قانون و عدم سوئ استفاده از قدرت و مناصب است تا داشتن نمره ۱۳ در درس املا !!!
دویم. نامه نوشتن عالیرتبه ترین مقام یک کشور در حد و قواره انگلستان موضوع کم اهمیتی نیست که خبرنگار خبره ما بدون کوچکترین اشاره به آن و لزوم درس گرفتن از این تجربه ٬ به حواشی پرداخته است.
سیم . اینکه در مملکتی مدیری بسیار عالیرتبه اشتباهی بکند و این موضوع براحتی آب خوردن در همه رسانه های اطلاع رسانی و مورد نقد و بررسی و بعضا انتقاد و تمسخر قرار گیرد ٬ خود اتفاق کم اهمیتی نیست و درسی است بسیار گرانقیمت که یاد گرفتن از آن ضرری ندارد.
چهارم. در کشوری بیگانه ( که هنوز هم برخی مواقع پرچمش در خیابانهای ما طعمه شعله های آتش می شود و سفارتش از سنگهای پرتابی جوانان پر شور ما در امان نیست ٬ خبرنگار کشورمان براحتی چنین گزارشی را از ناف لندن تهیه و جهت پخش به گیرنده های منازل ارسال می کند. فرض کنیم خبرنگار همان کشور چنین خبری را در دفتر رسمی کارش در تهران تهیه و از تلویزیون سراسری آنجا پخش کند ٬ فکر نمیکنید عاقبتش با کرام الکاتبین باشد؟؟؟

طبق این آمار هماکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی میکنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرک دکترا، 15 نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده اند
اولدوزلار یاتماز آغلار
یاری اویاتماز آغلار
یار یاردان آیری دوشنده ..
گئجه لر یاتماز آغلار

خداوندا ...!!
اگر روزی بشر گردی
ز حال ما خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت ، از این بودن ، از این بدعت
خداوندا ...!!
نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است !؟
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان
چقدر محدود
است محبتشان نسبت به
یکدیگر نامحدود می شود![]()

