سهندیه


شاه داغيم ،
چال پاپاغيم ،
ائل داياغيم ،
شانلی سهنديم
باشی طوفانلی سهنديم
باشدا حيدر بابا تک قارلا قيروولا قاريشيب سان
سون ايپک تئللی بولودلارلا افقده ساريشيب سان
ساواشارکن باريشيب سان
گويدن الهام آلالی سرری سماواته دئيه رسن
هله آغ کورکی بورون ، يازدا ياشيل دون دا گئيه رسن
قورادان حالوا يئيه رسن
ادامه مطلب...
استاد محمد حسین بهجت(شهریار) انصافا یکی از هنرمند ترین شهرای معاصر چه به زبان آذری و چه فارسی میباشد. هنرمند گفتم به این منظور که در هر بیت از اشعارش میتوان معنی بسیاری از فرهنگ و ادب و هنر و حتی رفتارشناسی شنافت.
شهریار شاعری بود که با شعرش معجزه کرده است . شاهکار حیدر بابا یا سلام اش برای همیشه بر تارک شعر آذری خواهد درخشید.و من بعد از چندین بار خواندن آن بازهم یکی از کتابهای مورد رجوعم در قفسه کتابهایم است و لذتی وصف ناپذیر از خواندن آن میبرم.
قطعه شعر زیر نیز که در خود دنیایی رمز و راز و احساس و غم نهفته است زمانی سوده شده (آن هم فی البداهه) که شاعر از عشق خود شکست خورده و ظاهرا این شکست مسیر زندگیش را عوض کرده است.در روزی که به منظور بزرگداشت این استاد روز شعر و ادب فارسی(۲۷ شهریور) نامیده شده این شعر را به همه عاشقان و شاعران تقدیم میکنم.
بخوانید:
یار وهمسر نگرفتم که گرو بود سرم
توشدی مادرو من باهمه پیری پسرم
توجگر گوشه هم از شیر بریدی وهنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
من که با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق وجوانی است به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق وآزادگی و حسن و جوانی وهنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گوهر بند زر و سیم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر
من خودآن سیزدهم کز همه عالم بدرم
تا به دیوار ودرش تازه کنم اهل قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو ازآن دگری،رو که مرا یاد تو بس
خو تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم ودلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم ووالا گوهرم
واما پشت صحنه خلق این شعر:
ادامه مطلب...
پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد
و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.
زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا
ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
ادامه مطلب...
عشق را وارد كلام كنيم
تا به هر عابري سلام كنيم
و به هر چهره اي تبسم داشت
ما به آن چهره احترام كنيم
هركجا اهل مهر پيدا شد
ما در اطرافش ازدحام كنيم
چشم ما چون به سروسبز افتاد
بهرتعظيم او قيام كنيم
گل و زنبور، دست به دست دهند
تا كه شهد جهان به كام كنيم
اين عجايب مدام دركارند
تا كه ما شادي مُدام كنيم
شُهره زنبور گشته است به نيش
ما ازو رفع اتهام كنيم
علفي هرزه نيست در عالم
ما ندانيم و هرزه نام كنيم
زندگي در سلام و پاسخ اوست
عمر را صرف اين پيام كنيم
«سالكا» اين مجال اندك را
نكند صرف انتقام كنيم
در عمل بايد عشق ورزيدن
گفتگو را بيا تمام كنيم
عابري شايد عاشقي باشد
پس به هر عابري سلام كنيم.
قلعه رودخان
تصویر زیر قلعه رودخان واقع در ۲۵ کیلومتری شهر زیبای فومن در استان گیلان و در دل ارتفاعات پوشیده از جنگل های سر به فلک کشیده و انبوه و بسیار زیبای منطقه واقع شده است. به همراه خانواده و بعد از حدود ۱.۵ ساعت طی نمودن پله و در حضور جمع کثیری از بازدید کننده ها قبل از ظهر روز جمعه مورخ ۹-۶-۸۶ از این مکان دیدن کردیم.
این قلعه بسیار زیبا و در نوع خود و بویژه بخاطر محل استقرار خود و صعوبت دسترسی به آن کم نظیر٬در قرن نهم هجری قمری احداث شده است.

واین هم عکسی دیگر:


باری امروز سالکرد درگذشت نویسنده توانا و وطندوست و دلسوز آذربایجانی ایرانی ماست. که در سالهای کوتاه زندگی خود شاهکارهای جاویدانی به جامعه خود هدیه کرد.
یادش گرامی
پريروز در لندن، در ميدانی جلو پارلمان که خود تاريخ پرجدل دموکراسی در اين بخش کوچک از جهان و کشمکش های بر سر آن بين قدرتمداران و مردم را نشانه می زند، چند قدم آن سوتر از محلی که مجسمه هائی از وينستون چرچيل مرد سياسی تمام تاريخ بريتانيا و ابراهام لينکلن مرد بزرگ تاريخ آمريکا ايستاده اند، از مجسمه نلسون ماندلا پرده برداشته شد.
ادامه مطلب...

سكه اي براي يك فقير گمنام
دخترم جرالدين , از تو دورم . ولي يك لحظه , تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود . تو كجايي ؟ در پاريس , روي صحنه تتاتر پر شكوه " شانزليزه " ... ؟ اين را مي دانم و چنان است گويي در اين سكوت شبانگاهي , آهنگ قدمهايت را مي شنوم . شنيده ام , نقش تو در اين نمايش پرشكوه , نقش دختري زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار , شده است .
جرالدين , در نقش ستاره باش و بدرخش , اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي كه برايت فرستاده اند , به تو فرصت هوشياري داد , بنشين و نامه ام را بخوان
ادامه مطلب...
با چشم ها
ز حیرت این صبح نابه جای
خشکیده بردریچه ی خورشیدچارتاق
برتارک سپیده ی این روز پابه زای
دستان بسته ام را آزاد کردم از زنجیرهای خواب
فریاد برکشیدم:
ادامه مطلب...
سهم چنین مشاوران نا لایق در عقب ماندگی کشور ما در طول سالیان متمادی از خود حکمرانان بیشتر نباشد کمتر نیست.
مشاور یعنی این
مسعود بهنود - سه شنبه 6 شهریور 1386
آقای علیاکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیسجمهور که باید انصاف داد نسبت به یک سال و نیم پیش که به اين سمت منصوب شد، اينک نشانی روزنامه ها و نام خبرنگاران را بهتر می داند تا زمانی که از گفته هایش پیدا بود که هيچ از اين حرفه نمی داند و به سبب محرمیت بدان مقام منصوب شده، به مناسبت هفته دولت با خبرنگار خبرگزاری مهر سخن ها فرموده که برخی از آن ها خواندنی ترست.
اما ابتدا بايدمان گفت که از جمله معنای همه چیزها که عوض شده یکی هم معنای مشاورست. و این در زمانی که مقامات دولت اعداد رياضی را که در اصالتشان تردید نبود از اصل انداخته اند عجبی نیست. چنان که فرموده اند دولت فعلی 52 برابر دولت های قبلی کار می کند. به قول آن آلمانی اگر می خواست دروغ بگوید می گفت سی هشت برابر.
در همه گیتی مشاوران مقامات کسانی هستند که در موضوعی که به آن ها رجوع می شود یا حوزه ای که برایشان تعيين می کنند از همه بااطلاع ترند. مثلا مشاور حقوقی فلان رييس جمهور در دنيا علاوه بر تبحر در امور حقوقی، در مباحثی که مطرح می شود به رييس مشورت های اساسی می دهد. نطق هایش را از نظر عواقب حقوقی بررسی می کند، حتی میهمانان را، ملاقات هایش را و خلاصه همه چیز باید از دریچه چشم وی از دیدگاه حقوقی عبور کند. چرا که وقتی یک نفر آدم با گنجایش محدود انسانی و زمان محدود در بیست و چهار ساعت در روز قرار باشد همه مسائل کشور گل و گشادی مانند آمریکا را حل کند و فرمان بدهد ممکن نیست. مشاوران به وی یاری می رسانند. چنان که یکی شان هفته گذشته مستعفی شد چه حکایتی بود در رسانه ها که بله مغز متفکر جورج بوش رفت.
ادامه مطلب...
بگذریم
امشب پدر و مادر مهربانم بطور غیر مترقبه ای به منزل ما آمدند و دیدم یک بسته شیرینی با شاخه ای گل در دستشان است. دلیلش را پرسیدم گفتند روز کارمند مبارک![]()
و تازه خودم متوجه آن شدم.
و این شد که شاهد زیباترین و خاطره انگیزترین روز کارمند زندگی کارمندیم شدم و شیرین ترین شیرینی رو نوش جان کردیم.
کارمند روزت مبارک
در اینکه هر حکومت و دولتی بایستی به معرفی اقدامات خود و نتایج فعالیتها و سرمایه گذاری هایش بپردازد هیچ شکی نیست و این دولت در این خصوص حق دارد به مردم کشور خود بتواند بگوید چکار کرده و خواهد کرد.
نکته اول:
با اینکه ما ادعا میکنیم مردمی هستیم با فرهنگ چندین هزار ساله و مزین به داشتن دینی که همیشه پیروانش را به اخلاق نیکو پاسداشت گذشتگان و پرهیز از تخطئه شخصیت هم نوعان میکند .لیکن آنچه هم اینک بطرز نگران کننده ای نمود پیدا کرده تخریب چهره مدیران گذشته به شدید ترین وضع و به هر وسیله ممکن و حتی توسل به دروغ میباشد. کما اینکه اگر ببیننده ای از خارج سرزمین به اوضاع این روزها (البته از قبل هم بوده و این روزها شدت پیدا کرده) نظری بیاندازد شاید فکر کند که در این مدت انقلابی رخ داده و سیستم حکومتی عوض شده و حکومتی فاسد دزد و چپاولگر رفته و دولتی مردمی با تقوا و ... در راس امور قرار گرفته است.
اصل اخلاقی:
چه در مملکت و دولت اسلامی و چه در هر سیستمی پاسداشت گذشتگان بویژه عملکرد مثبتشان وظیفه دولتیان حاضر است و عدم رعایت آن یعنی زیر پا گذاشتن بدیهی ترین اصول انسانی و اخلاقی. کوبیدن دیگران هنر نیست بل هنر انست که بتوان کارکرد مثبت انان را ادامه و بهبود داد و از ادامه کارهای منفی آنان جلوگیری کرد.
نکته بعدی:
وزیر بسیار محترم و خوشروی امور خارجه به همراه گزارشگر صدا و سیمای ما با طول و تفسیر از مناقب و دستاوردهای دستگاه دیپلماسی در سال گذشته و امسال تعریف کرد.و آنجا که خواستند از مصادیق و نتایج سخن بگویند به نامه رییس جمهورمان به روسای جمهور و سران سایر ممالک و دعوت از بوش به مناظره اشاره کردند.
آقای وزیر هم در مورد مناسبات ایران با کشورهای هم جوار
با کبکبه و افتخار گفتند (ان هم در یک جمله) که با عمان و قطر و بحرین و کویت و عربستان روابط حسنه و راهبردی داریم
و اما کاش میگفت:
در سال گذشته شورای امنیت سازمان ملل بعنوان خرد جمعی جهانی چند قطعنامه بر علیه ایران صادر کرد.
چندین و چند سارمان جهانی بر علیه مسایل نقض حقوق بشر(البته با تعریف خودشون) بیانیه صادر کردند.
سطح روابط ما با کشورهای مهم و قدرتمند و جریان ساز دنیا چقدر پیشرفت کرد.
از مراودات وزرای خارجه و رییس جمهور مقصد کدامشان کشوری در شان ایران بود و در راستای منافع اقتصادی و سیاسی
تا چه حد توانستیم با کشورهای همسایه تعامل داشته باشیم؟آیا روابط خوب اعلامی توسط وزیر توانست سد راه صدور پی در پی بیانیه توسط کشورهای عرب منطقه علیه منافع ما بشود؟
و متاسفانه این قصه سر دراز دارد
حکایت
مفهوم بازاريابي
در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاريابي به دانشجويان خود بود
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
شما در يک مهماني به همراه دوستانتون ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يکي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي کنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج کن" ، به اين مي گن تبليغات
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب مي کنين و ميرين پيشش ، اون رو به يک نوشيدني دعوت مي کنيين ، وقتي کيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي کنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي کنين و اون رو به يک سواري کوتاه دعوت مي کنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين ميگن روابط عمومي
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين که داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم يک سيلي جانانه نثار شما مي کنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي کنه ، به اين مي گن شکاف بين عرضه و تقاضا
