ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و
اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.

شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.
در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .
سایت وزین عصر ایران در قسمت تصاویر ٬ عکسهائی ماندگار از رویدادهای سال ۲۰۰۸ درج نموده است. برخی از این تصاویر بسیار زیبا و جذاب و بعضی نیز بی نهایت دردناک و غم انگیز است. نمونه ای از عکسها را تقدیم می کنم و بقیه عکسها را نیز از اینجا دیدن نمائید.
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=59894




منبع : سایت عصر ایران
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سيد محمد خاتمي كه در دانشگاه تهران و در جمع دانشجويان سخن ميگفت با تبريك عيد غديرخم به سالروز شهادت دكتر مفتح اشاره كرد و اظهار داشت: مفتح نمونه يك انسان بزرگوار و مبارز بود كه هم مومن و هم روشن انديش و داراي سعه صدر بود و يكي از نگرانيهاي ما اين است كه شخصيتهايي مانند مفتح كه مظهر روشنفكري بودند توسط برخي جريانات مصادره شود و من با اطمينان ميگويم مفتح از شخصيتهاي برجستهاي بود كه اگر امروز بود، در كنار شما دانشجويان حضور داشت.
وي با بيان اينكه به 16 آذر از چند منظر ميتوانيم نگاه كنيم اظهار داشت:16 آذر مظهر بيداري دانشگاه در دفاع از آزادي، استقلال و سربلندي كشور است. و نشان دهنده پيشگام بودن دانشگاه در پرداخت هزينه براي آرمانهاي ملت است.
خاتمي با بيان اينكه 16 آذر اعلام مبارزه نفس گير ملت ايران با استبداد بود،تصريح كرد: دانشگاه در اين مسير پيشتاز بود تا بگويد مرحله تازه اي از مبارزه در ايران عليه استبداد آغاز شده است.
وي شكستن فضاي رعب و وحشت ايجاد شده پس از كودتاي 28 مرداد را از ديگر شاخصههاي واقعه 16 آذر عنوان كرد و گفت: سه قطره خون پاك دانشجويان شهيد زمينه ساز و آتش فشاني شد براي مبارزه با استبداد.
وي با تاكيد بر اينكه 16 آذر در ميان حوادث گوناگون دانشگاه جايگاه ممتازي دارد،خاطر نشان كرد: بر همين اساس 16 آذر شايستگي اين را دارد كه به عنوان نماد جنبش دانشجويي مطرح شود.
وي با اشاره به نقش موثر دانشجويان در پيروزي انقلاب اسلامي گفت:بيش از صدها تن از دانشجويان حيثيت خود را براي سربلندي كشور و دفاع از انقلاب و منافع ملي از دست دادند و رزمندههاي بسياري بودند كه در جبهه حاضر شدند اما همه اين حوادث منشا آن در دانشگاه بود.
وي با اشاره به حادثه تلخ كوي دانشگاه تهران اظهار داشت: حادثه كوي دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودني اين دانشگاه بود. 18تير جنايت بزرگي بود كه زخم مظلوميت آن هنوز دل هاي دلسوزان نظام را ميسوزاند. در صورتي كه اين حادثه هيچ ربطي به دانشگاه نداشت و سبب شد كه فشار بر دانشگاه بيشتر شود.
وي در ادامه توضيح داد: معتقدم كه دولت كنوني با شجاعت براي مذاكره با آمريكا پيشگام شده است و راه مذاكره را بسته نميداند و اين قابل ستايش است. اما ما حتي تقاضاي مذاكره با آمريكا را هم نكرديم. در آن زمان من در مصاحبهاي با دفاع از اصول و ارزشها به گونهاي صحبت كردم كه براي اولين بار دولت آمريكا شرطي كه امام(ره) گذاشته بودند يعني عذرخواهي آمريكا و عدم دخالت آن، را اجرا كرد؛يعني براي اولين بار و آخرين بار دولت آمريكا رسماً از ملت ايران عذرخواهي كرد كه 30 سال در ايران اشتباه ميكرديم. اما به جاي اينكه از اين فرصت براي رفع مشكلات و تامين منافع ملي استفاده شود، موج تبليغات گسترده عليه اصلاحات صورت گرفت، به گونهاي كه يك سال بعد از عذرخواهي دولت آمريكا، ايران محور شرارت معرفي شد.
رئيس بنياد باران، اصلاحات را بناي بزرگي كه در آن دفاع از ارزشها، خواست و حقوق ملت مطرح بود، دانست و توضيح داد: هشت سال فرصت اصلاحات با نفت نه دلاري و با خشكسالي وحشتناك همراه بود، در همان زمان تورم به 5/11 درصد رسيد و صحبت از تك نرخي كردن ارز بود. هنگامي كه ارز تك نرخي شد تورم به 15 درصد رسيد و ما كشور را با تورم 3/15 درصد به دولت تحويل داديم و امروز با نفت 90 دلار محاسبه ميكنيم كه تورم چه ميزان است.
وي در عين حال خاطر نشان كرد: البته به نام اصلاحات حرفهاي بيربطي گفته شد اما آنها را به حساب اصلاحات مورد علاقه من نگذاريد. اكنون اگر اصلاحات روي كار بيايد تجربه هشت سال دولت اصلاحات و چهار سال اخير را هم دارد.
رئيس جمهور سابق كشورمان در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه اگر تكليف شد، آيا حاضريد آبروي خود را براي ايران بگذاريد؟ گفت: با اين كه يزدي هستم حاضرم جان خود را براي ايران بگذارم.
خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود در پاسخ به سوالي كه آيا با شرايط كنوني اصولا اميدي به آينده نظام وجود دارد، تصريح كرد: ايران كشور مهمي است و انقلاب شما انقلاب بزرگ بوده است، بنده به هيچ وجه معتقد نيستم كه دولت فعلي ميخواهد مشكل درست كند قصد آنها خير است اما به هر حال برنامههايي كه اجرا ميكنند كشور را با مشكل مواجهه ميكند.
وي با بيان اينكه افتخار ميكنم سند چشم انداز 20 ساله نظام در زمان مسووليت بنده در دولت تدوين شد، تصريح كرد: سند چشم انداز نقشه راه براي كشور است و براساس آن برنامه پنج ساله تدوين شده است و اگر براساس آن حركت ميكرديم قطعا مشكلات ما كمتر از امروز بود ولي دوستان ما در دولت نهم تشخيص دادند كه برنامه خوبي نيست ولي سوال اينجاست كه اگر برنامه پنج ساله نظام براي اداره كشور مناسب نبود، چه برنامهاي به جاي آن گذاشتيد،معتقدم بايد مسوولان كشور به خود بيايند و بدانند ادامه روند فعلي درست نيست.
خاتمي با تاكيد بر اينكه نگران آينده نيستم، تصريح كرد: صحبت ما اين است كه با روشي سريعتر و ارزانتر ميتوانيم به اهداف خود برسيم و يا اين كه با روشي دورتر و گرانتر، كه معتقدم اگر شرايط به وضعيت فعلي ادامه پيدا كند با روشي دورتر و گرانتر به اهداف ميرسيم و اگر شيوهها عوض شود ارزانتر و سريعتر به اهداف خواهيم رسيد.
رئيس جمهور سابق كشورمان در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه در برابر انديشههايي كه به نام اصلاحات و مخالف با نظرات شما عمل كردند چه جوابي ميدهيد؟ گفت: در جامعه متكثر هستيم و معتقدم هر كسي هر انديشهاي دارد بايد بتواند ابراز كند مگر امام (ره) زماني كه در پاريس بودند، نگفتند كه حتي كساني كه اصل دين اسلام را قبول ندارند در جمهوري اسلامي آزادند، بايد صحبت كنند و تشكل داشته باشند.بنابراين هر كس هر انديشهاي دارد، مورد احترام است حال ميخواهد از خاتمي عبور كند يا خير.
وي تاكيد كرد: ما انديشه خودمان را در زمينههاي مختلف ميگوييم هر كس ميخواهد عبور كند و هركس ميخواهد عبور نكند.
خاتمي در پاسخ به سوالي در مورد اين كه امامي كه شما شناختيد چگونه امامي بود؟ گفت: الان در اين مجلس نه مجال است نه فرصت كه بخواهم از امام صحبت كنم فقط ميتوانم بگويم انقلاب ما بزرگاني مثل مرحوم طالقاني، مرحوم طباطبايي، مرحوم شريعتي داشت كه انديشههاي روشني از اسلام را مطرح ميكردند ولي امام (ره) از دو جهت متفاوت با آنها بود يكي از جهت طرح انديشههاي مهم و يكي ديگر آن كه ناظر به عمل بود.
وي با بيان اينكه امام در مقابل خيليها كه در مقابل مساله جمهوري اسلامي مواردي را مطرح ميكردند، مقاومت ميكرد، تصريح كرد: امام زماني كه در پاريس بودند مساله جمهوري اسلامي را مطرح كردند گروههاي اسلامي و غير اسلامي نزد ايشان آمدند و گفتند ما جمهوري اسلامي در اسلام نداريم و ما همه امكانات را به شما ميدهيم ولي با ما همراه شويد كه امام با عصبانيت فرمودند ما هيچ نيازي به امكانات شما نداريم و ما روشي جز جمهوري اسلامي را قبول نداريم.
خاتمي تاكيد كرد: امام (ره) به صراحت گفتند هر انديشهاي در جمهوري اسلامي تا وقتي دست به توطئه نزند و دست به اسلحه نبرد آزاد است امامي كه من شناختم فردي بود كه كاملا به راي مردم مومن بود و معتقد بود كه اسلام با همه منظومات دموكراسي سازگار است و اگر انحرافي وجود دارد از خود ماست و از آن امام با آن انديشه دفاع ميكنيم.
وي در پاسخ به سوالي در مورد اينكه اگر قرار است در جمهوري اسلامي ايران آزادي وجود داشته باشد، پس تكليف دانشجويان غير ديني كه ميخواهند فعاليت كنند چه ميشود، گفت: بارها در شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم مطرح كردند كه چرا بايد ما فقط انجمن اسلامي داشته باشيم همه جريانات بايد بتوانند فعاليت كنند.
رئيس بنياد باران در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه شما در دولت اصلاحات چه كاري در اين حوزه كرديد؟ گفت: كارهايي را انجام داديم و كارهايي را نكرديم و مقداري هم نگذاشتند، انجام دهيم.رئيسجمهور امكانات محدودي دارد و اگر تنها نظرمن بود خيلي كارها ميكردم ومعتقدم وقتي ميگوييم جمهوري اسلامي به اين معنا نيست كه ديگر مذاهب حقوق اساسي ندارند. از افتخارات ما اين است كه جمهوري اسلامي را به گونهاي مطرح كنيم كه راي يك زرتشتي مسيحي و يهودي با راي يك مسلمان در موارد حساس و ضروري يكي باشد.
وي افزود به شرط آن كه به هيچ وجه نبايد كوششهاي ديني و غيرديني زمينهاي براي برخي فعاليتهاي سياسي شود و به صرف اينكه فردي متعلق به ديني خاصي است نبايد از حق تحصيل، حق فعاليت و حق حيات محروم شود و اگر هم قوانين داريم كه اين محدوديتها را ايجاد ميكند بايد سعي كنيم آنها را اصلاح كنيم.
خاتمي در پايان در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه اگر تكليف شد، آيا حاضريد آبروي خود را براي ايران بگذاريد؟ گفت: با اين كه يزدي هستم حاضرم جان خود را براي ايران بگذارم.
در دنیای امروزی نیز وجود انواع و اقسام قوانین و مقررات و ضوابط و ... همه نشان از اهمیت رعایت حریم جامعه و حرمت انسانها ست. و تدوین و رعایت قانون اساسی به عنوان مادر قوانین و سایر مقررات همه برای حفظ شئون انسانها و حقوق شهروندان می باشد.
الغرض
رئیس محترم جمهوری اسلامی اخیرا طی دستوری جامع به وزارت کشور تشکیل ستادی برای صیانت از حریم امنیت عمومی و حقوق شهروندان را خواستار شدند. این ستاد متشکل از اغلب دستگاهها و وزارتخانه های فرهنگی و تربیتی و انتظامی کشور بوده و زیر نظر وزیر کشور فعالیت و گزارش مربوطه را به رئیس جمهور ارائه خواهند داد.
نکته اما اینجاست:
همه دستگاهها و وزارتخانه ها و سازمانهای تصریح شده در دستور مذکور ٬ بر اساس قوانین مربوطه و به منظور انجام خدمات و وظایف مربوطه ٬(خصوصا حفظ حقوق شهروندی و تضمین امنیت عمومی ) ایجاد شده و وظیفه ذاتی آنها همان رعایت حقوق ملت و انجام خدمت در جهت رفع مشکلات و نیازهای مردم می باشد.
خدمات آموزشی و تربیتی ٬ فرهنگی و هنری ٬ سرگرمی٬ حفظ و تامین امنیت عمومی و ...
جزء لاینفک وظیفه قانونی و ذاتی همه دستگاههای مذکور در دستور فوق بوده و تامین چنین خدماتی نیازمند قانون و ضابطه خاصی و جدیدی نمی باشد.
اما
دستور فوق را به فال نیک می گیریم و امید واریم در راستای ایفای وظایف تصریح شده در این فرمان ٬ شاهد تحرک و پویایی بیشتر در سطوح فرهنگی و تربیتی و آموزشی و اطلاع رسانی جامعه باشیم.
مگر نه اینکه تکریم مردم و رعایت حقوق آنها جز از اعطای حق اظهار نظر و نقد می باشد؟ پس انتظار اینکه از این تاریخ همه مردم ٬ فارغ از نوع تفکر و گرایش سیاسی و جناحی در بستری امن امکان حیات اجتماعی و سیاسی خواهند داشت ٬ انتظار دور از دسترسی نخواهد بود.
از این به بعد شاهد طرح نظرات آحاد مردم از همه رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری خواهیم بود. صدا و سیما هم متقاعد خواهد شد سهم همه مردم را در طرح نظرات و عقاید و سلایق محترم شمارد.
تنوع رسانه های چاپی چشمها را خیره خواهد کرد. دیگر نشریاتی همچون شرق و هم میهن و شهروند امروز و سلام و .......... به جرم انتقاد به محاق توقیف نخواهند رفت. امنیت عمومی بسط خواهد یافت و رفتار ضابطان اجتماعی و انتظامی چشمها را خیره خواهد کرد...
حواشی مربوط به نشست بررسی عملکرد تبصره معروف ۴۴ قانون اساسی و موانع و مشکلات خصوصی سازی را پخش کرد. در مورد خبر مربوط به تشکیل دولت اعتلافی از آقای هاشمی رفسنجانی سئوال کردند و ایشان هم جواب داد اصلاح طلبان مخالف این پیشنهادند و پیشنهاد هم در اصل توسط آقای ناطق نوری و باهنر و عسگر اولادی و چند نفر دیگر (با ذکر اسمشان ) مطرح بوده و باقی قضایا...
آنچه برایم جالب بود اینکه: درست بعد از همین خبر دست اندرکاران بخش خبری با همه افراد ذکر شده (جز ناطق نوری) تماس گرفته و جویای خبر شدند و همگی آنها بشدت موضوع را تکذیب کردند.
تا اینجای کار برایم بسیار جالب بود و به کار حرفه ای اطلاع رسانی رسانه (مثلا)احسنت گفتم!!!
اما
فکر نمیکنم کسی به جانبداری (متاسفانه )تهوع آور صدا و سیمای ارتزاق کننده از اموال همه ملت ایران شکی کرده باشد. ای کاش خبرنگاران و مجریان این برنامه ٬ مشابه همین برخورد را زمانی که مجموعه ای از مدیران بیمه ایران ٬مدیران یکی از بانکهای خصوصی ٬ یکی از دیپلماتهای ارشد دولت قبلی تعداد کثیری از وزرای دولت اصلاحات ٬ و دهها و صدها مورد دیگر ...در مظان شدیدترین اتهامات و شایعات قرار گرفتند و هیچ وقت هم درستی یا نادرستی آنها اعلام نشد ٬ اعمال می کردند.
امیدوارم رسانه ای که مایل است به هر قیمتی عنوان ملی را یدک بکشد از یک دهه لجاجت با افکار عمومی دست بردارد ...
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
یادگاری از زیباترین و پرخاطره ترین روزهای زندگی ام با بهترین و مهربانترین دوستانم از هر گوشه این کشور عزیز و پهناور. دوستانی که برخی را از همان موقع خاتمه تحصیل زیارت نکرده و آرزو دارم به یاد این ایام باز هم همدیگر را ببینیم...
۱- شروع خاطرات با یکی از مهربانترین و ساده ترین و عزیزترین دوستمان مرحوم آقای حاج سعید(فرخ) جلالی عزیز پور ٬ دوستی از خاک سوسنگرد که متاسفانه در بهترین سالهای عمرش در یک سال و اندی پیش بعد از سالها درد و رنج ٬آسمانی شد.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۲- این هم خودم... محوطه زیبای دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران:

۳- دوستان در محوطه دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

از راست: دکتر تقوی (داروساز و پسر خاله دوستمان آقای زرگرهر دو یزدی)٬ خودم٬دکتر اولادی عزیز بهبهانی استاد یکی از دانشگاههای ینگه دنیا٬حسینی آذر از بوکان ٬ مهندس شفیعی از بهبهان٬احمد میر علمی از قزوین و اسماعیل شیرزاد لری از اندیمشک
۴

ایستاده از راست:شیرزاد ٬ جرجرزاده شوشتری استاد اقتصاد در اهواز خودم و مرحوم جلال.
نشسته : از راست : محمد علی زرگر از یزد و بازرگان موفق امروز بقیه هم در عکس بالا معرفی شدند.
۵- بندرعباس پیش به سوی جزیره قشم

یادش به خیر:ردیف جلو از راست: زرگر٬ بهرام دهقانپور افشار از ارومیه و کارشناس شرکت برق ٬مسعود کیومرثی از تربت حیدریه و کارشناس ارشد بانک مرکزی ٬ مهدی تحققی از مشهد و از بزرگان جهاد دانشگاهی٬ دکتر الیاس نادران استاد دانشگاه و نماینده محترم مجلس و خودم
۶-بندر عباس مقابل ساختمان اداره بنادر و کشتیرانی اسکله شهید رجائی بهمن ماه ۱۳۶۸

از راست: دوست بسیار خوبم سید قاسم (مجید) صمیمی فر از قزوین و کارشناس ارشد اقتصاد و کارآفرین موفق ـدلیخون ٬دهقانپور٬ شمس الله حسینی از سلماس و از مدیران شرکت برق ٬ یادش به خیر کتک هائی که از ایشان نوش جان می کردیم..شیرزاد٬ مظفر رنجبر از کرمان و فعال بورس(خدا کند ورشکسته نشده باشد!!!)٬زرگر و خودم و دکتر محمد رضا رنجبر فلاح از رفسنجان و استاد اقتصاد و آقای کیومرثی
۷- بندر عباس نیروگاه هزار مگاواتی شهید رجائی

زرگر و دهقانپور و من و شمو!
۸-خیابان اصلی کوی دانشگاه تهران

پسر خاله ام مهندس مکانیک عبدالله جمالی ٬دکتر اولادی٬خودم٬ دکتر عزت الله عباسعلی(عباسیان امروز) از الیگودرز٬ دکتر دارو ساز محمد علی طلعت قوشچی هم ولایتی فامیل و دوست بسیار خوبم ( آرزوی بازیابی سلامتی اش را دارم
)٬ و دکتر جغرافیای شهری٬ دوست دوران کودکی ٬ هم ولایتی و هم کلاسی از اول ابتدائی تا دیپلم رحمت محمدزاده قوشچی استاد دانشگاه تبریز
۹- اسفند سال ۱۳۶۶ اصفهان زاینده رود و سی و سه پل

اکثر بچه ها در تصاویر قبلی معرفی شدند الا بچه خونگرم و همیشه خندان و شوخ خطه پرخاطره آلاشت ٬ رضا آلاشتی عزیز کارشناس صنایع دفاع (نفر اول نشسته از راست)
۱۰- اصفهان مقابل کاخ عالی قاپو

چه اردوی جالب و پرخاطره ای بود ٬ درست زمانی بود که در اواخر اسفند و وقتی داشتیم تهران را ترک می کردیم بمباران شهر شروع شده بود. خدا نیاورد آن روزها را
۱۱- حسن ختام من و آقای شیرزاد عزیز در بندر انزلی کوتاه زمانی بعد از فراغت از تحصیل و زمانی که در حین آموزش نظامی از لنگرود به انزلی آمده بودیم.

![]()
هر جا باشید خوش باشید و موفق![]()
![]()
امیدوارم هم دانشجوهای عزیز قدر ایام و وظایف دانشجویی خودشونو بدونن و از فرصت ارزشمند ی که نصیبشان شده بهره ببرند ٬ و همچنین در آرزوی روزی هستم که جامعه ما و بویژه قدرتمندان و دولتمردان نیز گوشه چشمی (البته به مهر ) به این جوانان پویا و فعال داشته باشند.
|
سيب ميل كنيد و دكتر را از خود دور كنيد | |||||
|
سيب ميوهاي است بهشتي، سرشار از ويتامينهاي آ، ب، ث و پتاسيم كه در درمانهاي طبيعي يا طب نتروپتي، دارويي براي پيشگيري از بيشتر امراض شناخته شده است. Eat An AppIe A Day Keep The Doctor Away يعني روزي يك سيب ميل كنيد و دكتر را از خود دور كنيد. براي درمان اسهال، سيب را رنده كرده چند ساعت بگذاريد تا رنگش تغيير كند و تيره شود يعني پكتين موجود در آن اكسيده شود و بعد آن را ميل كنيد. آب سيب تازه سموم بدن را دفع كرده و براي اطفال خيلي مفيد است. سيب ميوهاي است كه ويتامين ب زيادي دارد و به همين دليل براي اعصاب و روان بسيار مهم ميباشد و افراد عصبي بهتر است هر روز يك ليوان آب سيب تازه با كميگلاب ميل كنند. سيب درجه تب را پايين ميآورد و براي بهبود گلو درد و سينه درد بسيار مؤثر ميباشد. يكي ديگر از خواص سيب رنده شده اين است كه براي افراد مبتلا به زخم معده بسيار مفيد ميباشد. اين ميوه به علت خاصيت دفع اسيد اوريك، در درمان بيماريهاي نقرس، آرتروز و رماتيسم بسيار مفيد و مؤثر شناخته شده است. سيب با دفع اسيد اوريك داروي روماتيسم ونقرس است و درد مفاصل است وبراي تقويت قلب و هضم غذا موثر است . خوردن سيب با پوست يبوست را از بين مي برد و براي كبد مفيد است . ماليدن مقداري سيب روي مكحل گزيدگي نيش عقرب يا زنبور به درمان كمك موثري مي كند . ميوه نارس سيب جهت مداواي اسهال مفيد است . خوردن سيب قبل از خواب كمك موثري در راحت تر خوابيدن است . اگر حداقل 3 عدد سيب در روز بخوريم ، خطر مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي را کاهش مي دهيم. سيب به دليل بافت گياهي اي که دارد، مي تواند 14 درصد خطر مرگ ناشي از گرفتگي رگهاي بدن را کاهش دهد. يک سيب متوسط داراي 3 گرم الياف است الياف مي تواند فشار خون و چربي خون را کاهش دهد. همچنين سيب براي سلامتي دندان بسيار مفيد است. |
و اما بعد
از گمرک و بازارچه مرزی مرز سرو (به کسر م و ضم ر ) بازدید کردیم. محوطه بازارچه مملو از کامیونها ی ترک و وطنی بود و تحرکات ماشینها و مردم حاکی از فعال بودن بازار بود. محوطه و زمین های اطراف پر بود از انواع آهن آلات وارداتی نظیر تیرآهن و میل گرد و انواع ورق های طرح دار فولادی و همچنین یراق آلات و مبلمان ترک . که پشت سر هم بار کامیونهای وطنی شده و روانه بازار داخل میشد.
بعنوان یک اقتصاد خوانده برایم سئوال پیش آمد که از ترکیب مبادلات کالاهای خودمات با طرف مقابل اطلاعاتی کسب کنم. نتیجه برایم جالب بود و البته قابل پیش بینی و صد البته قابل تامل...
بر اساس توافقات طرفین ٬ حدود ۶۲ نوع کالا را می توانند با هم خرید و فروش نمایند. از این تعداد ظاهرا مهمترین صادرات ما پول نقد و کلمن آب است و واردات مان کالاهائی است که به وفور در داخل کشور تولید می شوند.
به قول یکی از مسئولان رژیم سابق تا پول حاصل از صادرات نفت داریم غم نداریم...
بیائید بی هیچ طمطراق و تبلیغی اگر افتخاری در کارهای مان است همه را تقدیم مردم فهمیم و نجیب کنیم. هر کاری اخلاق خاص خود را طلب می کند و مسئولیتهای بزرگ نیازمند اخلاق حرفه تری است.
باری
همان گونه که در مطلب قبلی هم متذکر شده بودم حرف و حدیث های مطالب عنوان شده در مراسم افتتاح هم چنان حاشیه ساز شده و آخرینش هم توضیحات وزیر اسبق راه دولتی قبلی است که به نقل از سایت عصر ایران ٬ در زیر می آید.
افتتاح پل ميانگذر اروميه و اظهارات وزير راه و ترابري و رئيس جمهور درباره اين طرح واکنش وزير اسبق راه و ترابري را در پي داشت.
به گزارش ايلنا، احمد خرم در نامهاي خطاب به مردم کليه مراحل احداث اين پل را تشريح کرده و ميزان پيشرفت اين پروژه در دولت قبلي را نيز ذکر کرده است.
متن کامل نامه وزير اسبق راه و ترابري به اين شرح است:
بسمه تعالي
شيريني افتتاح و بهرهبرداري عظيمترين سازه دريايي کشور را با مطالب خلاف واقع بر ذايقه مردم تلخ نکنيد.
بنده به عنوان يکي از مديران اجرايي با سي سال سابقه اجرايي مدعي هستم که دولت آقاي احمدينژاد نه تنها توانايي شروع و سازماندهي و تأمين منابع و اجراي پروژههايي همچون پل اروميه را ندارد، بلکه شاهد توقف و به رکود کشيدن پروژههاي مهم و اساسي هستيم.
يك و نيم تا دو سال ديركرد در پروژه پل اروميه، متوقف شدن کامل آزادراه شمال در سه سال گذشته، تحويل 162 کيلومتر راه آهن در سه سال و چهار ماه در حالي که قبل از اين دولت در سه سال 1500 کيلومتر راه آهن تحويل شد؛ عدم توانايي در بستن قراردادهاي احداث نيروگاه که در اين سه سال حداقل دو هزار مگاوات از برنامه عقب هستند.
رکود جدي پارس جنوبي و انعقاد تنها دو قرارداد از 11 فاز باقيمانده در اين سه سال و چهار ماه آنهم با پيمانکاران نظامي در حالي که بايد تمام فازها قرارداد بسته ميشد و حداقل 50 درصد پيشرفت فيزيکي ميداشت. فاز دوم فرودگاه امام خميني که بايد امروز به بهرهبرداري ميرسيد که هنوز مناقصه آن هم برگزار نشده است و دهها پروژه بزرگ و اساسي براي توسعه کشور که ذکر آن در اين مقال نميگنجد.
به رغم اينکه آقاي دکتر بهبهاني را به عنوان استاد دانشگاه قبول دارم و احترام ميگذارم، به ايشان توصيه مشقفانه ميکنم که ارايه کارنامه خود را از دو سال ديگر شروع به عرضه کنند. آقاي دکتر بهبهاني نيک ميدانند که آقاي احمدي نژاد به بخش راه و ترابري کم توجهي داشته و اين بخش را در مظلوميت و محروميت برده است. دولت آقاي احمدي نژاد در بخش راه و ترابري يک پروژه اساسي هم شروع نکرده بلکه پروژههايي که با شتاب پيش ميرفته است در اين سه سال و اندي و به ويژه در حال حاضر نيمه فعال يا متوقف است. دولت آقاي احمدي نژاد هزاران ميليارد تومان به پيمانکاران زحمتکش کشور بدهکار است. امروز پيمانکاران توانمند رتبه يک و دو ورشکستهاند.
امروز شرايطي بر کشور حاکم است و مصيبت و سختي و فشاري بر دستاندرکاران بخشخصوصي ساخت و ساز در کشور وارد آمده است که در دوران جنگ هم سابقه نداشته است. کسري بودجه سال 87 در دوران نفت بشکهاي 12-8 دفار در سالهاي 64 و 65 و همچنين سالهاي 78-77 نيز بي سابقه بوده است.
آقاي احمدي نژاد و آقاي دکتر بهبهاني در سخنرانيها، مصاحبهها و گزارش ويژه عملکرد که بارها از صدا و سيما پخش شد، بر دو موضوع تأکيد داشته و اعلام کردند: اول اينکه دولت قبل (دولت آقاي خاتمي) براي پل ميانگذر درياچه اروميه دو خط طراحي کرده بود و در دولت نهم ما به چهار خط و يک خط ريلي تغيير داديم. دوم اينکه در 25 سال قبل از دولت آقاي احمدي نژاد فقط 25 درصد از کار انجام شده بود که آن 25 درصد هم خريد مصالح بوده است. پاسخ اين ادعاها با توضيحاتي که ذيلاً به عرض مردم شريف کشورمان ميرسد کاملاً روشن ميشود.
زماني که وارد وزارت راه و ترابري شدم، آقاي خاتمي من را خواستند و فرمودند چند پروژه است که آبروي کشور شده است و از من تعهد گرفتند تا تکليف اين پروژهها را روشن کنم. پروژههاي ياد شده عبارت بودند از:
1ـ پل ميانگذر درياچه اروميه که بحث آن از سال 1346 بوده است و شهيد موسي کلانتري که در سال 1359 کلنگ آن را به زمين زده بود.
2ـ فرودگاه امام خميني که شروع آن به سال 1347 برميگردد و اولين گروه کارکنان فرودگاه استخدام شده در قبل از انقلاب، پيش از افتتاح، بازنشست شدند.
3ـ راه آهن بافق به مشهد که استان خراسان و آسياي ميانه را هزار کيلومتر به آبهاي آزاد جنوب کشور نزديک مينمود و محور اصلي ترانزيت کالا از آسياي ميانه از طريق ايران به ساير کشورها بود.
4ـ آزاد راه تهران شمال که مسير چهار ساعته تهران به چالوس را به يک ساعت کاهش ميداد.
هفته اول که وارد وزارت راه و ترابري شدم گزارش اين پروژهها را خواستم. از ديگر پروژهها عبور ميکنم، تنها به پروژه ميانگذر درياچه اروميه ميپردازم.
در پروژه مذکور، مشاور و مجري طرح داشتيم، مشاور طرح، مرحوم آقاي دکتر قاليبافان بودند که مورد احترام بنده و همه متخصصان کشور هستند. مطالعات انجام نشده بود و از کليه فازهاي صفر، يک و دو فقط درصدي از فاز صفر انجام شده و مطالعات بلاتکليف مانده بود. از اجرا هم خبري نبود. البته در سالهاي بعد از کلنگزني تا سال 80 که کار روال جديد يافت بدون مطالعه کارهائي انجام شد که پول داخل درياچه ريختن بود و کارسازي نکرد.
1ـ اولين اقدام، افتخاري بود که نصيب بنده شد و اين بود که رياست اين طرح عظيم و پيچيده را مدير توانمند و انسان بزرگوار آقاي دکتر عيسي کلانتري برادر شهيد موسوي کلانتري پذيرفتند.
2ـ گام دوم انجام مطالعات و تهيه نقشههاي اجرائي بود. مشاهده کرديم که مشاور داخلي، قادر به تهيه نقشه اجرايي نيست. تصميم گرفتيم که از مشاوران صاحب نام بينالمللي که سابقه درخشان در طراحي سازههاي دريائي دارند استفاده کنيم. اين کار انجام گرفت و مشاور دانمارکي که داراي سابقه طولاني و موفق در طراحي چنين پروژههايي بود. در کنار پيمانکار که شرکت صدرا بود انتخاب و قرارداد منعقد گرديد. چند ماه بعد نقشه اجرابي آماده شد. اين بخش شاهکليد گشايش و باز شدن قفل 23 ساله اين پروژه بود که ارزشمندترين بخش کار محسوب ميشد. انجام اين مرحله در مديران اين اطمينان را ايجاد کرد که بدون دغدغه و با تکيه بر مطالعات انجام شده ميشود کار اجرايي را شروع کرد. قرارداد پل ميانگذر درياچه اروميه در شهريور ماه 81 منعقد شد و در بهمن ماه 81 تجهيز کارگاه صورت پذيرفت و کار اجرايي آغاز شد.
3ـ گام سوم تامين بودجه ارزي، ريالي پروژه بود که بنده به رياست محترم طرح جناب آقاي دکتر کلانتري قول و امضا دادم که هيچ مشکلي جهت تأمين بودجه وجود نخواهد داشت و حتي براي پشتوانه کار ابلاغ صد ميليون دلار از سهميه ارزي وزارت راه و ترابري را به دست رياست محترم اين طرح عظيم دارم.
آقاي احمدي نژاد و آقاي بهبهاني در مصاحبه فرمودند در دولت قبل طراحي بنا بر دو خط انجام شده بود که در دولت آقاي احمدينژاد دو خط به چهار خط افزايش يافت و يک خط آهن هم در وسط پل ديده شد. از جناب آقاي دکتر بهبهاني که کارشناس طراحي راه هستند، انتظار چنين اظهار نظري نميرفت چگونه ممکن است که مطالعه پل انجام گيرد طرح تصويب شود باکسهاي کيسونها ساخته شود، شمعها کوبيده شود، همه براساس 4 خط يعني دو خط رفت و دو خط برگشت و يک ريل قطار در وسط و پس از اجراي بيش از 50 درصد قسمتهاي اصلي پروژه زماني که دولت آقاي احمدينژاد آمده است طرح را تغيير دهند؟ واقعيت اين است که طراحي و مناقصه درخرداد سال 81 بر اساس 4 خط و يک خط قطار برگزار و برنده مشخص و قرار داد منعقد شد تکميل مطالعات در سال 81 و انجام عمليات اجرايي براساس 4 خط دو خط رفت و دو خط برگشت و يک خط ريلي در همان سال 81 آغاز گرديد.
تا زمان روي کار آمدن دولت اقاي احمدي نژاد بيش از 50 درصد کار اجرايي و خريد مصالح براساس 4 خط و يک خط ريلي انجام شده بود اتفاقي که در نيمه دوم سال 83 افتاد وزير وقت جناب آقاي مهندس محمد رحمتي و معاون زيربنايي سازمان مديريت جناب آقاي مهندس و مهدي رحمتي مخالف عرض 24 متر براي پل بودند و معتقد بودند 14 متر عرض يعني 2 خط کافي است و خط ريلي هم ضرورتي ندارد.
در آن زمان آقاي دکتر کلانتري رئيس طرح پيگيري فرمودند نامهاي نوشتند به آقاي خاتمي و اعلام داشتند که کار اجرايي تاکنون براساس چهار خط و يک خط ريلي انجام شده و امکان تغيير از 4 خط و خط ريلي به دو خط بدون خط قطار وجود ندارد آقاي دکتر عارف به اروميه رفتند و ابلاغ فرمودند 4 خط و خط ريلي بايد اجرا شود اکنون که پروژه افتخاري براي آذربايجان و کشور و منطقه شده است با گزارش غيرواقعي مگر ميشود زحمات دولت قبل و مديران و تصميمگيران اصلي اين طرح را ناديده گرفت.
4- در زمان آقاي خاتمي پيمانکار انتخاب گرديد به مناقصه بينالمللي رفتيم و شرکت صدرا از ميان پيمانکاران خارجي و داخلي برنده شد آقاي دکتر بهبهاني فرمودند که چند پيمانکار خارجي گفتند ما نميتوانيم انجام دهيم.
در صورتي مناقصه بينالمللي بوده و صلاحيت فني و اجرايي و سوابق و قيمت ارايه شده پيمانکاران بررسي و برنده مشخص شد.
5- در دولت قبل تجهيز کارگاه که بسياري قوي وسنگين بود انجام گرفت و دو عدد بارج و جرثقيل و شمعکوب ساخته شد و به آب انداخته شد. در دولت قبل کل شمعها خريداري شده بود و باکسهاي کيسون بتني که روي درياچه شناور ميشد و از داخل آن شمعها کوبيده ميشد ساخته شده بود کيسونها به آب انداخته شده بود و شمعها کوبيده شد و ريختن سرشمعها شروع شد، عمده مصالح سرشمعها خريداري شده و بخش عمده مصالح عرشه خريداري گرديد و ساخت عرشه شروع شد همه اين کارها که به اذعان متخصصان و مديران اجرايي آگاه بيش از 50 درصد کاراست به انجام رسيده بود که دولت آقاي احمدي نژاد روي کار آمد و کار کمتر از 50 درصد باقيمانده را که بايد در سال اول و حداکثر يک سال ونيم اول دولت نهم انجام ميدادند سه سال و 4 ماه طول کشيد و دو سال طرح به تعويق و اکنون تنها دو خط از مجموع چهار خط و يک خط ريلي افتتاح شده است احتمالا دو مرحله ديگر شامل افتتاح دو خط ديگر و افتتاح خط آهن نيز باقيمانده است مجدداً تأکيد ميکنم کار اصلي و اساسي، تصميمگيري تهيه طرح پل، مناقصه و تعيين پيمانکار بازکردن رديف اعتباري و تامين مالي، خريد و مصالح مورد نياز و شروع عمليات بود که در دولت آقاي خاتمي انجام شد مضاف بر اينها بيش از 50 درصد عمليات اجرايي و خريد مصالح هم در آن زمان انجام پذيرفت.
در پايان افتتاح باند اول پروژه را به تمامي مديران متخصصان، مشاوران، پيمانکاران اصلي، پيمانکاران جزء و مردم ايران و بويژه مردم آذربايجان تبريک ميگويم اين افتخار گواراي شما باد و اظهار تأسف و نگراني از اينکه هزاران مدير توانمند و لايق کشور که چنين صحنهها و چنين طرحها و پروژههايي را پايه گذاشتند و قادرند به سرانجام برسانند امروز از صحنه تلاش و خدمت برکنارند و کشور براي انجام طرحهاي اساسي و زيربنايي خود دچار مشکلات عديده شده است.
احمد خرم
وزير اسبق راه و ترابري
11/9/87
و این هم خبری تکمیلی از دوست عزیزم جناب آقای حضرتی در این خصوص که در سایت عصر ایران درج شده است.
دکتر محمد ستاريفر، نخستين مديرعامل سازمان تأمين اجتماعي دولت اصلاحات (1380-1376) معتقد است که انواع عدالت در هم تنيده شده است و نميتوان آنها را از يکديگر جدا دانست. وي برنامههاي توسعهاي را زماني موفق ميداند که با دو بال رشد اقتصادي و عدالت همراه شود.
وي در گفتوگوي اختصاصي با ايلنا يکي از وظايف وزارت رفاه و تأمين اجتماعي را سياستگذاري و برنامهريزي براي توزيع يارانهها دانست و گفت: تورم باعث شده تا بسياري از اقشار متوسط به جامعه فقرا اضافه شوند.
خلاصه ای از این گفتگو:
در سند چشمانداز و سياستهاي کلي نظام هم که به تاييد مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيد و رهبري آن را ابلاغ کرد، بار ديگر اين موارد مورد توجه واقع شد. فصل اول برنامه چهارم توسعه کشور بر بسترسازي براي رشد سريع اقتصادي صراحت داشت. در اين فصل بر توليد، اشتغال و جهتدهي درآمدهاي نفتي به توليد، رشد و عدالت تاکيد شده بود. در فصل دوم، سوم و چهارم اين برنامه بستر رويکردهاي دانايي محوري و توانمندسازي کارگران و کارفرمايان آمده بود که نتيجه آن بايستي رشد بيشتر باشد
برخي از منتقدان دولت اصلاحات که در اين سه سال اخير حاکم شدهاند، معتقدند که در برنامه چهارم توسعه کشور، رويکرد عدالت ديده نشده است، اما اگر بپذيريم که در مقاطعي رشد مقدم بر عدالت است و خود باعث عدالت نيز ميشود؛ آنگاه وقتي ميگوييم قصد ايجاد شغل داريم و ميخواهيم مناطق عقبافتاده را توانمند و صاحب توليد کنيم، اگر چه از عدالت مستقيماً نامي نبردهايم، اما اين رويکردها، عدالت خواهانه است. در فصل هفتم و هشتم قانون برنامه چهارم توسعه نيز به ارتقاي سلامت و بهبود کيفيت زندگي و عدالت اجتماعي و امنيت انساني پرداخت شده است.
رويکرد برنامه چهارم توسعه به ثروتهاي عمومي، نگاه توزيعي، تثبيتي، تخصيصي و تنظيمي بوده است. بايد بگويم که نفت، ثروتي مشاع و بينالنسلي است، اما الان پول فروش نفت به شکل موزون در کشور توزيع نميشود. البته اين مشکل را نميتوان يک شبه حل کرد و حل آن زمانبر و نيازمند التزام به برنامههاست، به همين دليل بود که دولت اصلاحات در برنامه چهارم بسترسازي کرد تا اين مشکل را مرتفع نمايد.
از سال 1384 دولت جديد مکلف بود تا درآمد سه دهک فقير کشور را تا بالاي خط فقر ارتقاء دهد. در اين برنامه خط فقر در رابطه با فراهم کردن حداقل نيازهاي اساسي افراد تعريف شده بود و مطابق آن بايد به افراد فقير براي پاسخگويي به اين نيازهاي اساسي، يارانه داده ميشد. ملاحظه ميشود که براي اصلاح امور در بخش توانمندسازي، توزيعي و ... تعيين خط فقر شاخص مهمي است اما وزير محترم رفاه وتامين اجتماعي، فارغ از رويکردهاي توسعه و عدالت و قوانين مصوب، در مصاحبههاي خود اعلام ميکند که تعيين خط فقر نميتواند مشکلات را حل کند! در حاليکه در قانون نظام جامع رفاه وتامين اجتماعي بر اعلام سالانه خط فقر تاکيد شده است تا چارچوب جهتگيريها و برنامههاي موثر براي توانمندسازي فقرا شکل گيرد.
با وجودي که دولت نهم از فرصت مناسبي برخوردار بود و هم قانون جامع و هم درآمد خوب نفتي داشت، بهگونهاي که در سالهاي 84 تا 86 مبلغ 198 ميليارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت داشت، اما متاسفانه نتيجه اين شد که رئيس جمهور محترم در گزارش عملکرد خود در همايشهاي مختلف بر اين نکته تاکيد کند که ضريب جيني (نحوه توزيع درآمد بين دهکهاي مختلف جامعه) در کشور بدتر شده است
بايد پرسيد مشکل چيست؟ شعار راهبردي دولت نهم که عدالت بود؟ شرايط که مهيا بود، پول هم که وجود داشت، پس چرا وضع بدتر شد و فقرا فقيرتر شدند؟ چرا بسياري از طبقه متوسط به فقرا اضافه شدند يا اين که احساس فقر ميکنند که خود بيماري خطرناکي در اقتصاد است؟ در شرايطي که بانک مرکزي تورم را 30 درصد اعلام ميکند، کارمندان دولت فقط 11 درصد و کارگران اندکي بيش از اين، افزايش حقوق و دستمزد دارند و اين موضوع بيانگر آن است که نرخ تورم بيشتر از درصد افزايش حقوقهاست و به عبارت ديگر، عدالت کمتر شده است.
مسوولان کشوري که فکر کنند به سطح عدالت مطلوب رسيدهاند تفکري عقب برنده دارند. در شرايطي که اتاق بازرگاني از تعطيليها ميگويد و بسياري از شهرکهاي صنعتي با 50 درصد ظرفيت کار ميکنند، پول فروش نفت عمدتاً به واردات کالاهاي مصرفي و خدماتي محدود شده است. هر چند ممکن است که با اين کار در کوتاهمدت اجناس ارزان در اختيار مردم قرار گيرد اما در بلندمدت باعث بيکاري بيشتر و آسيب به رشد و عدالت خواهد شد. دولت نهم با اين که در شرايط ويژه و مطلوبي قرار داشت، زير تابلوي عدالت، در عمل کاري کرد که مقوله عدالت در بين مردم، کمرنگتر شده است.
رييس جمهور زماني که نفت ايران 120 دلار در هر بشکه فروش ميرفت، از توزيع 90 هزار ميليارد تومان يارانه بين مردم و با سازوکارهاي مشخص خبر داد اما حالا که نفت به قيمتي بسيار کمتر از آن زمان (حدود 40 دلار در هر بشکه) فروش ميرود، رييس دولت نهم از پرداخت 70 هزار تومان يارانه نقدي به روستاييان و 50 هزار تومان به کم درآمدها در شهرها سخن ميگويد. اين در شرايطي است که براي اجراي اين وعدهها حداقل به 40 ميليارد دلار پول در سال نياز است.
به نظر ميرسد صرف نظر از اين که در حال حاضر قيمت نفت از کاهش چشمگيري برخوردار است، رئيس جمهور بايد ابتدا موافقت مجلس را براي اجراي طرح تحول اقتصادي ميگرفت و آن وقت از اعداد و ارقام يارانه صحبت ميکرد. رييس جمهور ميتوانست با موافقت مجلس، به مردم اعلام کند که براي اقتصاد کشور عمل جراحي دردناکي در پيش است، اما بعد از آن، سلامتي و نشاط و رونق در پيش خواهد بود، آن وقت اگر قيمت بنزين مثلاً 500 تومان ميشد، به مردم ميگفت که منابع اين کار در طرحهايي مثل گسترش خدمات تامين اجتماعي هزينه ميشود. آن زمان بود که مردم لشکر واقعي براي تحقق برنامههاي توسعهاي ميشدند و نارضايتي ايجاد نميشد. جالب است که دولت صحبت از پرداختهاي 70 و 50 هزار توماني به مردم ميکند، اما درباره افزايش ناگزير قيمت بنزين و گازوئيل هيچ صحبتي نميکند! اين رويکردهاست که با مخالفت مجلس هم روبروست.
عجيب است که مرکز آمار ايران صحبت از کنترل اطلاعات خانوارها با مراجعه به مبادي لازم ميکند! به صراحت ميگويم که جمعآوري آمار به شکلي که انجام شد، عمدتاً اهداف و برداشتهاي سياسي و انتخاباتي را تداعي ميکند، چون براي هدفمند کردن يارانهها بايد دولت لايحهاي را به مجلس ميبرد و در صورت تصويب آن در مجلس، رئيس جمهور ميتوانست ابعاد، مراحل و سازوکارهاي آن را به مردم اعلام کند.
رسیده است اعلام کرد: ایران در سال 2007 میلادی دارای بالاترین نرخ تورم در منطقه بوده است.
علاوه بر این اختلاف نرخ تورم ایران با کشورهای یاد شده به مراتب از تفاوت نرخ رشد اقتصادی ایران با کشورهای مذکور بیشتر بوده است.
به گزارش مهر، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران میزان تورم در دوازده ماه منتهی به مهر ماه سال 1387 را معادل 24.3 درصد اعلام کرده است.
**********************************************************************
توضیح: بر اساس سند چشم انداز مقرر شده به نحوی برنامه ریزی شود که در افق سند٬ ایران در همه شاخص ها ٬ رتبه اول داشته باشد. فعلا در مورد نرخ تورم موفق بوده ایم. تا بعد...
به گزارش پارسینه،دانشمندان دانشكده داروسازی لیسستر تركیبی را در پوست نارنگی به نام Salvestrol Qیافتهاند كه سلولهای سرطانی انسان حاوی آنزیم “CYP۱B۱ “P۴۵۹را نابود میكند. این یافته می تواند به درمان سرطانهایی نظیر سرطان سینه، ریه، پروستات و تخمدان کمک شایانی کند.
نارنگی حاوی پروتئين ، چربي ، قند، مقدار زيادي فسفر، كلسيم مي باشد.
از خواص مهم نارنگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-خون را تصفيه و زياد مي كند.
-به خاطر داشتن مقدار فسفر و كلسيم بالا، نارنگي يكي از ميوه هايي است كه در تشكيل استخوان و اسكلت بدن موثر است.
-حاوي مقدار زيادي منيزيم است و از اين طريق در فعاليت عضلاني، دستگاه گوارش و سيستم عصبي موثر است.
-سرد و تر ، مفرح قلب ،رافع خفقان، صفرا بر و فرونشاننده لهيب معده و كبد است .
-نارنگي مسكن اعصاب است و براي كليه بيماران مفيد است .
-اگر مي خواهيد شب راحت بخوابيد چند تکه نارنگي بخوريد .
برگزیده سخنان ایشان به نقل از سایت خبری آینا نیوز به شرح زیر است:
|
غفاری آذر:بنگاههاي زودبازده اقتصادي از هدف اصلي خود دور شده است با دور افتادن از هدف اصلي اين طرح سعي در تامين خواستههاي مردم و مسئولان به جاي تامين اهداف ملي ايران شده است. | ||||
| ||||
فرقی نمی کند :
در راس امور آدم جاهل باشد یا بی تجربه
این بازدید حدودا ۵ ساعته از محور روستای کهریز ٬ شروع و در ادامه از روستاهای محروم زنگ آباد ٬ قویجوق ٬ تندرک ٬ خرم آباد ٬ کاسب ٬ دلادر ٬ و در نهایت با صرف نهار در روستای حماملار خاتمه پذیرفت.
محور اصلی بازدید رفع محرومیت از لحاظ دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی و نیز راه مناسب روستائی بود.
روستاهای فوق با اینکه برخی از آنها خیلی پرجمعیت نبودند ولی بسیار محروم و فقیر بودند. و خشکسالی های اخیر نیز مزید بر فقر آنها شده بود.
خدا میداند وقتی هم وطنان ساده و صمیمی و خونگرمم رو در روستاها با این همه محرومیت و مشکلات ٬ مخصوصا در مورد دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی می بینم چقدر زجر میکشم و زمانی که شاهد جاری شدن آب روان و زلال و همیشگی در شیرهای آبشان را مشاهده می کنم انگار باری سنگین از دوش خودم برداشته شده و خوشحالی زاید الوصفی برایم دست میدهد. و از اینکه تاثیر اگر چند بسیار جزئی در این خدمت داشته ام به خودم می بالم. اما صد افسوس که محرومیتها عظیم و وسیع است و امکانات محدود.
در نهایت مقرر شد تا پایان سال جاری شرکت آب و فاضلاب روستائی نسبت به حفر دوحلقه چاه عمیق و نیز انجام مطالعات لازم اقدام نماید و ما نیز معادل یک میلیارد تومان تومان اعتبار در سال آینده برای شروع عملیات اجرائی تامین نماییم. با توجه به توپوگرافی منطقه و پراکندگی روستاها و نیز شیب بسیار زیاد منطقه ٬ حدس زده می شود برای اجرای کامل پروژه به ۳۰ تا ۴۰ میلیارد ریال اعتبار نیاز باشد.
تردد بسیار زیاد سایپاهای حامل سوخت قاچاق به آنسوی مرز کاملا مشهود و قابل تامل بود. به این هم میگن صادرات فراورده های نفتی....
چرا بگوئیم :چه زود گذشت؟ اتفاقا خیلی انتظار کشیدم تا این همه پائیز ببینم... و نمیدانم توشه ام از این همه انتظار چیست؟ به همین سادگی ۴۳ ساله شدیم و در انتظار سالهای انتهائی و زمستان زندگی...

به گزارش خبرگزاری مهر، باغچه بان سال 1297شمسی، آموزگاری را در شهر مرند آذربایجان آغاز کرد و بعدها به مناسبت تاسیس نخستین کودکستان خود در تبریز، به نام باغچه اطفال نام خانوادگی خود را به باغچه بان تغییر داد. باغچهبان را باید اولین کسی دانست که در ایران آموزش سمعی وبصری را به نظام آموزشی کشور ما وارد کرد.او با خلاقیت خاص خود، وسایل سمعی وبصری می ساخت تا به وسیله آن به دانش آموزان کودکستانی بیشتر و بهتر بیاموزد.ایجاد آموزش قبل از دبستان و بنیانگذاری آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران از افتخارات باغچه بان است.جبار باغچه بان همچنین اولین مولف و ناشر کتاب کودک در ایران است.او از سال 1307 علیرغم دشواری های فراوان چاپ وکلیشه،چاپ کتب مخصوص کودکان را با تصاویری که خود می کشید آغاز کرد.
یکی از کتابهای وی با عنوان «بابا برفی» ازسوی شورای جهانی کتاب کودک به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب شد.
وی کتابهای دیگری همچون کتاب حساب ویژه وکتاب آموزش کرو لال ها را به رشته تحریر درآورده است.
از ابتکارات باغچه بان می توان به روش شفاهی در تعلیم ناشنوایان، اختراع گوشی استخوانی یا تلفن گنگ،کشف خواص صوت ها و تقسیم بندی آنها،تهیه وسایل مختلف بصری برای تدریس ناشنوایان و اختراع گاه نما اشاره داشت.
پس از تعطیلی باغچه اطفال در تبریز،جبار باغچه بان فعالیت آموزشی خود را در شیراز به مدت 6 سال دنبال کرد و درسال 1312 کار آموزش ناشنوایان را درخیابان سعدی تهران در خانه ای محقر با 6 کودک کرولال پی گرفت.
باغچه بان شیوه آموزشی جدیدی درتدریس الفبای فارسی به وجود آورد که ترکیبی از روش مکتب خانه ها و مدارس قدیم ایران و روش مدارس آن روز بود. شیوه آموزشی باغچه بان در ارتباط با ناشنوایان نیز یک روش تجربی و ابتکار بدون اقتباس از الگوهای خارجی بود.
الفبای گویای باغچه بان شهرت جهاني دارد.
وی در سال 1313 امتیاز مدرسه ناشنوایان باغچه بان را گرفت و همان سال مدرسه ناشنوایان تهران در یوسف آباد را بنا نهاد و در اختیار دانش آموزان ناشنوا قرار داد.وی در طول کار، روش شفاهی را که یافته بود استوار ساخت و در نتیجه امروز در کلیه مدارس ناشنوایان به کودکان حرف زدن و لب خوانی آموخته می شود.
باغچه بان برای آسان کردن روش آموزش ناشنوایان، الفبای دستی خود را اختراع کرد.این الفبا از نظر اینکه با خاصیت اصوات مطابقت داردکمک تلفظ است و نه جانشین آن و از این رو در نوع خود بی نظیر است.
به گزارش مهر ، باغچه بان طی سالها تعلیم و تربیت به کودکان به روشی دست یافت که امروز آن را روش ترکیبی می گویند. اکنون این روش بعد از گذشت این همه سال به عنوان مترقی ترین روش در مدارس به ویژه آموزش دبستان در سراسر کشور مورد استفاده قرار می گیرد.
جبار باغچه بان، نخستین معلم گلهای خاموش در ایران، پس از اینکه با دست هنرآینه ای برای کرولال ها ساخت و از چشم به جای گوش چهره صوت را برای آنان ترسیم کرد،سرانجام درچهارم آذرماه سال 1345 با امید به آینده ای روشن برای ناشنوایان در سن 82 سالگی دیده از جهان فرو بست.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
اولین دهه از عمرش را تجربه و جشن کوچک تولد ۱۰ سالگی را هم برگزار کرد و چه حالی کرد... و البته دستور داد از سال بعد برایش جشن نگیریم... چون ( به گفته خودش ) بزرگ شده و دیگر بچه نیست که جشن بگیرد!به این میگن حرف حساب




