تبليغاتX
قوشچی . ghooshchi
قوشچی . ghooshchi
وقتی زور جامه ی تقوا می پوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید! # معلم فقید دکتر شریعتی#
دیروز در یک جلسه خسته کننده ۳ ساعته شرکت کردم که قرار بود ۳ دستور جلسه مطرح و تصمیم گیری بشه. جلسه با ۲۵ دقیقه تاخیر شروع شد. دستور نخست بررسی حاشیه نشینی در شهرها و مبارزه با تبعات منفی آن بود که ۲.۵ ساعت بحث شد . و بعد از تمامی صحبتها قرار شد تعداد جلسات بیشتر بشه تا مشکل حاشیه نشینی حل بشه!!!

در میان همه بحثها کسی به یادش نیومد بگه که چه اتفاقی در این کشور افتاده که این همه معضل حاشیه نشینی داریم و به همه شهرها هم سرایت کرده. اگر چند همه جوامع و اغلب شهرها در پروسه توسعه از معضل حاشیه نشینی در امان نبوده اند اما این مشکل مخصوصا در شهرهای بزرگ ما برای خودش غولی شده که مبارزه با تبعات آن دل شیر میخواهد و عزمی جزم.

به قول قدیمیا اون موقع کع جیک جیک مستونمون بود فکر زمستونو نکردیم. در اوایل ایام پیروزی انقلاب به هر دلیل و منظوری مثل نقل و نبات زمینهای شهرهارو تکه تکه کرده و به همه مخصوصا اونایی که پر اولاد بودند دادند. شالوده و زیربنای اقتصادی روستاها به عنوان بهترین جایگاههای نگهداشت جمعیت . با سیاستهای غلط تضعیف و در عوض آن تقویت زیربناهای غیر اقتصادی ولی دهن پر کن آنها مورد توجه دولتمردان شد. و نتیجه آن شد که میلیونها تومان به ازای هر یک نفر روستائی هزینه آب و برق و جاده و مدرسه و .... روستا شد بدون اینکه بدانیم آیا از نظر خود روستائی و کسانی که در رفتار خود قطعا متوجه سود و زیان هستند . آیا موندن در روستا برای آنها توجیه دارد؟

وقتی ممر درآمد آنها تضعیف و یا کفاف هزینه های سرسام آور زندگی رو نکنه . وقتی زرق و برق زندگی شهری و منافع حاصل از آن براحتی همه تصمیمات آنها را تحت الاشعاع قرار بده . نتیجه همین میشه که بعد از ۳۰ سال سرمایه گذاری کلان از محل بودجه دولت در بهبود زیربناهای روستاها باز هم شاهد تخلیه هر چه بیشتر این مکانها و بزرگ شدن شهرها و وسعت یافتن حواشی شهرهای بزرگ و کوچک هستیم.

... و اکنون بایستی نظاره گر آثار سوء تجمع جمعیت در مناطق تقریبا پست شهرها و زندگی مشقت بار مردم در این نقاط و مسائل و تبعات منفی این جوامع باشیم. و صد البته کاری هم نتوانیم بکنیم...

و جالبتر اینکه بسیاری از اقداماتی هم که برای رفع و یا کاهش معضلات این نقاط اندیشیده می شود خود باعث بزرگ تر شدن این مناطق و حجیم تر شدن عوارض منفی آن می باشد.

و این قصه سری دراز دارد...

ارسال در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد
اگه گفتین فرق اساسی جامعه ما با اکثر کشورا چیه؟

میدونم خیلی فرق داریم . جامعه ما از یک ملت فرهیخته و  ارزشی و با تاریخی چند هزار ساله و تمدنی ارزشمند و دارای دینی متمدن و مذهبی متعالی تشکیل شده و مخصوصا بعد از پیروزی انقلاب این ارزشها پر رنگتر و جایگاهش رفیع تر شده است.

اما نمیدونم چرا بعضی از ماها افق دید مون و چراغ ذهنمون تا جلوی پامونو هم نمیتونه ببینه!

میگین نه؟

بعید میدونم جایی رو سراغ داشته باشین که به اندازه ما ریا و دوروئی در بین ادماش

حاکم باشه. نمیدونم چرا تو این دور و زمونه ظرفیت آدما مخصوصا اونائی که کاره ای میشن این همه نزول میکنه که طاقت کوچکترین نقد و انتقاد رو ندارن؟  چرا الزاما بایستی همه . مخصوصا زیردستانمان حتما مثل ما فکر کنن؟ و هیچ عقیده سیاسی غیر خودی را بر نمی تابیم؟ پس بالندگی و نوآوری کجا رفت؟

ما که افراد معاند رو از خودمون دور کردیم لا اقل تحمل خودی هارو و کسانی رو که عاشق این آب وخاکند و دلشان برای آبادی و آزادی ایران و ایرانی می تپد را داشته باشیم .

متاسفانه این نوع برخورد داره باب میشه و باید شاهد روزی باشیم که طیفی دیگر بیاد و روز از نو روزی از نو....

اگه قراره انتقاد نکنیم و حتی اعتراض نکنیم . پس چطوری متوجه نقص و اشتباه خود بشیم؟ مگر نه اینکه فقط با اظهار نظر و نقادی است که میتوان اشتباهات رو تصحیح کرد و جلوی نقص در کارها رو گرفت؟

از من گفتن .!!!!!!!! 

 از راست نرنجیم...

زمستان تمام می شود اما.......

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد
 کسی سر جای خودش نیست! Print This Page!!!

  نويسنده : سيدعطالله مهاجراني
 (از همين نويسنده)


مكتوب:در فرهنگ کهن ایران، واژه ی اندیشه برانگیزی وجود دارد:"خویشکاری"
یعنی هر کسی کار خودش را درست انجام بدهد...مثلا رییس جمهور مسئول اداره امور اجرایی کشور است. اصلاح امور جهان یا رهبری جهان اسلام به او ربطی ندارد. دادستان کل کشور بایستی نگران پرونده های قضایی و حقوق مردم باشد...مثل پرونده دکتر زهرا که در همدان در بازداشتگاه کشته شد...پرونده های دانشجویان...همین حسینیه شیراز و...اما دادستان کل در باره واردات عروسک بیانیه می دهد...وزیر کشور معمولا در باره مسایل اقتصادی مصاحبه می کند و از دستاوردهای اقتصادی می گوید...استاندار لرستان در باره این که ما جزو پنج کشور اتمی دنیا هستیم حرف می زند...
سال ها پیش رفته بودم به اردوگاه نگهداری بیماران جذامی در تبریز...خاطره غریبی بود...دیدن راهبه های اروپایی که سالیان سال است در خدمت جذامیان عمر می گذرانند و فارسی را هم با لهجه آذری حرف می زنند...رفتم مدرسه ابتدایی کودکان جذامی ها...مدرسه مثل یک زباله دانی در میان باغ بود...تار و غبار گرفته. کثیف، آن چنان که نفست بند می آمد...در دفتر مدرسه با مدیر مدرسه صحبت می کردم. گفت علوم سیاسی خوانده، شروع کرد به تحلیل مسایل ایران و جهان. گفتم:" می دونی مهمترین مساله جهان چیه؟"
چند مساله ای را بر شمرد. مدام می گفتم نه! از اون مهمتر هم هست. دست آخر پرسید :" کدوم مساله؟"
گقتم:" مدرسه باباباغی!" تو باید یه این مدرسه برسی. اگر به جای تو بودم. با کمک بچه ها مدرسه را جارو می کردم. رنگ می زدیم. از آموزش و پرورش کمک می گرفتم...تو برادر عزیز به درد این مدرسه نمی خوری. تو باید رییس بشی...
آن مدیر مدرسه باباباغی تنها نمانده است...
انگار مدرسه و مدیر تکثیر شده است...

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد
عصرايران - آخرين آمار اعلام شده از سوي صندوق بين المللي پول نشان مي دهد هرچند تورم يك پديده جهاني به شمار مي رود و ايران نيز طبيعتاً از آثار تورم بين المللي متأثر است ، اما مقايسه تورم در بين كشورهاي جهان نشان مي دهد ميزان تورم در ايران بسيار فراتر از نرم جهاني است به گونه اي كه تنها چهار كشور فقير اريتره،گينه، ميانمار و زيمباوه، تورمي بيش از ايران دارند و 174 كشور تورمي كمتر از ايران و گاه در حد صفر و زير يك در صد دارند.

به گزارش عصرايران (
asriran.com)، از بين 180 كشور جهان كه صندوق بين المللي پول اطلاعات تورمي آنها را منتشر كرده است، دو كشور ژاپن و نيجر داراي تورم "صفر" هستند و 5 كشور ديگر از جمله بوركينافاسو تورم زير يك درصدي دارند.

در حالي كه طبق آمار اعلام شده، تورم در ايران 19 در صد است، 156 كشور جهان تورم يك رقمي دارند و اين، نشان مي دهد تورم دو رقمي، پديده چندان فراگير و متعارفي در جهان امروز به شمار نمي رود و تنها كشورهايي چون ماداگاسكار (10 درصد) ، مصر (10.9)، زامبيا (11.3)، (اوكراين 11.5)، (آنگولا 11.9)، يمن(12.6)، اتيوپي(17.8)، ونزوئلا(18) و البته ايران را شامل مي شود .

نكته قابل توجه اينكه سطح تورم در كشورهاي پيراموني ايران نيز بسيار پايين تر از كشورمان است و ايران در منطقه يك استثنا به شمار مي رود و لذا نمي توان تورم موجود در كشور را به مسائل اقتصادي منطقه نيز نسبت داد.

طبق اين آمار تورم در كشورهاي منطقه بدين شرح است:

كويت:‌2.6
عربستان:3
لبنان:3.5
ارمنستان:3.7
عمان:3.8
اردن:5
تركمنستان:6.5
سوريه:7
پاكستان:7.8
تركيه:8.2
افغانستان:8.3
تاجيكستان:9.9

تنها دو كشور همسايه ايران داراي تورم دو رقمي و البته پايين از ايران هستند: قطر(12 درصد)‌ و جمهوري آذربايجان(16.6).

سطح نگران كننده تورم در ايران، در شرايطي بدتر از 175 كشور جهان و حتي بدتر از كشورهايي مثل ناميبيا، چاد، بنين،كنگو، توگو،‌ هندوراس و ... است كه درآمدهاي نفتي ايران به بي سابقه ترين سطح خود در تاريخ رسيده و به علاوه صادرات غيرنفتي نيز، بنا به اعلام مسوولان ركورد كل تاريخ صادرات كشور را شكسته است و دولتمردان نيز از شكوفايي رو به رشد اقتصاد كشور خبر مي دهند.

با توجه به مستندات فوق، هرچند مي توان بخشي از تورم را ناشي از تأثيرات بين المللي بر اقتصاد ايران و نيز مسائل سياسي ناشي از تحريم ها دانست و توجیه کرد اما نمي توان سهم دولت را در تحميل اين تورم كمرشكن بر مردم ايران ناديده گرفت.

سال گذشته رئیس کل بانک مرکزی ایران به صراحت اعلام کرد که میزان نقدینگی دو سال اخیر معادل کل نقدینگی 45 سال گذشته بوده است!

طهماسب مظاهری در توضیح این مطلب گفت: کل نقدینگی ایجاد شده از سال 1339 (زمان تاسیس بانک مرکزی) تا مرداد سال 1384 بالغ بر 70 هزار میلیارد تومان بوده است، اما از مرداد 1384 تا مرداد 1386 این رقم به بیش از 142 هزار میلیارد تومان رسیده است.

بديهي است اين حجم عظيم از نقدينگي را كشورهاي خارجي به زور وارد چرخه اقتصادي ايران نكرده اند بلكه سياست هاي نادرست اقتصادي دولت خودمان آن را پديد آورده و گراني هاي زايد بر حد متعارف جهاني را در كشور به وجود آورده است و اين در حالي است كه طبق برنامه چهارم توسعه، قرار بود سطح تورم در سال 88 به 9.9 در صد برسد ولي اين برنامه با روي كار آمدن دولت نهم عملاً ناديده گرفته شد و مجلس هفتم نيز اعتراض مؤثري در مقابل اين مساله از خود نشان نداد و در نهايت كار به جايي رسيد كه اكنون حدود دو برابر ميزان پيش بيني شده ، دچار تورم هستيم .

نگاهي به فهرست كشورهاي فقير و گمنامي كه تورمي بسيار پايين تر ايران دارند بيندازيد: آيا اين وضعيت شرم آور نيست؟ و آيا حق مردم ايران تورم 19 در صدي و  قرار گرفتن در كنار فقراي اريتره و گينه اي است؟

ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد
سایت مشهور google earthدر یک عمل شیطنت آمیز همانند اغلب بنگاههای سخن پراکنی خارجی اخیرا بجای اسم تاریخی و رسمی خلیج فارس از عنوان جعلی آن استفاده کرده است. بیایید برای مبارزه و اعتراض به این عمل در دادخواست زیر شرکت و موجبات تغییر این رویه غلط باشیم. اگر چند همه میدانیم که این گونه اعمال چرا انجام میشود و چه عواملی باعث شده که همگان این قدر مشتاق جسارت به ساحت ایران و ایرانی شده انداعتراض به گوگل
ارسال در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد

روزهاي سه شنبه و چهارشنبه گذشته به همراه جمعي از همكاران براي شركت در دومين كنفرانس بين المللي بودجه ريزي عملياتي در تهران بوديم . گذشته از محتويات و حاشيه هاي كنفرانس كه همانند سال قبل ، چنگي به دل نزد و انتظارات را چندان برآورده نكرد، پرواز برگشت از تهران همانند آخرين پروازم از اروميه به تهران(خاطره من از یکی از پروازهای ارومیه به تهران) در سال قبل مملو از دلهره و نگراني و ناراحتي شد.

طبق برنامه قرار بود با پرواز شماره 277 ساعت 17 از فرودگاه مهرآباد بطرف اروميه پرواز كنيم. تلفني اطلاع دادند كه پرواز 20 دقيقه زودتر انچام خواهد گرفت . بخاطر همين كنفرانس ، بيش از نيمي از مسافرين پرواز از مديران و كارشناسان دستگاههاي اجرائي استان بود. سر موقع كارتهاي پرواز را گرفته و در سالن انتظار منتظر مانديم . تا اينكه اطلاع دادند پرواز با 1.5 ساعت تاخير انجام خواهد شد. من و يكي از دوستان ساعتي در نماز خانه فرودگاه چرتي زديم!! تا اينكه اعلام كردند بايد سوار هواپيما شويم. هواپيما بر خلاف انتظارمان كه معمولا فوكر مي باشد بوئينگ بود . بيش از نيم ساعت معطل شديم و بدون هيچ اطلاع رساني بخاطر دليل معطلي بالاخره جت شروع به پرواز نمود.

در همان ثانيه هاي نخست پرواز متوجه تكانهاي شديد و سپس كم و زياد شدن سريع و هولناك ارتفاع هواپيما شديم كه از چنين جتهائي بعيد مي نمود. با بيشتر شدن اين كم شدن ناگهاني ارتفاع جيغ و داد برخي مسافرين مخصوصا خانمها شروع شد . و هواپيما سريعا مسير خود را تغيير داده و در ميان ترس زياد مسافرين در باند فرودگاه مهرآباد نشست و با اعلام خرابي يكي از قطعات ناوبري توسط خلبان نگراني مردم هم بيشتر شد.

برخي مسافرين پياده شدند و برخي ديگر شديدا عصباني و بعضيها نيز با تلفن همراه آخرين وصاياي خود را به خانواده اعلام كردند!!و من هم همانند همه پروازها وصيت كتبي خود را مرور كرده و تكميلش كردم.!!

در اين ميان سرو صدا و شلوغي جمع ما و همكاران سازمان امور اقتصادي و دارائي بسيار جالب بود و هر كسي به فراخور سليقه خود طنزي ميگفت.و حسابي خنديديم. دوستي بسته اي خرما خريده بود همانجا پخش كرد و همين باعث خنده شد كه خرماي خودمان را داریم میخوریم. و عزيزي ميگفت چه خوش به حال دولت ميشه كه تعديل نيرو ميشود و ....رئيسي به معاونش زنگ زد و گفت كه آماده شو كه احتمالا فردا رئيس شوي!

و در نهايت با يك ساعت معطي ،طياره پرواز خود را در ميان دلهره مسافران و صلواتهاي پي در پي و بعضا كف زدنهاي مسافران آغاز كرد. در طول يك ساعت پرواز فوق كوچكترين لغزش و تكان هواپيما بر ترس مردم بوي‍ژه خانما اضافه ميكرد.

خوشبختانه بدون حادثه پرواز ما با 4.5 ساعت تاخير ساعت 22.30 در فرودگاه زيباي اروميه به رمين نشست و غوغاي صلوات و كف زدنهاي مردم دو چندان شد.

و به قول اغلب مسافرين اين هم يكي از نتايج تحريم هاي بد شگون خارجي عليه كشورمان است كه مردم مجبورند با هواپيماهايي با قدمت بيش از 35 سال و بدون امكانات و قطعات مناسب پرواز كنند. و اگر هم اتفاق ناگواري مي افتاد خيلي راحت مسئولين كشوري به يك پيام تسليت بسنده كرده و منتظر اتفاقات بعدي مي ماندند. و مردم مي ماندند و يك دنيا سوگ و ماتم. در آخرين لحظات پرواز شعار زير را روي جعبه پذيرائي هواپيما خواندم و چه جالب هم نوشته بود:

پرواز با هما پرواز بر بال آسايش

 

از قديم ميگويند به كچل ميگن زلفعلي به ...

ارسال در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد

قدر استاد نكو دانستن

حيف استاد به من ياد نداد

فردا روز معلم است. اگر چند همه روزهاي سال را هم بنام معلم بنامند و نكويشان بدارند باز هم كم است ، اين روز برايم بهانه اي دست داد تا معلمان و اساتيد گرانقدرم را ياد ي كنم و قدردان زحماتشان باشم. نميدانم آيا شما هم اين طور هستيد يا نه؟ زماني كه دانش آموز يا دانشجو بودم شايد مهر ومحبت بعضي ازمعلمين و اساتيد در دلم جا باز كرده بود . ليك اكنون كه زماني طولاني گذشته هر موقع ياد معلمان خودم مي افتم حسرت آن دوران را ميخورم كه اي كاش بيشتر دركشان ميكردم . به سخني بهتر اكنون بيشتر و بهتر مي فهمم كه چه زحمتي برايمان كشيده و چه منتهايي گردنمان دارند.

دوست دارم اين روز زيبا را به همه معلمان خوب و رحمت كش و فرزانه ام و نيز معلمين فرزندانم و همه آموزگاران كشورم تبريك بگويم.

بد نيست نامي و يادي از آموزگاران عمر تحصيلي ام (آنهائي كه نامشان را فراموش نكرده ام ) بكنم و آرزوي سلامتي برايشان و اگر خدا ي نكرده در قيد حيات نباشند طلب ژامرزش بكنم.

گلی به جمال همه آموزگاران مخصوصا معلمین خودم

آموزگاران دوران ابتدائي:كلاس اول آقايان : فرامرزپور قوشچي، -قرباني . كلاس دوم: آقاي خجسته . كلاس سوم :آقاي نوري . كلاس چهارم سركار خانم گل بندي و اقاي يعقوب عيب پوش . و كلاس پنجم اقايان برهاني و جاهد قوشچي

راهنمائي تحصيلي: اقايان فريدون واعظي قوشچي ، اناري ، ضميري ، پوراحمد قوشچي ، غزنوي قوشچي ، كوچك خان ، لطف عطا ، خانمها عليزاده و رضائي  و قنبر ن‍ژاد .و...

آموزش متوسطه : آقايان : فيروز اسدي قوشچي ، كسبي ، شيخ زاده ، عبدالعلي زاده ، جعفر مسعودي ، شيخ زاده ، اصغرزاده ، يعقوب عليزاده ، حسن عليزاده ، يارمحمدي ، شيخ لو ، حقيقي ، ايزد خواه ، كرمي (شينو علي كومي ) ، رستمي (دبير هنرمند ادبيات ) ،فروهر ، صفوی ، جودی ، رزمی پور ، قهرمانی افشار ، صبحی افشار ، دین پرست و ...

و اما دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران : اقايان دكتر مرحوم نورعلي نوري نيستاني ، دكتر خوش چهره ، دكتر ابراهيم رزاقي ، دكتر پژويان ، مهندس علي مدني ، دكتر خليلي عراقي ، دکتر کمیجانی ، دکتر شیبانی ، دکتر نیکو اقبال ، دکتر احمدیان ، دکتر محمودی ، دکتر شیوا ، دکتر باقر قدیری اصلی ، دکتر احمد فرجی دانا ، دکتر اسرافیل کسرائی ، دکتر نیکنام ، دكتر عبادي ، دكتر ديهيم ، دكتر هاشمي ، دكتر التك ، دكتر سبحاني ، مهندس فقيد لاهيجاني افخم ، مهندس حيدري ، و دانشكده اقتصاد دانشگاه مازندران (بابلسر ) كه يك ترم رويائي و فراموش نشدني در آنجا گذرانديم كه معروف به ترم موشكي بود.( بخاط موشك باران شدن تهران در اواخر سال 66 به همراه تني چند از دوستان يك ترم مهمان اين دانشكده بوديم يادش به خير!!...) دكتر فرجادي ، دکتر صمیمی ، دكتر هاشمي و ...

معلمين عزيزم :

روزتان مبارك عمرتان پر بركت و سفره علم تان هميشه گسترده باد

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 توسط قنبر آقایی زاد
قالب وبلاگ