زن عشق می کارد و کینه درو می کند
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند فقط یک همسر داشته باشد و
تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...
برای ازدواجش در هر سنی ،اجازه لازم است ولی
تو هر زمانی که بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی !!!
در محبسی به نام بکارت زندانی است ولی تو ....
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ....
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ....
و او هر روز متولد می شود
عاشق می شود
مادر می شود
پیر می شود و
میمیرد ...
و قرن هاست که او عشق می کارد و
کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش
به جای گذشت زمان
جوانی بر باد رفته اش را می بیند ....
و در قدم های لرزان مردش
گام های شتابزده جوانی برای رفتن ...
و دردهای منقطع قلب مرد
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده ...
و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ....
و اینها همه کینه است که
کاشته می شود در دل مالامال از درد ....
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و
ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد
مطلبی که در زیر نقل میشود را در یکی از سایتها خواندم و با توجه به انعکاس خبر در زمان وقوع در جراید و نیز نحوه برخورد نظام قضایی در این مورد خاص در آن زمان و مرور این خبر و فارغ از صحت و سقم آن( که البته به نظر میرسد به صحت بیشتر قرین باشد) ٬بسیار متاسف شدم که چرا قوه قضاییه نمیخواهد ویرانه خود را بازسازی کند؟ تا کی باید این دستگاه عدالت گستر و عدل پرور و پناهگاه ستمدیده ها و مظلومان ٬به ملجا کسانی تبدیل شود که دستی در زر و زور دارند؟
مهمترین دستگاه حکومتی همه کشور ها نظام قضایی انها هستند و سنجش سلامت جامعه ٬به آسانی از سلامت نظام دادگستری آن قابل محاسبه است. مردم جامعه ای زمانی میتوانند با آسایش کافی به زندگی و کار مطمئن و مولد بپردازند که از عقبه امنیت اجتماعی ٬و حقوقی کافی برخوردار باشندو
وقتی سیستم قضایی در برابر بزرگترین جرم این نظام(قتل عمد) بدینگونه منفعل و دوگانه عمل نماید٬ آیا میتوان در زیر پرچم حمایتی آن کوچکترین احساس آرامش٬ امنیت٬برابری و عدالت داشت؟
آیا نظام عدالت برگرفته از نظام دینی ما چنین برخوردی را میتاباند؟
به امید تحقق حکومت قانون برابر برای آحاد جامعه
سرانجام قتل در ایستگاه متروی کرج
حاج آقا "قاتل" است
اما، مهم نیست، تبرئه است!
دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت نیز حکم اولیه دادگاهی را تائید کرد که بموجب آن یک روحانی قاتل عملا تبرئه شده است. دادگاه اول و دادگاه تجدید نظر، این روحانی را به سه سال حبس تعزیری محکوم کردند و این تقریبا همان مدتی است که از وقوع قتل می گذرد و بدین ترتیب قاتل می تواند به خانه اش برگردد!( البته اگر تاکنون هم در خانه اش نبوده و در زندان بوده باشد)
قتل در خرداد سال 84 و در کنار ایستگاه متروی کرج روی داد. خبرگزاری های داخلی که نتیجه رای دادگاه تجدید نظر را منتشر کرده اند، نام کوچک مقتول را نوشته اند، اما نام قاتل را سانسور کرده اند، زیرا روحانی است.
بموجب گزارش های خبری سال 84 که در مطبوعات منتشر شد، قتل در کنار ایستگاه متروی کرج روی داد. مقتول که جوانی 21 ساله بود، با نسخه ای در دست و با هدف پیدا کردن داروخانه از مترو خارج شد. قاتل که مامور عقیدتی – ایدئولوژیک نیروی انتظامی ناحیه بود، به این جوان به بهانه اینکه آستین پیراهنش کوتاه است و به دخترها نگاه می کند گیر می دهد و بدنبال یک مشاجره بسیار کوتاه اسلحه کمری خود را بیرون کشیده و با شلیک گلوله به مغز جوان 21 ساله او را می کشد.
قتل چنان سریع روی میدهد که مردم ناظر بر صحنه نه تنها گریبان قاتل را همانجا می گیرند، بلکه بعدا شهادت می دهند که آن جوان نه مزاحم کسی بود و نه لباس نامناسبی داشت و قاتل نیز درجا به مغز او شلیک کرد.
بعدها و در اخبار و گزارش های پیوستی مطبوعات از ناراحتی های روانی قاتل نوشتند، اما چون این بهانه ناقض مسئولیت او در نیروی انتظامی بود، آن را پس گرفتند و این قتل نیز در دل انبوه حوادث روز ایران ناپدید شد و زمان از روی آن عبور کرد.
دادگاه اول سه سال حبس تعزیری برای قاتل برید و دادگاه تجدید نظر نیز همان حکم را علیرغم اعتراض مادر مقتول که یگانه فرزندش را از دست داده است تائید کرد. هر دو حکم را دادگاه ویژه روحانیت صادر کرد، زیرا حاج آقا اهل لباس است! حتی او را خلع لباس هم نکردند و او در خرداد 87 (چند ماه دیگر) می تواند به سر کار و مسئولیتش باز گردد.
این نیروی انتظامی و این دادگاه می تواند تامین کننده امنیت و پاکسازی جامعه از اوباش، باج گیران و اراذل باشد؟
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می آئی؟ ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت این پیداست از زانوی تو
مادر فرزند از کف داده و ظلم دیده، از دادستان ویژه روحانیت که در کیفرخواست اولیه خود- متاثر از فضای عمومی و فشار مطبوعات وقت- تقاضای قصاص در این پرونده کرده بود، حالا بار دیگر خواسته است دادرسی را اعاده کند و بار دیگر محاکمه از سر گرفته شود.
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جائی نرسد، فریاد است!
سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتمآ. چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخواهم بدانم.
- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟
ادامه مطلب...
تورمالقايي يا گراني كمرشكن؟تفاوت واقعيات جامعه با نگاه اقتصاددانان و مسئولان
در حالي كه مباحث نظري بين 57 اقتصاددان منتقد دولت و رئيسجمهور و مسئولان اقتصادي كابينه به اوج خود رسيده است، تشديد بيسابقه گراني اقلام مورد نياز اقشار متوسط به پايين جامعه، موجب بروز نارضايتي گسترده در ميان مردم از بيتوجهي مسئولان اجرايي و منتقدان تئوريک به واقعيات شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اختلاف بين شيوه محاسبه تورم، آثار تورمي رشد نقدينگي و ميزان رشد اقتصادي كه سوژه اصلي مباحث بين رئيسجمهور و منتقدان اقتصادي است، با واقعيات روز جامعه كه گراني كمرشكن به ويژه در سه حوزه مواد خوراكي، اجاره مسكن و هزينه حملونقل است، ارتباط مستقيمي ندارد.
ادامه مطلب...
روزنامه جام جم ارگان سازمان صدا و سیما پیام خبود به محمود احمدی نژاد درباره موضوع انرژی هسته ای را از طریق آلبرت انیشتین تقدیم وی کرد ! متن این پیام را روی تخته سیاه ببینید . این پیام روز پنجشنبه در صفحه ۱۵ ویژه نامه علمی این روزنامه به چاپ رسیده است . انتشار این پیام باعث شد تا روز پنجشنبه روزنامه جام جم از پیشخوان دکه های روزنامه فروشی جمع شود . حالا تصور کنید این عکس در یکی از روزنامه های اصلاح طلب چاپ می شد


آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد
آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند .
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند .
آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه
ادامه مطلب...
در باره غلامرضا حسني
ادامه مطلب...
**************
احمدينژاد ادامه داد: برخي از ما و وزراء در ارتباط با گراني گله دارند. بايد يك نكتهاي عرض كنم؛ در حال حاضر نرخ تورم ٦/١٣ درصد است كه ما ميخواستيم آن را تك رقمي كنيم و در اين راستا تلاش كرديم ولي محقق نشد. بخشي از گراني مربوط به ساختار اقتصادي كشور ماست. برخي از آن نيز در قانون مشخص شده است؛ مانند گراني ١٥ اقلام كالا كه يك قلم آن كم شد و ١٤ قلم شد. البته تلاش داريم تبعات اين گراني را كنترل كنيم و كاهش دهيم و اميدوارم اين اتفاق بيافتد
ماخذ سایت بازتاب
بانك مركزي از افزايش شديد تورم خبر داد
بانك مركزي ميزان نرخ تورم در خرداد ماه امسال را به 14.2 درصد اعلام كرد.
به گزارش ايسنا روابط عمومي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد: خلاصه نتايج به دست آمده از شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران بر اساس سال پايه 100=1383 (359 قلم كالا و خدمات) در خرداد ماه 1386 به شرح ذيل است:
شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران در خرداد ماه 1386 نسبت به ماه قبل 1.3 درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 16.1 درصد افزايش يافت.
ميزان تورم در دوازده ماه منتهي به خرداد ماه سال 1386 نسبت به دوازده ماه منتهي به خرداد ماه سال 1385 معادل 14.2 درصد است.
ميزان نرخ تورم در فروردين و ارديبهشت ماه امسال از سوي بانك مركزي به ترتيب 12.8 و 13.6 درصد اعلام شده بود
سپاس خدای عزوجل
خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است
I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me
ادامه مطلب...
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور كه از اسفند 1378 در دوره سيدمحمد خاتمي از ادغام دو سازمان «برنامه و بودجه» و «امور اداري و استخدامي كشور» تشكيل شده بود، طي دو سال گذشته با هجمههاي بزرگ روبهرو بوده كه آخرين هجمه در روز گذشته، عملا انحلال نهاد برنامهريز كشور به شمار ميرود.
هرچند برخي سختگيريهاي درست و نادرست سازمان مديريت در تخصيص بودجه، به ويژه به ادارات استانها موجب كندي برخي پروژهها شده بود، اما همين بهانه باعث شد تا رئيسجمهور در مهرماه 85 دستور انحلال سازمانهاي مديريت و برنامهريزي استانها در استانداريها را صادر كند.
در دي ماه همان سال وظيفه پرداخت حقوق هم از اين سازمان گرفته و به وزارت اقتصاد داده شدو سرانجام روز گذشته اين سازمان عملا منحل شد.
ادامه مطلب...
فانوس دریایی اسکندریه (مصر)، هرم بزرگ جیزه (مصر)، تندیس غول پیکر رودس (یونان)، نیایشگاه آرتمیس (ترکیه امروزی)، تندیس زئوس (یونان)، باغهای معلق بابل (عراق امروزی) و آرامگاه هالیکارناسوس (ترکیه امروزی)، به عنوان عجایب هفتگانه دنیای باستان شناخته می شود.
از این آثار که همه در خاورميانه امروزی و یونان قرار داشتند، فقط هرم جیزه در مصر باقی مانده است.عکسهاي مربوط به عجايب هفتگانه قديم رو اينجا ببينيد.
نتایج نظر سنجی جهانی برای انتخاب عجایب هفتگانه دنیای جدید، که توسط یک سازمان غیرانتفاعی انجام شده، طی مراسمی در شهر لیسبون پایتخت پرتغال اعلام شد.
دیوار بزرگ چین، مسجد تاج محل در شهر آگرای هند، شهر تاریخی پترا در اردن، آمفی تئاتر کولوسیوم در شهر رم ایتالیا، پیکره مسیح رهایی بخش در برزیل، هرم چیچن ایتزا در کشور مکزیک و بقایای شهر تاریخی ماچو پیکچو در کشور پرو، در رای گیری عمومی اینترنتی، به عنوان عجایب هفتگانه دنیای جدید انتخاب شده اند.
بنای تاج محل در شهر آگرای هند
| |
![]() |
| مراسم، با حضور و هنرنمایی آوازخوانان و هنرمندانی از کشورهای مختلف همراه بود |
'صد میلیون'
"بنیاد عجایب هفتگانه جدید" نهاد سویسی برگزار کننده این رای گیری، می گوید که حدود صد میلیون نفر از طریق اینترنت، تلفن و ارسال پیام کوتاه نوشتاری (SMS) در این رای گیری شرکت کرده اند.
![]() | |
| مجسمه مسیح رهایی بخش در شهر ریو دوژانیرو در برزیل |
این بنیاد، سال گذشته میلادی در یک فراخوان عمومی، از مردم سراسر جهان خواسته بود که در طول سال 2006 از طريق تلفن و اينترنت، بناهای محبوب خود را اعلام کنند.
بنیاد عجایب هفتگانه جدید، نام بیست و یک بنای دیدنی و تاریخی در نقاط مختلف جهان را به نظرخواهی گذاشته بود تا از میان آنها، هفت اثر برگزیده شود.
افزون بر میراثهای تاریخی جهان، بناهای مدرنی چون ساختمان اپرای سيدنی، برج ايفل پاريس و مجسمه آزادی نيويورک نیز در فهرست پیشنهاد شده از سوی بنیاد عجایب هفتگانه جدید قرار داشت.
شرط ورود به فهرست نامزدهای عجايب هفتگانه جديد ساخته شدن آن توسط انسان، تکميل آن پيش از سال 2000 و "قابل قبول بودن" چگونگی نگهداری آن بوده است.
بنياد عجايب هفتگانه جديد که رئيس سابق يونسکو نيز در ميان اعضای آن است هدف اين نظرسنجی را جلب توجه جهان نسبت به خرابی ميراث فرهنگی جهان اعلام کرده بود.
استاد اخلاق دولت: اصلاحطلبان مثل دستمال پشت بچه هستند
| ماخذ سایت خبری بازتاب |
ادامه مطلب...
(از همکار خوبم اقای دکتر مشرفی به دلیل ارسال این مطلب بسیار متشکرم .و آرزوی آمرزش مادر مرحومشان را دارم.)
فرشته ای به نام مــــــادر
تقدیم به تمام مادران فداکار و مهربان سرزمینم و مادر عزیز خودم که میدونه به اندازه تمام ستاره های آسمون دوستش دارم...

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد،اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد.
اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.
کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟.
.خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرينترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.
کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.
کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟
:فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.
کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد

کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند.او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد:خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد..
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهميتي ندارد،مي تواني او را
*** مـــــــــــــــــادر***
صدا کني
پل شیشه ای یا آسمان نورد گراند کانیون یا Grand Canyon Skywalk یک جاذبه توریستی است که در 20 مارس 2007 کار آن به اتمام رسید و در 28 مارس برای بازدید عموم آماده شد. این پل بر فراز رود خانه کلرادو ، در لبه دره گراند کانیون ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است. بلیط ورودی آن 25 دلار است.
بومیان محلی منطقه مالکان اصلی این ساختمان هستند. این پل شکل نعل اسبی دارد و 1200 متر از سطح زمین فاصله دارد ،ارتفاعی که بلندترین آسمانخراشهای دنیا را تحت الشعاع قرار میدهد. لبه آن 20 متر فاصله افقی از کناره زمین دارد. دیواره ها و کف آن از شیشه ای به ضخامت 10 سانتیمتر ساخته شده است. این پل میتواند 7 تن وزن را تحمل کند ، یعنی در آن واحد 800 فرد 80 کیلوگرمی میتوانند بر روی آن بروند. البته تنها اجازه داده میشود 120 توریست در یک زمان بر روی آن بروند.
این پل بسیار محکم ساخته شده و طوری طراحی شده که در نتیجه باد و راه رفتن مردم ، ارتعاش نداشته باشد. این بنا میتواند در برابر بادی با سرعت 100 مایل در ساعت مقاومت کند و یک زلزله 8 ریشتری را تاب بیاورد. ساخت این آسمان نورد در مارس 2004 -3 سال پیش- شروع شد و مجموعا 40 میلیون دلار هزینه صرف آن شد.
البته مجموعه آسمان نورد گراندکانیون ، ساختمانهای دیگری هم دارد : موزه ، سینما تئاتر ، سالن تشریفات ، فروشگاه و چندین رستوران. در انتهای این بنا ، کافه ای قرار دارد که مسافران میتوانند در آنجا در فضای آزاد غذا بخورند.
یک بازرگان اهل لاس وگاس به نام دیوید جین در ازای دریافت قسمتی از سود آسمان نورد ، در تأمین هزینه این بنا مشارکت داشته است. این پل ، تنها قسمتی از یک پروژه بزرگ است که در آینده تکمیل خواهد شد.
ساخت این بنا در میان ساکنان محلی موافقان و مخالفانی داشته است ،مخالفان این طرح این پل را یک بنای بر هم زننده ظاهر طبیعی گراندکانیون میدانند و موافقان آن را فرصتی برای مبارزه با فقر و بیکاری و الکلیسم گسترده ارزیابی کرده اند.
هر ساله 4.5 میلیون نفر از گراند کانیون بازدید میکنند و سازندگان این آسمان نورد امیدوارند سالانه 200 هزار نفر را جذب کنند. امکاناتی همچون برگزاری مراسم ازدواج و پرش از ارتفاع هم در آسمان نورد مهیا خواهد شد.
اي واژه ي بكر جاودانه اي شعر موشح زمانه
اي چشمه ي سينه جوش الهام اي حس لطيف شاعرانه اي مطلع و مقطع غزلها
اي لطف و ترنم ترانه شبها كه زديده خواب گيرد شعرم به سروده ي شبانه
بينم كه نشسته اي تو بيدار بر بستر طفل پر بهانه
آوازه ي گرم لاي لايت افكند طنين عارفانه
شاعر نه منم، تويي كه باشد شعرت همه شور مادرانه
احساس تو را كسي ندارد از توست مرا هم اين نشانه
ادامه مطلب...
|
منبع :آخرین شماره روزنامه باز توقیف شده هم میهن انتصاب رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز |
|
|
|
اگرچه همزمان با خداحافظي نقدي از ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز او در جمع كاركنان اين ستاد به صراحت اعلام كرد كه «به هيچ وجه استعفا نداده است»، اما منابع آگاه اذعان كردند كه نقدي به واسطه برخورد ضعيف قوه قضائيه با پرونده دانهدرشتها از اين سمت كنارهگيري كرده است. چندي بعد، شايعه استعفاي نقدي دامنه گستردهاي پيدا كرد تا آنجا كه روابط عمومي ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز دست به كار شد و در اطلاعيهاي تاكيد كرد كه خداحافظي سردار نقدي به دليل درخواست سرلشكر فيروزآبادي، فرمانده كل ستاد نيروهاي مسلح، و بازگشت وي به معاونت پشتيباني و لجستيك ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح بوده است. سرلشكر فيروزآبادي در نامهاي به رئيسجمهوري خواستار پايان خدمت سردار نقدي در ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز شده بود كه بلافاصله به امضاي محمود احمدينژاد نيز رسيد. نقدي در آذرماه 84 با حكم احمدينژاد به رياست ستاد آمده بود. او در همان زمان اعلام كرد كه با يك هدف پاي به ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز ميگذارد: «مبارزه با دانه درشتها».هرچند نقدي با ورود به پست جديد اعلام كرده بود «اگر به ميدان بيايد، تا آخر ايستاده است و ادامه خواهد داد» اما سردار به يكباره ميدان را خالي كرد تا از اين پس به طور تمام وقت در كنار سرلشكر فيروزآبادي به فعاليتهايش ادامه دهد. پيگيري پروندههاي بزرگ قاچاق در اواخر دوران رياست سردار نقدي با اعلام اسامي مفسدان اقتصادي و دانهدرشتها به اوج خود رسيده بود، تا آنجا كه اين ستاد طي چند نوبت، افشاي اسامي قاچاقچيان بزرگ با سابقه و فعاليت آنها را در دستور كار خود قرار داد. غلامحسين الهام در دولت نهم نمادي است از چند شغلي بودن برخي افراد در اين دولت. دولت نهم از ابتداي شروع به كار خود، ضمن اعلام اينكه ميخواهد دايره مديران را گسترده كند از دولتهاي گذشته به سختي انتقاد ميكرد كه مديران آن محدود بودند. اين دولت تاكيد داشت هركس را بر مبناي تخصص و تجربه براي پستها درنظر خواهد گرفت. |
ادامه مطلب...
بازداشت شده . حرام کرده.چیزی که حرام باشدودست بدان نتوان کرد.چیزی که حمایت کنند و جنگ کنند بر آن.
خانه و خانواده هم تعریفش میشه گفت مشخص و واضح هست مگر اینکه بسته به شرایط اکنون اصلاحیه ای به آن زده باشند.
اگر قبول کنیم که خانواده در محیط فیزیکی خانه زندگی میکنند و نیز اگر به فرض اولی به حرمت حریم خانواده قایل باشیم که صد البته مخصوصا در دین مقدس اسلام بسیار بدان تاکید شده میتوانیم تعریف کلمه حریم را در مورد حریم مقدس خانواده تعمیم دهیم و قبول بداریم که حریم خانواده محدوده ای است کاملا خصوصی و امن و بدور از تعرض که هر خانواده اصولا بایستی درآن کمال احساس آرامش و امنیت داشته و مامن وپناهگاهی برای زندگی آرام هر خانواده ای باشد.
و اما سخن دیگر :
دوستی تعریف میکرد در یکی از مناطق شهرمان در یک بعد از ظهر در منزلشان را میزنند از طریق آیفون میگویند که برای تحویل بسته ای پستی دم در حاضر شوند وقتی ایشان در را باز میکنند بلافاصله طرف پایشان را لای در گذاشته و همانند گانگسترها بلافاصله منزل رو در اختیار گرفته و حکم بازرسی نشون میدن و به بام خانه میروند تهدید میکنند که در بام رو باز کنند وگر نه قفل را میشکنند و بهر تقدیر بشقاب گیرنده ماهواره رو شکسته گیرنده ماهواره رو ضبط و بقیه ماجرا را به دادگستری احاله میکنند.
اینکه داشتن ماهواره طبق قانون جرم است حرفی نیست. و اینکه نیروی محترم انتظامی ضابظ قوه قضاییه میباشد هم بحثی نیست اما :
1 - با تعریفی که از خانه و خانواده شد بایستی به حرمت و امنیت خانواده هم اهمیت داد. دلیل ندارد به اقتضای هر قانونی وهمانند سرزمین دشمن به منزل مردم حمله کرد و امنیت و آرامش ان را مختل نمود.
۲ - اگر داشتن گیرنده های ماهواره جرم است و نیروی انتظامی بر خود فرض میداند که به محل نگهداری این آثار و اسباب جرم یورش ببرد. به طریق اولی نگهداشتن سایر اقلام غیر قانونی از قبیل اسلحه. مشروبات الکلی. مواد مخدر و بسیاری جرمهای خطرناک و دارای آثار سوئ که ممکن است در منازل مردم رخ دهد جرم بوده و ماموران محترم نیروی انتظامی بایستی در این موارد نیز به تک تک خانه ها سرک کشیده و آثار جرم را از منازل کلیه ایرانیها پاک نمایند.
۳ - در اینکه داشتن ماهواره جرم است شکی نیست اما آیا برخورد به هر قیمتی برای زدودن آثار جرم منطقی است؟ به دلیل ذات وظایف نیروی انتظامی و پلیس (و به هر دلیلی)در همه جای دنیا مردم ممکن است خیلی علاقه به کار پلیسی و خود پلیس نداشته باشند. در این شرایط و با این اقدامات معلوم است که تا چه حد اعتبار و حیثیت اجتماعی پلیس خدشه دار خواهد شد.
۴- به هر صورت تفتیش منازل برای کشف الات جرم اگر بی اشکال و لازم است منطقا بایستی به طرف کشف اقلام خطرناکتر و حساستر سوق داده شود مگر اینکه اهداف دیگری مورد نظر باشد.
۵ - اگر هدف از این اقدام برخورد با برنامه های غیر اخلاقی تلوزیونی است .در شرایطی که دسترسی بسیار ارزانتر و آسانتر به انواع ابزار نیل به این برنامه ها از جمله اینترنت و سی دی های وارداتی و سرعت فوق العاده تکثیر انها توسط شبکه های موجود در داخل کشور مقدور است.آیا به نظر تصمیم سازان و مجریان .خطر و تهدید خانواده ها بیشتر از شبکه های وسیع تکثیر و توزیع انواع تصاویر غیر اخلاقی و غیر قانونی از حریمهای خصوصی خانواده ها و یا از قاچاق کنندگات محصولات مذکور از مرزها هستند؟
زمستان هم تمام میشود
و این قصه سری دراز دارد....
روز مادر نزدیک است این شعر رو من از سال های بسیار دور شنیدم و بسیار دوستش دارم . خدا سایه مادر هارو از سر فرزندان کم نکنه و مادر های بدرود حیات گفته رو قرین رحمت خود کند.
روز مادر بهانه ایست برای یاد آوری اوج عظمت خلقت باری تعالی
و شعر زیر رو تقدیم میکنم به همه مادران مهربان دنیا و مادر عزیز خودم( شعر از :سعید شمس انصاری)
مهربان مادر من
اي من از مهر تو در جامه گرم
اي من از لطف تو در بستر ناز
((هرگز از خويش مرا دور مساز ))
اي مرا مظهر ايمان و غرور
اي نگاه تو پر از گرمي اي صداي تو مرا روحنواز
((هرگز از خويش مرا دور نساز))
نازنين مادر من
من به گلزار وجود
چون گلي تشنه ي باران محبت هستم
هرگز اي ابر پر از رحمت و عشق
نو گل تشنه ي خود را مبر از خاطر پاک
اي در گلشن قلب من به روي تو باز
هرگز از خويش مرا دور مساز
مادر
از نغمه ي لالائي تو
مي رسد بانگ ملائك بر گوش
از صداي سخن عشق تو عالم مدهوش
قسمت مي دهم اي از همه ي دنيا بهتر
به همان شير محبت كه مرا نوشاندي
به همان نغمه ي لالائي شبهاي دراز
((هرگز از خويش مرا دور مساز))
سينه ي پاك و دل كوچك من
همه از مهر رخت لبريز است
با تو پاييز برايم چو بهار
و بهارم بي تو
سرد و غمناك تر از پاييز است
اي پرستار تن من از آغاز
((هرگز از خويش مرا دور نساز))
بي من هيچم هيچ همه هستيم از هستي توست
شيره جان تو
در رگ رگ جانم جاريست
و بپاكي تو و شير تو سوگند كه من
تا كه خون در رگهايم هست
از تو اي چشمه جوشان اميد
بر نمي دارم دست
قسمت مي دهم اي از همه ي دنيا بهتر
به همان نغمه ي لالائي شبهاي دراز
((هرگز از خويش مرا دور مساز))
((هرگز از خويش مرا دور مساز))

( يعقوب ليث/ باستاني پاريزي)
آنچه پيترو دلاواله ( جهانگردي ايتاليايي كه پنج سال در ايران به سر برده و با شاه عباس مصاحب بوده است) درباره اين پادشاه مي نويسد:
"...شاه عباس تنها بر ملت خود حكومت نمي كند. بلكه براي مردم ايران به منزله سرپرست و پدري مهربان است. نه تنها به رعاياي خود زمين و احشام مي بخشد؛ بلكه به هركه نيازمند باشد پول كافي مي دهد .... غلامان و خدمتگزارن خود را از خزانه خويش زن مي دهد و به آموختن هنري كه زندگاني ايشان را به كار آيد تشويق مي كند. به گمان من هيچ پدر خانواده اي به مهرباني اين پادشاه كه چندين ميليون نفوس را اداره مي كند ؛ در عالم نيست. البته رفتار ملاطفت آميز او با رعاياي عيسويش براي دين ما عيسويان مفيد نيست؛ زيرا بسياري از عيسويان فريفته مهرباني و نيك رفتاري ظاهري (!!) او مي شوند و مذهب خود را به پول مي فروشند..."
اينم از خودم در ادامه مطلب بالا:
يكي از بزرگترين اقدامات شاه عباس احتمالا باب كردن زيارت مرقد امام هشتم بود تا از حيف و ميل پولهايي كه ايرانيان صرف مكه رفتن مي كردند جلوگيري كند و پولهاي بي زبان لااقل در داخل كشور خرج شود.حديث هاي آنچناني در باب استحباب زيارت و وجوب بهشت بر زيارت كنندگان هم در اين دوره ايجاد شده است.انصافا اين سياستي مهم بوده است.
◄ پروفسور حسابي...! 
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
◄ احترام به پدر
شاپور اول؛ شاهنشاه ساساني سه سال نخست پادشاهي خود را بدون تخت و تاج گذرانيد: پدرش اردشير بابكان - كه پادشاهي را به پسرش واگذاشته؛ خود عزلت گرفته بود- زنده بود و شاپور به احترام نام پدرش ؛ در اين سه سال تاجگذاري نكرد.(241-224)
(تاريخ مردم ايران/زرين کوب)
◄ زماني مهدي بيگ شقاقي در وصف آغامحمدخان قاجار يك رباعي گفته بود كه:
نه جود ترا كه وصف عاليت كنم
نه فهم تو را كه حرف ؛حاليت كنم
نه ريش تو را كه ريشخندت سازم
نه خا.. تو را كه خا.. ماليت كنم
دستور توقيف مهدي بيگ خيلي سريع صادر شد و او به حرم عبدالعظيم پناه برد و بست نشست. البته كسي را گستاخي آن نبود كه متعرض بست نشيني شاعر شود؛ ولي آغامحمد خان گروهي را گمارد تا به محض خروج مهدي بيگ او را دستگير كنند. شاعر بينوا در بست ماند تا زماني كه جسد آغامحمد خان را از تفليس به ري آورده؛ طواف دادند. آنگاه از بست خارج شد.
( كلاه گوشه نوشين روان/ باستاني پاريزي)
◄ بوران ( دختر حسن بن سهل) با مامون عباسي ازدواج كرد. در شب عروسي او ؛ مادربزرگ او در طبقي تكه هاي موم را به شكل مرواريد ساخته درون هريك كاغذي قرار داده بود ؛ بر كاغذ نام روستايي نوشته. زماني كه مامون به ميان سراي عروس رسيد؛ اين طبق را به پاي مامون ريختند و از اطرافيان مامون هركه مرواريدي به چنگ آورد؛ قباله روستاي ياد شده در كاغذ درون موم -مرواريد را به او فرستادند.
( تاريخ ايران/ زرين كوب)
◄ زماني كه سرتيپ آزموده در محاكمه مصدق گفت " آدمي چون مصدق كه از صداي تفنگ مي ترسد و خدمت نظام انجام نداده است؛ چه دليل داشته كه سمت وزير دفاع را اشغال كند؟" مصدق جواب داد: " توهين نكن آقا! نه تنها از صداي تفنگ نمي ترسم؛ بلكه يك دولول دارم و حتي در احمدآباد يك كبوتر هم با آن زده ام و حالا هم اگر تفنگ بدهيد از اين نظاميهاي شما بهتر مي توانم به هدف بزنم."
(مصدق در محكمه نظامي/ جليل بزرگمهر)
◄ در جنگ ايران و ليدي ( كورش كبير و كرزوس) در سخت ترين موقعيت؛ زماني كه پارسيها در اثر حملات مصريها ( كه جوشن پوش بودند) عقبنشيني آغاز كردند؛ كورش ملول شد و از پشت سر دشمن به سپاه مصريهاي حاضر در سپاه كرزوس حمله برد. اين حركت موفقيت آميز درآمد ولي در اين بين؛ يكي از مصريها كه لگدكوب اسب كورش شده بود؛ شمشير خود را به شكم اسب فرو برد و كورش از اسب افتاد؛ در حالي كه توسط دشمن شناخته شده بود. در اين وانفسا؛ يك سرباز ايراني ( از گارد كورش) از سر جان برخاست و از اسب پياده شد و كورش را بر اسب خود نشانيد. كورش سوار شد و چند تن ديگر نيز رسيدند و مصريان را عقب راندند. سپاه ليدي در هم شكست و سارد تصرف شد. آن سرباز به راستي گمنام نيز كشته شد.
(ايران باستان/ پيرنيا)
◄ درستکاري سربازان شاه عباس
از سفرنامه پيترو دلاواله:
"...سربازان شاه (عباس كبير) به حدي درستكار و خوشرفتارند كه مردم دهكده هاي ايران بر خلاف رعاياي كشورهاي اروپا؛ هنگام لشگركشي از پيش ايشان نمي گريزند. بلكه بر خلاف؛ براي سپاهيان خوراكيها و هداياي گوناگون مي آورند و با كمال گشاده رويي و خرسندي نصرت و پيروزي ايشان را از خدا مي خواهند. زيرا مي دانند كه سربازان شاه يغماگر نيستند و از ايشان به هيچكس آزار و مزاحمتي نخواهد رسيد. من به چشم خود ديدم كه در بيابانها و راههاي خلوت؛ سربازان از رعايا ميوه و چيزهاي ديگر مي خريدند و هيچيك تخطي به اموال مردم نمي كرد."
◄ ؟؟؟
در سال 910 هجري قمري؛ هنگامي كه شاه اسماعيل بهادر سرسلسله صفوي در يزد بود؛ از سلطان حسين ميرزاي بايقرا نامه اي به او رسيد كه فتح عراق و فارس و كرمان را به شاه تبريك گفته بود. در اين نامه سلطان تيموري او را به جاي شاه اسماعيل؛ ميرزا اسماعيل ( چنانچه در خاندان تيموري رسم بود) خطاب كرده بود. پادشاه صفوي اين خطاب را توهيني به خود شمرد و به اين بهانه به شهر طبس ( كه در حوزه حكومتي سلطان حسين بايقرا بود) تاخت و هفت هزار تن از مردم آنجا را به جرم سني بودن از دم تيغ گذرانيد.
(زندگاني شاه عباس اول/ نصرالله فلسفي)
◄ مصدق و قرارداد نفت
احسان نراقي از قول علي پاشا صالح نقل مي كند كه:در بهمن ماه سال 1331 به اتفاق هاندرسون سفير امريكا در تهران نزد دكتر مصدق رفته و هفت ساعت تمام متن پيش نويس آخرين قرارداد نفت را (ميان انگلستان و ايران و به ميانجيگري امريكا) كه گويا قرارداد بسيار مناسبي نيز براي ايران محسوب ميشده است ؛ بررسي مي كنند. اما فرداي آن روز كه قرار بوده است كه قرارداد امضا شود؛ مصدق ميگويد من از عقيده ديشبم برگشتهام و نميتوانم اين فرارداد را پاراف كنم. و به اين ترتيب مذاكرات قطع مي شود.
گويا اين شكست در مذاكرات ؛ امريكاييها را به اين نتيجه مي رساند كه مصدق تحت نفوذ كمونيستها است و قابل اعتماد نيست.
(آن حكايتها/ احسان نراقي)
◄ اعراب و منافع مشترک
در يادداشتهاي علم روز شنبه 1349/3/31 مي خوانيم كه:
سفير اسرائيل نزد علم آمده بود و اظهار نگراني از نزديكي اعراب و ايران كرده بود. علم نيز خود به شاه مي گويد: چرا بايد اين همه به طرف اعراب برويم؟ ما مسلمانيم و اين اعراب خود را اول عرب و بعد مسلمان مي دانند...شاه مي گويد آخر با اعراب منافع مشترك داريم. و علم باز مي گويد درست ولي اين عربها هرگز به منافع مشترك ارج نميگذارند.
◄ اولتيماتوم به استالين
ترومن فاش كرده است كه در سال 1946 ميلادي دو بار به استالين تلگراف فرستاده است و به او درباره ايران اولتيماتوم داده است. بار اول ماه مارس سال 46 درباره تخليه ايران از نيروهاي شوروي : اين تلگراف متضمن اين اخطار بوده است كه در صورت عدم خروج شوروي؛ آمريكا نيز دوباره به ايران نيرو ارسال خواهد كرد و بار دوم دسامبر همان سال هنگام حمله ارتش ايران به آذربايجان : اين تلگراف متضمن تهديد استفاده از بمب هسته اي بوده است ( شوروي هنوز صاحب بمب هسته اي نبود). گويا استالين كه پيشتر بي پروايي ترومن را در استفاده از اين بمب بر فراز شهرهاي ژاپن ديده بود؛ اين تهديد دوم را براستي جدي گرفت.
(پدر و پسر/ محمود طلوعي)
◄ خسرو پرويز و روياي صادقه
خسرو پرويز پادشاه ايراني شبي در خواب ديد كه دودمان ساساني در زمان يكي از پسران يا پسران وي و يا از خون پسران وي نابود خواهد شد. پس از مشورت با ستاره شناسانش٬ پسرانش را كه ۱۷ تا بودند در قلعه اي با تمامي نعمات بدون زن اسير كرد تا پادشاهي پس از او به ديگر شاهزادگان ساساني كه از خون او نبودند برسد٬ پس از مدتي فرزند ارشدش شيرويه همان كه پس از كشتن خسرو پرويز بر جاي پدر نشست٬ از شيرين بانوي ايران خواست تا براي وي همسري فراهم كند٬ وي نيز كه از رنج پسران آگاه بود٬ شاهزاده اي از كشواد (استخر) براي وي در لباس مردانه به قلعه فرستاد و موبدي را نيز براي پيمان زناشويي آن دو مخفيانه فرستاد٬ همان شب دختر از شيرويه باردار شد و فرزندي از آن دو حاصل شد٬ خسرو پرويز از خيرگي آن پسر بچه به شگفت آمد و پس از كنكاش از داستان آگاه شد. با خواهش شيرين كودك از مرگ رهايي يافت و به خاندان مادري سپرده شد. نام وي در نزد پدرخوانده اش غباد بود. پس از چندين شاهزاده ساساني و گذشت سال ها او به پادشاهي رسيد و نام راستين خود را يافت كه همانا يزدگرد بود و در زمان وي پادشاهي ساساني درهم شكسته شد.
(شهربانو / رحيم زاده صفوي)
◄ اينم از زرنگي هاي رضاخان
گويا روزي رضاشاه را با چند آخوند ( پيش از واقعه مسجد گوهرشاد و در اوايل اختلافات دولت و روحانيت) ملاقاتي افتاد. شاه پهلوي ) كه بر خلاف ضعف سوادش بسيار با ذكاوت و تيزهوش بود)؛ حضرات علما را اينگونه از گله گزاري منصرف كرد كه پرسيد: " حضرات محترم؛ شما متقي تر و با سوادتريد يا شيخ بهايي؟" البته همه جواب دادند شيخ بهايي.
باز پرسيد "من عادلترم يا شاه عباس؟" باز هم البته پاسخ شنيد كه قبله عالم!
پس گفته بود " خوب معلوم شد من از شاه عباس بدتر نيستم و شما.... هم از شيخ بهايي عالمتر نيستيد. حال چطور مي شود كه شيخ بهايي توانسته باشد با شاه عباس بسازد و شماها نتوانيد با من بسازيد؟"
(نون جو/باستاني پاريزي)
◄ جواب کورش
زماني كه كورش كبير ؛ كرزوس پادشاه ليدي را مغلوب ساخت؛ فريزي ها و ساير طوائف آسيايي مطيع كورش گرديدند. اما ايونيها (يونانيان ساكن آناتولي) كه در جنگ يادشده بيطرفي اختيار كرده به هيچكدام از طرفين كمك نكرده بودند؛ از روي استيصال از دولت يوناني اسپارت كمك خواستند. اسپارتيها كه گويي هنوز كورش را نشناخته بودند؛ به فرستادن سفيري به نزد او اكتفا كردند و از روي نخوت از او خواستند كه متعرض بلاد يوناني نشود و الا مورد خصومت اسپارت قرار خواهد گرفت. پادشاه بزرگ كه آداب گفتگو را بهتر مي دانست؛ ضمن ابراز تشكر بابت اخطار؛ گفت: "بپرهيزيد از روزي كه به جاي دلسوزي بر احوال ايوني ها؛ بر مصائب خود نوحه گري نماييد!"
(تاريخ ايران/سرپرسي ساكس )
◄ بردياي دروغين و داريوش
كوروش بزرگ از همسرش آتوسه (آتوسا) كه دختر پادشاه ماد بود٬ دو فرزند ۲ قلو داشت كه يكمي كه چندين دقيقه زودتر از دومي به دنيا آمد نامش كمبوجيه و دومي نامش برديا بود٬ و كمبوجيه فرزند ارشد كوروش شد. پس از درگذشت كوروش٬ كمبوجيه به پادشاهي رسيد و در يورش به مصر و پيروزي در آن٬ ۷ سال از ايران دور بود و در اين مدت شايعه اي بر سر زبان ها افتاد كه وي كشته شده است و از آنجا كه برديا به فرمان كمبوجيه هميشه يك ماسك بر صورت داشت تا در بين مردمان با كمبوجيه اشتباه نشود٬ توسط گئومارت كشته شد و وي كه يك كلاه بردار بزرگ بود خود را به جاي او معرفي كرد و مردمان او را باور كردند٬ وي آيين بت پرستي را دستور مي داد و ماليات هاي بيهوده از مردم مي گرفت و پايتخت خود را در هگمتانه (همدان) قرار داد. پس از مرگ مشكوك كمبوجيه در سوريه٬ داريوش پسر ويشتاسب كه يكي از سپهبدان ارتش ايران بود در بازگشت به ايران از تغيير رفتار ايرانيان شگفت زده شد و با هوشياري خود و كمك بزرگان كشور او را رسوا كرد٬ و آيين هاي پيشين را دوباره برقرار ساخت و ماليات ها را برچيد و كشور را كه سر به شورش گذارده بود آرام كرد و بزرگان كشور او را به جاي < بردياي دروغين > به پادشاهي ايران برگزيدند.
(سرزمين جاويد / ذبيح الله منصوري)
◄ از عجايب تاريخي آنكه زماني كه مشتاقعلي شاه را با لطفعلي خان زند ملاقات افتاد. گويا لطفعلي خان با اشاره به زيبا رخساري مشتاق؛ در غياب وي گفته بود : اين جوان كه پير دراويش است هنوز شايسته عمل خلوت است. و همين عملي كه وي به جسارت درباره مشتاق سخنش را گفته بود؛ پس از دستگيري و توسط لشگر قاجار و به دستور خان قاجار؛ با وي كردند.
(باستاني پاريزي/ با دردكشان هركه درافتاد)
◄ دين ستيزي
هرچند مستقيما به تاريخ ايران مرتبط نيست:
گويا در هنگام اوج اختلافات ناپلئون با كليساي كاتوليك؛ روزي ناپلئون به يكي از كاردينالهاي فرانسوي مي گويد:" جناب كاردينال بگو كشيشها كوتاه بيايند. من كه نصف عالم را تسخير كرده ام؛ مي توانم همه كليساهاي شما را خراب كنم و ريشه دين را درآورم "
كاردينال با خونسردي جواب داده بود:"عاليجناب! خود ما كشيشها هم 18 قرن است كه در همين تلاشيم و از عهده بر نمي آييم"
◄ جنگ ايران و روم
هنگامي كه قباد پادشاه ساساني از ژوستنوس درخواست كرد كه فرزندش خسرو را به فرزندخواندگي بپذيرد تا در صورت نياز امپراتور روم حامي تخت و تاج خسرو پس از مرگ قباد باشد" در ابتدا امپراتور روم اين درخواست را راهي براي هرچه بيشتر نزديك شدن دو امپراتوري دانست و آمادگي خود را براي پذيرش اين درخواست اعلام كرد. اما مشاور مخصوص ژوستينوس" پروكلوس با استدلالي ساده او را ازعواقب اين فرزندخواندگي برحذر داشت:
"اگر رسوم و قوانين اقوام مختلف...با يكديگر فرق دارد" در اين يك مورد همه با هم موافقند كه ميراث پدر از آن پسر است اين فرزندخواندگي به معناي الحاق روم به ايران تحت پادشاهي خسرو خواهد بود "
اين نكته سنجي موجب شد كه امپراتور روم پيشنهاد شاهنشاه ايران را رد كند و اين خود موجب آغاز جنگ تازه اي ميان ايران و روم گرديد.
(جنگهاي ايران و روم/پروكوپيوس)
◄ يهودي دورغگو و مسلمان درستکار
مخبرالسلطنه هدايت ماجرايي را نقل مي كند كه هرچند با توجه به تاسيس دادگستري و ... در زمان رضاشاه؛ پذيرش چنين داستاني بسيار سخت است ولي از آنجاييكه هدايت خود از نزديكان رضاشاه بوده است؛ به هر حال ممكن است:
يهوديي سيصد تومان گم كرده بود؛ مسلماني پيدا. به قوت ايمان برد به شهرباني داد. يهودي براي اينكه مشتلقي ندهد گفت پول من پانصد تومان بود. كشمكش شد. شاه طرفين را خواست. به حضور رفتند. به يهودي فرمودند چه گم كرده اي؟ گفت پانصد تومان به مسلمان گفت چه پيدا كرده اي؟ گفت سيصد تومان. فرمودند اين سيصد تومان مال تو ( مسلمان) پانصد تومان يهودي هم هروقت پيدا شد برود بگيرد!!!
(خاطرات و خطرات/ مخبرالسلطنه)
◄ چه بخوري چه نخوري به جهنم مي روي
يك وقت شيخ محمد تقي ثقه الاسلام از روحانيون كرمان بيمار شده بود و نزد دكتر دادسن (پزشك انگليسي كه تا آخر عمر در كرمان زندگي كرد) مي رود. دكتر معاينه مي كند و نسخه مي نويسد و دارو را نيز خود آورده به ثقه الاسلام داده بود. او ضمن تشكر مي پرسد آقاي دادسن نكند اين دارو معجون الكلي داشته باشد؟ دكتر پاسخ مي دهد احتمالا دارد. باز مي گويد : خوب من روحاني چگونه چنين دوايي بخورم؟ مي ترسم به جهنم بروم. دكتر به سادگي پاسخ مي دهد: جناب شيخ اگر نخوريد زودتر به آنجا خواهيد رسيد!
(جامع المقدمات/ باستاني پاريزي)
◄ نميدونم اينو به چه عنواني بزارم! قديميا خوب گفتن که:" چوب خدا صدا نداره وقتي بخوره دوا نداره".
روايتي است از ناصرالدوله فرمانفرما ( جد نصرت الدوله فيروز ) كه زماني كه حاكم كل كرمان و اطراف بود؛ يكي از ياغيان بلوچ ( سردار حسين خان) را دستگير كرده؛ در كرمان زنداني ساختند. پسر جوان سال اين ياغي نيز همراه او دستگير شده در همان زندان و زير يك غل با پدر بود. طفلك در زندان مبتلا به ديفتري مي شود. سردار بلوچ از زندانبانان التماس مي كند كه بچه بيمار را از زندان خارج كنند تا بلكه معالجه شود. فرمانفرما نمي پذيرد. سردار توسط افضل الملك كرماني كه از نزديكان فرمانفرما بود؛ خواهش خود را از حضور فرمانفرما تكرار مي كند. فرمانفرما نمي پذيرد. افضل مي گويد كه سردار حاضر است پانصد تومان قرض كند و پيشكش دهد تا فرزندش را از پيش چشمش خارج كنند. فرمانفرما نمي پذيرد. افضل به آخرين حربه متوسل مي شود كه: " آخر خدايي هست! پيغمبري هست! ظلم است كه پسري چنين رشيد در برابر چشم پدرش زير كند و زنجير بميرد و كسي به دادش نرسد. اگر پدر گناهكار است؛ باري پسر كه گناهي ندارد." ناصرالدوله باز جواب نفي مي دهد كه: "فرمانفرماي كل مملكت كرمان؛ انتظام مملكت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسين خان بلوچ نمي فروشد." همانروز فرزند سردار بلوچ در پيش چشم اشكبار پدر خود جان مي دهد.
يكي دو روز بعد؛ يكي از محبوبترين فرزندان فرمانفرما به ديفتري مبتلا مي شود. اطبا هرچه جهد مي كنند؛ سودي نمي بخشد. به دستور ناصرالدوله فرمانفرما؛ پانصد گوسفند در كرمان و ولايات اطراف قرباني كرده و به فقرا مي بخشند. ولي باز افاقه نمي شود و كودك؛ پسر فرمانفرما نيز جان مي دهد. فرمانفرما چنان مغموم مي شود كه تا چند روز پي در پي مويه مي كرد و موي مي كند و هيچكس را نمي پذيرفت. خانواده او كه اين حالت روحي او را مي بينند؛ از افضل الملك مي خواهند كه به ديدن او رود تا بلكه او را به خورد و خوراك بازگرداند. افضل ناخوانده يااللهي گفته به اطاق خصوصي فرمانفرما وارد مي شود. هنوز سلام و عليك نكرده؛ فرمانفرما فرياد مي زند:" افضل ! عاصي شده ام. باور كن كه پيري نيست! پيغمبري نيست! خدايي نيست! هيچ كس نيست! وگرنه ؛ اگر من پيرمرد قابل ترحم نبودم؛ و دعاي شبانگاهي من كارگر نبود؛ لااقل به دعاي اين فقرا و .. به بركت اين پانصد گوسفند و نذر و نذورات مي بايست فرزند من نجات يافته باشد." افضل پاسخ مي دهد:" حضرت اجل اين فرمايش را نفرماييد كه هم خدايي هست و هم پيغمبر و پير! و بالاخره كسي هست! اما بدانيد كه فرمانفرماي كل مملكت عالم نيز؛ انتظام مملكت خود را به پانصد گوسفند رشوه ناصرالدوله نمي فروشد!"
آنگاه هردو نشستند و لحظه اي به هم نگريستند و مدتي گريستند و باز گريستند.(واقعا راس ميگن خدا جاي حق نشسته)
◄ شاه اسماعيل و جوابيه به سلطان عثماني
سالها پيش از چالدران؛ سلطان عثماني نامه اي به شاه اسماعيل اول نگاشت و در آن دو ايراد از رفتار شاه اسماعيل گرفت:
1) لعن خلفاي سه گانه .
2) سجده مردم ايران در برابر شاه.
پاسخ شاه اسماعيل چنين بود:
1) خلفاي ثلاث از زمره خادمان جد بزرگوار مااند( شاه اسماعيل ادعاي سيادت داشت )؛ شما را به اين وكالت فضولي چه كار است؟!!
2) مردم ما را سجده نمي كنند؛ بلكه از ديدن چنين پادشاه شيعي نواز سني گداز ؛ سجده شكر به درگاه حق تعالي به جاي مي آورند!!
(مجالس المومنين/قاضي نورالله)
◄ توصيف آميانوس مارسلينوس از ايرانيان ( در دوره ساسانيان )
"همه ايرانيان تقريبا قامتي رسا و رنگي گندم گون يا سبزه روشن و نگاهي تند و ابرواني به هم پيوسته و ريشي زيبا و مويي بلند دارند. بي اندازه بدگمان و محتاطند..... اهتمام دارند كه بر خلاف ادب كاري نكنند. خيلي كم ايرانيان را مي توان ديد كه ايستاده ادرار كنند.... ذره اي از بدن ايشان را برهنه نمي توان ديد........ خودستاي و خشن و هول انگيزند.....حيله گر و مغرور و كم رحمند. رفتاري آزاد دارند. با ناز قدم برداشته و مي خرامند. چنانكه شخص از ظاهر حكم مي كند كه اين قوم چون زنان سست و ضعيفند؛ در صورتيكه حقا دليرترين اقوام روي زمينند؛ گرچه خدعه آنان بر تهورشان مي چربد..... خود را صاحب اختيار جان غلامان و رعاياي زيردست خويش مي دانند.... قناعت و صبر آنان در مقابل لذات طعام قابل ستايش است .... هرگز معده را انباشته نمي كنند و به سير شدن قانعند"
◄ ناپلئون و سفير فتحعليشاه
زماني فتحعليشاه سفيري به دربار ناپلئون فرستاده بود. در يكي از مهمانيهاي درباري؛ يكي از درباريان ( و به قولي خود ناپلئون) خواست متلكي بار سفير ايران كند؛ به او گفت " شنيده ام پادشاه شما بيش از 300 زن دارد. چه مرد زرنگي است!!!"؛ سفير رند كه مدتي در پاريس بوده و از كم و كيف قضاياي دربار فرانسه مطلع بود پاسخ داد:" اتفاقا اعليحضرت امپراتور فرانسه بسيار زرنگتر از پادشاه ايران هستند. چرا كه پادشاه ايران 300 زن شرعي و قانوني دارند و مجبورند بر اساس شرع اسلام ايشان را از نظر محل سكونت و ... نفقه دهند. درحالي كه اعليحضرت ناپلئون شوهر تمامي زنان دربار خود هستند؛ بي آنكه هيچ از اين بابت هزينه بفرمايند!!"
دست اين سفيره درد نکنه چه حالي داده به حول ناپلئون.


















محمدرضا نقدي در حالي اواسط خردادماه امسال از رياست ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز كنارهگيري كرد كه اقدام او بحثهاي زيادي ايجاد كرد.