تبليغاتX
Daisypath Next Anniversary PicDaisypathNext Anniversary Ticker قوشچی
یادم می آید سالهای ۱۳۷۳ یا ۷۴ بود که آقای دکتر شیبانی رئیس کل وقت بانک مرکزی برای تبیین و تشریح سیاستهای تعدیل دولت وقت و آزاد سازی نرخ ارز سمیناری در محل سازمان برنامه و بودجه استان آذربایجان غربی برگزار و سخنرانی مفصلی هم ایراد کرد.

ایشان با ابراز اینکه مشکلات اقتصادی کشور همانند بهمن بزرگی بسرعت در حال بزرگتر شدن و در صورت سقوط خسارات آن بسیار عظیم و همه تار و پود اقتصاد را مبتلا خواهد نمود گفتند که بهر حال بایستی یک زمانی جلو این بهمن را سد کرد و کشور را از خسارات آتی آن نجات داد. و دولت وقت جسارت انجام چنین امری را دارد.

بنده در همان جا سئوال کردم که اگر بخاطر بی دقتی و بی مبالاتی احتمالی مسئولان بهمن مذکور به بهمنهای متعدد تبدیل شد چاره چیست؟ که آقای دکتر صرفا به توجیه سیاستها بسنده کرد و با اظهار خوشبینی به عملکرد سیاستهای دولت به سخنرانی خود خاتمه داد. و همگان شاهد بالاترین نرخ تورم در سالهای بعد از انقلاب در همان برهه از زمان شدیم و در نهایت باز هم قید و بندهای دیگری به قامت ارز زده شد. و روز از نو و روزی از نو...

...و سالها گذشت و اینک بحث توزیع نقدی یارانه حاملهای انرژی و فروش انرژی به قیمتهای جهانی که اتفاقا در اصل بحث و درستی آن شکی نیست. نقل محافل اقتصادی کشور شده است.اینکه اصولا چرا باید نفت خودمان به قیمتهای جهانی به خورد مردم داده شود و آیا خرید خدمت از مردم به قیمتهای جهانی انجام میشود که باید فروش انرژی این چنین شود؟ بحثی است مفصل که مهلتی و مجلسی دیگر می خواهد.

اما سخن بنده این است: هر کاری و اقدامی کننده خاص خود را می خواهد. همانگونه که هر باری را حمل کننده مناسب می خواهد. نمیشود از وانت انتظار حمل بار کامیون داشت. اینجا نیز برای انجام اینگونه سیاستهای خطیر و مهم و حساس علاوه بر بستری آماده مجریانی قوی مجرب و کارکشته و بقول معروف اساتید اهل فن لازم است. نمیشود از کسی که ماههاست عنوان سرپرستی وزارتی را یدک می کشد و حتی در قابلیتهای تخصصی ایشان نیز برای پست وزارت حرف و حدیث بسیار است انتظار داشت سیاستی به این مهمی را بسلامت به سر منزل و هدف تعیین شده (  اگر واقعا شائبه های سیاسی و انتخاباتی آن را در نظر نگیریم!!!) رهنمون نماید.

در زمانی که مهمترین سازمان مدیریتی و برنامه ریزی کشور مضمحل و وزارت عظیم کشور نیز هنوز رابطه اش را با بقایای این سازمان شفاف ننموده و در زمانی که به زعم اغلب منتقدین بی طرف اغلب مدیران بلند پایه اقتصادی و برنامه ریزی موجود در قد و قامت این پست نبوده و دارای حداقل تجارب علمی و تجربی لازم هستند و اجزا اقتصادی کشور نیز دارای کمترین هماهنگی با سیاستهای دولت هستند و همچنین با توجه به اینکه کوچکترین شوک به اقتصاد موجب بحرانهای بزرگی می گردد چگونه دولت خواهد توانست این سیاست خطیر را با حداقل هزینه اقتصادی و اجتماعی به عموم مردم و مخصوصا اقشار دارای درآمدهای ثابت و پایین به اجرا گذارد؟ اهمیت این سئوال زمانی بیشتر آشکار میگردد که دولت به هر دلیلی !! خواهان اجرای سریع آن و تزریق هزاران میلیارد تومان نقدینگی به جامعه است. اقدامی که به شهادت کارشناسان اهل فن می تواند تورمی غیر قابل کنترل و بسیار بالا را به اقتصاد کشور تحمیل کند.

اگر اعتقاد داشته باشیم که دارای کشوری با ثبات لازم اقتصادی و سیاسی هستیم. هیچ تهدیدی برای کشورمان قابل تصور نیست. همه اجزای مدیریتی و اقتصادی کشور در جای خود و بسلامت مشغول کار و تلاش هستند. نظام مالی و پولی دقیقی داریم. نظام بانکی دغدغه ای ندارد و نیز هیچ شائبه سیاسی پشت این قضایا نیست !! باز هم برای انجام کار بزرگ مرد بزرگ لازم است.و به قولی :

کار هر کس نیت خرمن کوفتن

گاو نر می خواهد و مرد کهن

 

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 21:43 |
دیروز و پریروز به منظور بازدید از روند پیشرفت فیزیکی پروژه های آبرسانی به روستاهای شهرستان تکاب و نیز بررسی وضعیت آب روستاهای این شهرستان از نزدیک در این شهرستان زیبا و باستانی بودیم. سهم این شهرستان از اعتبارات امسال بالغ بر ۱۳۰۰۰میلیون ریال بوده و برای حدود ۳۳ روستای آن پروژه  آبرسانی اجرا میگردد.

خوشبختانه همانند اغلب شهرستانهای استان در سال جاری پیشرفت پروژه ها بسیار عالی بوده و جلوتر از اعتبارات پرداختی می باشد.امیدواریم بتوانیم با تخصیصهای مناسب اعتبارات مصوب مردم روستاهای محروم منطقه را در آینده نزدیک از نعمت بی بدیل آب آشامیدنی بهداشتی بهره مند سازیم. من به شخصه وقتی به روستاهای دورافتاده ای همچون روستای آی قلعه سی که روستایی واقع در آخرین نقطه استان می باشد سر میزنم و محرومیت آنها در زمینه آب آشامیدنی را می بینم بسیار ناراحت می شوم و همچنین وقتی میبینم سهمی اگر چند بسیار اندک در محرومیت زدائی آنها ایفا میکنم احساس خرسندی می کنم.

و اما تصاویری چند از این منطقه باستانی و زیبا...

آثار باستانی تخت سلیمان و روستای خوش منظره نصرت آباد

تخت سلیمان

و تخت سلیمان آثاری با قدمت پادشاهی ساسانیان

تخت سلیمان

و کوه زندان یا زندان سلیمان. البته تماشای شکوه و عظمت این کوه از قله آن لذت دیگری دارد!

زندان سلیمان

روستا و کوه آی قلعه سی

آی قلعه سی

فرش آهنین افشار تکاب:

قالی افشار تکاب

و بنده به همراه مدیر خوش فکر و فعال و خوش اخلاق شرکت آب و فاضلاب روستائی تکاب آقای سید سجاد موسوی

آقای سید سجاد موسوی و بنده در روستای آی قلعه سی

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 23:38 |
 شعر زیر برایم یک دنیا خاطره دارد. شعری که برای اولین بار در زمان دانشجویی وقتی که یک ترم میمهان دانشگاه بابلسر بودیم از حنجره طلائی و با صدای بسیار زیبای دوست هنرمندم آقای مجید(قاسم) صمیمی فر شنیدم و بعد از آن هم بارها برایمان زمزمه کرد. (شعری که هنوز هم برایم تداعی کننده همه خاطرات زیبا و فراموش نشدنی دوران دانشجوئی است.)دوستی که چند سال است متاسفانه درگیر مشکلی بزرگ شده. برای مریض ایشان از خدای بزرگ آرزوی سلامتی کنیم.

همه شب من در دل بندر ديده براهم تا كه تو بازايي

             
شده هر شب شاهد اشكم مونس دردم فانوس دریائی

ميگيرم من از تو نشونه اما چه فايده هیشکی نمیدونه


ميشينم من بر لب دريا خسته تنها   با دل ديوونه


بخدا ديوانه منم عاشقی آواره منم  که سیه گشته روزگارم


تو نديدي اشك مراااا.. در دل شب ميچكد از سینه پر خون


به خدا در ساحل غم زورق دل مانده در گل خسته و محزون

 بخدا ديوانه منم عاشقی آواره منم  که سیه گشته روزگارم

تو بيا فانوس شبهايم كه رسیده جان به لبهايم

تو بيا فانوس شبهايم كه رسیده جان به لبهايم

 بخدا ديوانه منم عاشقی آواره منم  که سیه گشته روزگارم

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 21:1 |
خبر زیر را در سایت تابناک خواندم و البته تعجب نکردم ولی نمیتوانم بگویم که چقدر افسوس خوردم

با همه امکانات طبیعی و قابلیت های بسیار زیاد مادی و انسانی آیا واقعا جایگاه ما در دنیا و مخصوصا در خاور میانه این است؟ مقایسه کنید با رتبه هفدهم جهانی اقتصاد کشور ترکیه همسایه بغلی مووون!!!

 

اطلاعات اكونوميست در تازه‌ترين گزارش خود به بررسي فضاي اقتصاد كلان ايران و 81 كشور ديگر جهان پرداخت و عنوان كرد كه ايران طي پنج سال گذشته از اين لحاظ در مكان 76 جهان جاي داشته است.

به گزارش ايسنا، اكونوميست در گزارش ماه ژوئن خود به فضاي اقتصاد كلان ايران در فاصله سال‌هاي 2003 تا 2007 امتياز 5.5 داد و عنوان كرد كه با چنين امتيازي ايران در مكان 76 جهان و 15 خاورميانه قرار دارد.

اين واحد كه معمولاً گزارش‌هايش تغييرات زيادي را شاهد بوده و در برخي موارد يك شاخص كاملاً منفي به كاملاً مثبت تبديل مي‌شود، در ادامه به بررسي دورنماي فضاي اقتصاد كلان ايران در فاصله سال‌هاي 2008 تا 2012 پرداخته و به اين شاخص بدون تغيير امتياز 5.5 داده و با اين امتياز ايران را در مكان 80 جهان و 16 خاورميانه قرار داده است.
اكونوميست در بخش ديگري از گزارش خود به بررسي وضعيت فضاي تجاري ايران پرداخته و بدون تغيير نسبت به گزارش قبلي خود عنوان كرده است كه طي پنج سال آينده ايران از لحاظ فضاي تجاري در مكان 78 جهان جاي خواهد داشت.

اكونوميست امتياز فضاي تجاري ايران طي سال‌هاي 2008 تا 2012 را 4.63 اعلام كرده و با چنين شاخصي ايران مكان هفتاد و هشتم در ميان 82 كشور جهان را به خود اختصاص داده است.

در همين حال كشورمان در ميان 17 كشور منطقه خاورميانه توانست جايگاه پانزدهم را به خود اختصاص دهد.

اكونوميست در بخش ديگري از گزارش خود فضاي تجاري ايران طي پنج سال گذشته را مورد بررسي و ارزيابي قرار داده و براي كشورمان امتياز 3.58 را در نظر گرفته است كه با اين امتياز ايران مكان 81 جهان و 16 خاورميانه را در اختيار دارد.

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 11:19 |
به یاد مرحوم نادر ابراهیمی و نکو داشت حنجره طلائی محمد نوری

نقشه ایران عزیز

ترانه و طرح آهنگ : زنده یاد نادر ابراهیمی

  خواننده : محمد نوری

تنظیم برای ارکستر سمفونیک : فریدون شهبازیان

 ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس

 چه سفرها کرده ایم ، چه سفر ها کرده ایم

 ما برای بوسیدن خاک سر قله ها

 چه خطرها کرده ایم ، چه خطر ها کرده ایم

ما برای آنکه ایران گوهری تابناک شود

 خون دلها خورده ایم ، خون دلها خورده ایم

ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود

 رنج دوران برده ایم ،رنج دوران برده ایم

ما برای بوییدن گل نسترن

 چه سفر ها کرده ایم ، چه سفر ها کرده ایم

 ما برای نوشیدن شورابه های کویر

 چه خطر ها کرده ایم ، چه خطر ها کرده ایم

ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک

 خون دلها خورده ایم ، خون دلها خورده ایم

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک

 رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم.......

 

راستی از فردا تا یه هفته مسافر پایتختیم!!!

برج آزادی

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 13:20 |
عکس زیر را به خاطر بسپارید!

سردر سازمان مديريت و برنامه ريزي توسط صخره‌نورد دولتي به زير كشيده شد

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 12:21 |
خبر را در سایت تابناک رمان نویس مشهور ایران درگذشت خواندم و حد اقل به دو دلیل متاسف شدم.

۱- فقدان نویسنده ای خلاق و پرکار و وطن پرست و دلسوز به ادب ایران

۲- عدم شناسایی چنین افرادی در داخل کشور چه قبل و چه بعد از هجرت از دنیا. چه خوب میشد رسانه های جمعی ما در کنار تمامی برنامه های گوناگون و اغلب کم طرفدار و بی جاذبه خود ، نیم نگاهی به مفاخر ایرانی می کرد و اینگونه افتخار ملی و میهنی و تلاشهای در خور تحسین دلسوزان به فرهنگ و ادب فارسی را به بایگانی تاریک خود نمی سپرد.

نادر ابراهيمي كه چند سالي بيمار بود، امروز پنج‌شنبه 16 خرداد از دنيا رفت.

نادر ابراهیمی


به گزارش ايسنا، اين نويسنده پيشكسوت به دليل عوارض ناشي از بيماري كه طي چند سال گذشته او را رنج مي‌داد، ساعاتي قبل در منزلش درگذشت.

مراسم تشييع پيكر اين هنرمند طبق اعلام خانواده‌اش بعد از تعطيلات انجام خواهد شد و زمان دقيق آن متعاقبا اعلام مي‌شود.

نادر ابراهيمي متولد 14 فروردين‌ماه سال 1315 در تهران است كه در سن 72 سالگي از دنيا رفت.

از آثار اين نويسنده‌ به «خانه‌اي براي شب»، «آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)»، «هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا»، «افسانه باران»، «در سرزمين كوچك من» (منتخب آثار)، «تضادهاي دروني»، «انسان، جنايت، احتمال»، «مكان‌هاي عمومي»، «در حد توانستن» (شعرگونه)، «غزل‌داستان‌هاي سال بد»، «ابوالمشاغل» (زندگي‌نامه) و «فردا مشكل امروز نيست» و «يك عاشقانه آرام» مي‌توان اشاره كرد.

شناخت‌نامه نادر ابراهيمي به‌قلم همسرش

فرزانه منصوري در شناخت‌نامه اين نويسنده آورده است: «نادر ابراهيمي در [چهاردهم] فروردين‌ماه سال 1315 در تهران به‌دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در اين شهر گذراند و پس از گرفتن ديپلم ادبي از دبيرستان دارالفنون، به دانشكده حقوق وارد شد. اما اين دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشته زبان و ادبيات انگليسي به درجه ليسانس رسيد.

او از 13سالگي به يك سازمان سياسي پيوست كه بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش در پي داشت.

ارايه فهرست كاملي از شغل‌هاي ابراهيمي، كار دشواري است. او خود در دو كتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" ضمن شرح وقايع زندگي، به فعاليت‌هاي گوناگون خود نيز پرداخته است. ازجمله شغل‌هاي او بوده است: كمك‌كارگري تعميرگاه سيار در تركمن‌صحرا، كارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانك، صفحه‌بندي روزنامه و مجله و كارهاي چاپ ديگر، ميرزايي يك حجره فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايران‌شناسي عملي و چاپ مقاله‌هاي ايران‌شناختي، فيلم‌سازي مستند و سينمايي، مصور كردن كتاب‌هاي كودكان، مديريت يك كتاب‌فروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاه‌ها و ... .

در تمام سال‌هاي پركار و بي‌كار يا وقت‌هايي كه در زندان به‌سر مي‌برد، نوشتن را ـ كه از 16 سالگي آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال 1342 نخستين كتاب خود را با عنوان "خانهي براي شب" به‌چاپ رسانيد كه داستان "دشنام" در آن با استقبالي چشم‌گير مواجه شد. تا سال 1380 علاوه بر صدها مقاله تحقيقي‌ و نقد، بيش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است، كه دربرگيرنده داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمايش‌نامه، فيلم‌نامه و پژوهش در زمينه‌هاي گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌هاي مختلف دنيا برگردانده شده است.

نادر ابراهيمي چندين فيلم مستند و سينمايي و همچنين دو مجموعه تلويزيوني را نوشته و كارگرداني كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هايي براي آن‌ها ساخته است. او همچنين توانسته است نخستين مؤسسه غيرانتفاعي ـ غيردولتي ايران‌شناسي را تأسيس كند؛ كه هزينه و زحمت‌هاي فراواني براي سفر، تهيه فيلم و عكس و اسلايد از سراسر ايران و بايگاني كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولي چنان‌كه بايد، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسيدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

او فعاليت حرفهي خود را در زمينه ادبيات كودكان، با تاسيس "مؤسسه همگام با كودكان و نوجوانان" ـ با همكاري همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. اين مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمينه مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعاليتش را در حيطه نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشي، عكاسي، و پژوهش درباره خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نيز بررسي شيوه‌هاي يادگيري آنان دنبال كرد. "همگام" عنوان "ناشر برگزيده آسيا" و "ناشر برگزيده نخست جهان" را از جشنواره‌هاي آسيايي و جهاني تصويرگري كتاب كودك دريافت كرد.

ابراهيمي در زمينه ادبيات كودكان، جايزه نخست براتيسلاوا، جايزه نخست تعليم و تربيت يونسكو، جايزه كتاب برگزيده سال ايران و چندين جايزه ديگر را هم دريافت كرده است. او همچنين عنوان "نويسنده برگزيده ادبيات داستاني 20 سال بعد از انقلاب" را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدي "آتش بدون دود" به‌دست آورده است.

نادر ابراهيمي در زندگي پرفرازونشيب خود، جايگاه خاصي براي ورزش نگه داشته است. او رشته‌هاي مختلف ورزشي را تجربه كرده، يكي از قديمي‌ترين گروه‌هاي كوهنوردي را به‌نام "ابرمرد" بنيان نهاده و در توسعه كوهنوردي و اخلاق كوهنوردي، تاثيرگذار بوده است.

ــ‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي بزرگسالان:

خانهي براي شب، آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)، مصابا و رؤياهاي گاجرات، بار ديگر شهري كه دوست مي‌داشتم، هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا، افسانه باران، در سرزمين كوچك من ‌(منتخب آثار)، تضادهاي دروني، انسان - جنايت - احتمال، مكان‌هاي عمومي، رونوشت بدون اصل، در حد توانستن (شعرگونه)، غزل‌داستان‌هاي سال بد، ابن مشغله (زندگي‌نامه، جلد اول)، ابوالمشاغل (زندگي‌نامه، جلد دوم)، فردا مشكل امروز نيست، لوازم نويسندگي (از مجموعه ساختار و مباني ادبيات داستاني)، مقدمهي بر فارسي‌نويسي براي كودكان، مقدمهي بر مصورسازي كتاب‌هاي كودك، مقدمهي بر مراحل خلق و توليد ادبيات كودك، مقدمهي بر آرايش و پيرايش كتاب‌هاي كودكان، دور ايران در شش ساعت، چهل ‌نامه كوتاه به همسرم، آتش بدون دود (داستان بلند هفت‌جلدي؛ دريافت جايزه به‌عنوان برگزيده 20 سال پس از انقلاب)، با سرودخوان جنگ - در خطه نام و ننگ، يك صعود باورنكردني، تكثير تأسف‌انگيز پدربزرگ، مردي در تبعيد ابدي (بر اساس زندگي ملاصدرا)، حكايت آن اژدها، بر جاده‌هاي آبي سرخ (داستان بلند 10 جلدي، بر اساس زندگي ميرمهناي دوغابي)، صوفيانه‌ها و عارفانه‌ها (بخشي از تاريخ تحليلي پنج‌هزار سال ادبيات داستاني ايران)، يك عاشقانه آرام، سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد (داستان بلند سه‌جلدي، بر اساس زندگي امام خميني (ره)، عارف، فيلسوف، سياستمدار و رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران)، براعت استهلال (از مجموعه ساختار و مباني ادبيات داستاني)، طراحي حيوانات (طرح‌هاي كوثر احمدي، با گفتاري تحليلي در باب مفاهيم و تعاريف طرح در هنرها)، الف‌با (تحليل فلسفي 50 طرح از علي‌اكبر صادقي‌، نقاش)، مويه كن سرزمين محبوب (ترجمه با همكاري فريدون سالك) و پيش‌گفتار كوچه‌هاي كوتاه (مجموعه قصه‌هاي كوتاه گروهي از شاگردان نادر ابراهيمي ـ دانش‌پژوهان نخستين دوره آموزشي ساختار و مباني ادبيات داستاني، با پيش‌گفتاري از نادر ابراهيمي).

نمايش‌نامه‌ها:


اجازه هست آقاي برشت؟، وسعت معناي انتظار (سه قصه نمايشي)، يك قصه معمولي و قديمي در باب جنايت.

فيلم‌نامه‌ها:

صداي صحرا، آخرين عادل غرب.

ــ‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي كودكان و نوجوانان:

كلاغ‌ها (جايزه اول فستيوال كتاب‌هاي كودكان توكيوي ژاپن، جايزه اول - سيب طلايي - براتيسلاوا، جايزه اول تعليم و تربيت از يونسكو)، سنجاب‌ها، دور از خانه (كتاب برگزيده شوراي كتاب كودك)، قصه گل‌هاي قالي، پهلوان پهلوانان؛ پورياي ولي (جايزه بزرگ جشنواره كتاب كودك كنكور نوما، ژاپن)، باران - آفتاب و قصه كاشي، بزي كه گم شد، من راه خانه‌ام را گم كرده‌ام، سفرهاي دورودراز هامي و كامي در وطن، پدر چرا توي خانه مانده است (از مجموعه قصه‌هاي انقلاب براي كودكان)، جاي او خالي (همان)، نيروي هوايي (همان)، سحرگاهان همافرها اعدام مي‌شوند (همان)، برادرت را صدا كن (همان)، برادر من مجاهد (همان)، برادر من فدايي (همان)، جنگ بزرگ از مدرسه اميريان (همان)، نامه فاطمه (همان)‌، پاسخ‌ نامه فاطمه (همان)، مامان! من چرا بزرگ نمي‌شوم (از مجموعه قصه‌هاي ريحانه خانم)، روزي كه فريادم را همسايه‌ها شنيدند (همان)، آدم وقتي حرف مي‌زند چه شكلي مي‌شود (همان)، درخت قصه ـ قمري‌هاي قصه (جايزه كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران بزرگ‌سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، جايزه كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسي در تركمنستان)، عبدالرزاق پهلوان، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد، حكايت كاسه آب خنك (از مجموعه نوسازي حكايت‌هاي خوب قديم براي كودكان) حكايت دو درخت خرما (همان)، آن شب كه تا سحر (همان)، قلب كوچكم را به چه كسي هديه بدهم؟ (ديپلم افتخار نخستين نمايشگاه تصويرگران كتاب كودك)، مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد (از مجموعه ايران را عزيز بداريم)، داستان سنگ و فلز و‌ آهن (همان)، با من آشنا شد (همان)، با من دوست شو (همان)، هستم اگر مي‌روم؛ گر نروم نيستم (همان)، راستي اگر نبودم (همان)، كمياب و قيمتي اما ... (همان)، مدرسه بزرگ‌تري هم وجود دارد (همان)، گل‌آباد ديروز؛ گل‌آباد امروز (همان)، گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا (همان)، فرهنگ فرآورده‌هاي فلزي ايران (همان)، هفت آموزگار مهربان (همان)، ما مسلمانان اين آب و خاكيم، قصه سار و سيب، قصه موش خودنما و شتر باصفا، با من بخوان تا ياد بگيري، حالا ديگر مي‌خواهم فكر كنم، قصه قاليچه‌هاي شيري، همه گربه‌هاي من (1 و2)، ديدار با آرزو، از پنجره نگاه كن (ترجمه با همكاري احمد منصوري)، دوست؛ كسي است كه آدم را دوست دارد (همان)، آدم آهني (همان).

ــ فعاليت‌هاي سينمايي نادر ابراهيمي:

نويسندگي و كارگرداني فيلم سنمايي صداي صحرا، تهيه‌شده در سينماتئاتر ركس، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند علم‌كوه و تخت سليمان، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند گل‌هاي وحشي ايران؛ قسمت اول: آذربايجان ـ گل‌هاي خردادي ـ تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني فيلم داستاني پدر در كوهستان (يا: ما از راه ديگري مي‌رويم) ـ تهيه‌شده در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، نويسندگي و كارگرداني مجموعه تلويزيوني 36ساعته آتش بدون دود، تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني 50 ساعت از مجموعه تربيتي آموزشي سفرهاي دور و دراز هامي و كامي در وطن ـ تهيه‌شده در تلويزيون، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر فيلم‌سازي سپاه پاسداران، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول داستان‌نويسي در دانشكده صداوسيما، تدريس اصول داستان‌نويسي و تحليل فيلم در دانشگاه هنر، نويسندگي و مشاورت كارگرداني مجموعه كوتاه تلويزيوني هفته دولت، نويسندگي و مشاوره كارگرداني و تدوين مجموعه 13 قسمتي جمعه خونين مكه، نويسندگي و كارگرداني و تدوين فيلم 61 دقيقهي شركت نفت در سخت‌ترين سال‌ها، نويسندگي و كارگرداني و تدوين يك مجموعه تلويزيوني به‌نام اسناد كهنه، تاريخ نو، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند ”صحراي دوگانه”، گفتار متن فيلم‌هاي مستند ”ارگ بم”، ”گلاب قمصر”، پ مثل پليكان، بخشي از مغول‌ها، ‌تپه‌هاي قيطريه، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد و كايت، نويسندگي و كارگرداني فيلم سينمايي روزي كه هوا ايستاد، نويسندگي فيلم‌نامه فيلم سينمايي دست شيطان، و دو فيلم‌نامه چاپ‌شده: صداي صحرا و آخرين عادل غرب.

ــ سرود‌هاي نادر ابراهيمي:

اي وطن (شعر و آهنگ) در مجموعه تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، سفر براي وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، هجرت (شعر) در نمايش‌نامه سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده، و دنبال دل (شعر و آهنگ) در نمايش‌نامه سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده.»

پي‌نوشت: تاريخ نگارش اين شناخت‌نامه به سال 1382 مربوط مي‌شود.

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 10:24 |
  همانگونه که قبلا عرض کرده بودم در تعطیلات نوروز امسال به همراه خانواده خود و باجناقم سفری چند روزه به استانهای خوزستان و کرمانشاه داشتیم و البته بطور زمینی از استانهای کردستان و ایلام هم گذشتیم.در اینجا و البته با گذشت چند ماه تازه می خواهم گزارشی تقریبا مصور از این سفر پرخاطره تقدیم کنم.

لازم است از دوست گرامیم جناب آقای اسماعیل شیرزاد که در شهر اندیمشک بسیار مزاحم ایشان و خانواده شان شدیم قدر دانی ویژه کنم و همچنین از همکاری بسیار خوب همکاران در استانداری کرمانشاه که محل اسکان خیلی مناسبی برایمان مهیا کرده بودند.

و اما شهر زیبای سنندج و پارک تقریبا جنگلی و بسیار خوش منظره آبیدر:

پارک آبیدر سنندجپارک آبیدر سنندج

 بعد از ساعتها رانندگی بعد از شهر پلدختر و در سرازیری گردنه معروف تنگ فنی فرصتی دست داد تا بچه ها کنار رودخانه تفریح نمایند و ما هم خستگی در کنیم:

گردنه تنگ فنی کنار رودخانه

به نظر من خوزستان یعنی سد دز و می شود به این سد گل سر سبد پروژه های عمرانی کشور نیز اطلاق کرد میگویید چرا؟ عرض میکنم:

سد دز بر اساس گزارش منتشر شده :از نوع بتنی دوقوسی جدار نازک(اولین در کشور)بوده ارتفاع سد ۲۰۳ متر طول تاج ۲۱۲ متر ضخامت آن در بالا ۴.۵ و در پی ۲۷.۵ متر است.۶۷۰۰۰۰متر مکعب حفاری و ۶۰۵۰۰۰ متر مکعب بتن مصرفی آن است.شروع بتن ریزی مهرماه ۱۳۴۰ و پایان آن آذرماه ۱۳۴۱ عنوان شده و آغاز بهره برداری از سد اسفند ۱۳۴۱ می باشد. طول دریاچه ۶۵ کیلومتر و اراضی آبخور آن ۱۲۵۰۰۰ هکتار(مقایسه کنید با اغلب سد های احداثی کنونی)برای احداث مجموعه تاسیسات هیدروالکتریکی آن بیش از ۹ کیلومتر تونل در سختترین نوع سنگی احداث شده  و سد توانائی تولید ۶۵ مگاوات ساعت برق را دارا می باشد.

می توان این سد را ماندگارترین یادگار مرحوم ابولحسن ابتهاج رییس قدرتمند و خوش فکر و خلاق سازمان برنامه وقت قلمداد کرد. من بدلیل طولانی بودن موضوع پیشنهاد میکنم کتاب خاطرات این مدیر توانای کشور را مخصوصا در خصوص چگونگی احداث این سد بخوانید.

لازم می دانم از مسئولان سد که ابتکار جالبی به خرج داده و در ایام نوروز اجازه بازدید مردم را از این بنا داده اند صمیمانه تشکر کنم و مخصوصا از برخورد بسیار صمیمانه و مهمان نواز همکاران مجموعه بویژه با حمیدرضای من که با لباس نظامی خود توجه همه نظامی ها را به خودش جلب می کرد قدردانی نمایم.

البته من یک بار بطور اختصاصی و در زمستان سال ۱۳۶۸ به همراه دانشجویان داشکده اقتصاد دانشگاه تهران از این مکان بازدید کرده بودم و زنده شده خاطران آن دوران مخصوصا خاطرات دوست و برادر فقید م جناب آقای فرخ جلالی عزیز پور برایم بسیار مغتنم بود.

 

جاده منتهی به سد زیبای دزسد دز

  

دریاچه سد دزسد دز

 

 این هم انبوه زباله های رها شده در پشت تاج سد:

زباله های دریاچه سد دز

 در این سفر یکی از مهیج ترین برنامه های ما بازدید از پایگاه هوایی شکاری دزفول و دیدار از مدرن ترین تجهیزات و هواپیماهای جنگی از نزدیک مخصوصا برای بچه ها بود.

حمید رضا که بیش از همه لذت برد.

پایگاه شکاری دزفولپایگاه شکاری دزفول-حمیدرضا با فانتوم اف14

 

پایگاه شکاری دزفول سودا و هواپیمای ترابری سی 130اقای شیرزاد -خودکامه- حمیدرضا و من

 

حمید رضای من و هواپیماهای جنگی

بازدید از معبد بیش از ۳۰۰۰ هزار ساله زیگورات چغازنبیل نیز از برنامه های جالبمان بود.

البته از مرقد دانیال نبی هم بازدید کردیم .

زیگورات چغازنبیل

در این سفر بسیار مزاحم دوست و هم اطاقی ۴سال دانشجویی ام اقای شیرزاد بودم که اتفاقا خودش هم مهمان خانواده بود و ما بیشتر اسباب زحمتشان شدیم. باز هم از مهمان نوازی این لرهای عزیز ممنونم.

اقای شیرزاد پدر گرامی ایشان و من

عجب شهری است این کرمانشاه

 از بس جاهای دیدنی و تاریخی با پیشینه ای فاخر دارد قطعا برای دیدن همه آهنا باید یک برنامه مجزا ی کرمانشاه گردی داشته باشیم. با توجه به کمی وقتمان فقط توانستیم خود شهر و طاق بستان و مجموعه بیستون را ببینیم که بسیار خوش گذشت .

کرمانشاه - طاق بستان- سودا و شکیباکرمانشاه- بیستون

 

کرمانشاه حجاری های بیستونکرمانشاه طاق بستان

 

 

کرمانشاه طاق بستان

 در پایان سفر گذری با عجله به شهر بسیار زیبا و خوش منظره مریوان داشتیم. شهری که برای دیدن آن هم باید برنامه ای خاص گذاشت. شهری با بازاری پر رونق مسیری با گردنه سر سبز و پر پیچ و خم و مناظری چشم نواز و دریاچه زریوارش که هر چه گویم از زیباییهایش کم است. اما ما در این شهر کمی بد شانسی آوردیم و هوای طوفانی و پرگردو خاکش نگذاشت آنگونه که لازم است از وقتمان استفاده کنیم.

مریوان- پارک شهر و حیات زیبای جانوری آن

 

و اما تقدیر از ایران خودرو با این الحق خودروی ملی اش.

همه زحمات ما در این سفر ۸ روزه با ۷نفر مسافر و کلی بار و بنه بر دوش یا صندلی های این سمند زیبای ما بود.

انصافا با ما خوب راه آمد و یا ما خوب راهش بردیم. من که ازش راضی هستم.!!!

... و این هم خودروی ملی

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 20:17 |
امروز مصادف است با دوم خرداد که یاد آور یکی از مهمترین رویدادها و شاید حماسه های مردم ایران در طول تاریخ. حماسه ای که بخودی خود دنیایی را در بهت فرو برد و البته به دلایل مختلف که نمیتوان در اینجا بیان کرد !!! بجای اینکه نهال دمکراسی حاصل از رویداد خرداد ۷۶ میوه شیرین خود را به مردم ارزانی کند بدلایل مختلف نتوانست آنگونه که شایسته اش بود به بار بنشیند و میوه ای برساند.

۳۶۵ روز گذشت . در دوم خرداد سال گذشته من نخستین مطلب خود را در این وبلاگ نوشته و به خیل عظیم وبلاگ نویسان پیوستم.

اقدامی که برایم تجربه ای بسیار شیرین بود و هنوز هم علیرغم برخی ناملایمات لذت خود را حفظ کرده است. همانگونه که از نام وبلاگ مشخص است . من در این یک سال گذشته سعی نموده ام از هر دری مطلبی بنویسم. از مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی گرفته تا خاطرات شخصی و برداشتهای خودم از جامعه .

در این یک سال تعداد ۱۹۳ مطلب گوناگون را نوشته یا انتخاب کرده و منتشر نموده و ۵۴۵۵ میهمان عزیز نیز در سفره با برکت خود داشته ام. عزیزانی از بیش از ۳۰کشور دنیا.

بعد از کشور خودم بیشترین بازدید کننده ها از انگلستان امریکا استرالیا مالزی فنلاند ترکیه و کویت بودند.

جا دارد از همه عزیزان و دوستان و بازدید کننده های عزیز مخصوصا کسانی که با نظرات لطف خود مرا راهنمائی و تشویق کرده اند قدردانی نمایم.

به امید آبادانی و بهروزی برای همه هم وطنان و دوستان گرامی...

یا حق

 

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 22:0 |
دیروز در یک جلسه خسته کننده ۳ ساعته شرکت کردم که قرار بود ۳ دستور جلسه مطرح و تصمیم گیری بشه. جلسه با ۲۵ دقیقه تاخیر شروع شد. دستور نخست بررسی حاشیه نشینی در شهرها و مبارزه با تبعات منفی آن بود که ۲.۵ ساعت بحث شد . و بعد از تمامی صحبتها قرار شد تعداد جلسات بیشتر بشه تا مشکل حاشیه نشینی حل بشه!!!

در میان همه بحثها کسی به یادش نیومد بگه که چه اتفاقی در این کشور افتاده که این همه معضل حاشیه نشینی داریم و به همه شهرها هم سرایت کرده. اگر چند همه جوامع و اغلب شهرها در پروسه توسعه از معضل حاشیه نشینی در امان نبوده اند اما این مشکل مخصوصا در شهرهای بزرگ ما برای خودش غولی شده که مبارزه با تبعات آن دل شیر میخواهد و عزمی جزم.

به قول قدیمیا اون موقع کع جیک جیک مستونمون بود فکر زمستونو نکردیم. در اوایل ایام پیروزی انقلاب به هر دلیل و منظوری مثل نقل و نبات زمینهای شهرهارو تکه تکه کرده و به همه مخصوصا اونایی که پر اولاد بودند دادند. شالوده و زیربنای اقتصادی روستاها به عنوان بهترین جایگاههای نگهداشت جمعیت . با سیاستهای غلط تضعیف و در عوض آن تقویت زیربناهای غیر اقتصادی ولی دهن پر کن آنها مورد توجه دولتمردان شد. و نتیجه آن شد که میلیونها تومان به ازای هر یک نفر روستائی هزینه آب و برق و جاده و مدرسه و .... روستا شد بدون اینکه بدانیم آیا از نظر خود روستائی و کسانی که در رفتار خود قطعا متوجه سود و زیان هستند . آیا موندن در روستا برای آنها توجیه دارد؟

وقتی ممر درآمد آنها تضعیف و یا کفاف هزینه های سرسام آور زندگی رو نکنه . وقتی زرق و برق زندگی شهری و منافع حاصل از آن براحتی همه تصمیمات آنها را تحت الاشعاع قرار بده . نتیجه همین میشه که بعد از ۳۰ سال سرمایه گذاری کلان از محل بودجه دولت در بهبود زیربناهای روستاها باز هم شاهد تخلیه هر چه بیشتر این مکانها و بزرگ شدن شهرها و وسعت یافتن حواشی شهرهای بزرگ و کوچک هستیم.

... و اکنون بایستی نظاره گر آثار سوء تجمع جمعیت در مناطق تقریبا پست شهرها و زندگی مشقت بار مردم در این نقاط و مسائل و تبعات منفی این جوامع باشیم. و صد البته کاری هم نتوانیم بکنیم...

و جالبتر اینکه بسیاری از اقداماتی هم که برای رفع و یا کاهش معضلات این نقاط اندیشیده می شود خود باعث بزرگ تر شدن این مناطق و حجیم تر شدن عوارض منفی آن می باشد.

و این قصه سری دراز دارد...

+ نوشته شده توسط قنبر آقایی زاد در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 19:15 |