تبليغاتX
قوشچی . ghooshchi
قوشچی . ghooshchi
وقتی زور جامه ی تقوا می پوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید! # معلم فقید دکتر شریعتی#
عصرایران- بخش خبري 20:30 شبكه دوم سيما در برنامه پنج شنبه شب خود ،برخي روزنامه ها را متهم به كم كاري در پوشش اخبار غزه كرد.

به گزارش عصر ايران در اين بخش خبري با اشاره به اينكه در 10 روز گذشته برخي روزنامه ها هيچ اشاره اي به موضوع غزه در تيتر يك خود نداشته اند ؛با مصاحبه تلفني با سردبير يا مدير مسئول روزنامه هاي مزبور آنها را مورد بازخواست قرار دادند.

20:30 از سه روزنامه اعتماد ملي؛آفتاب يزد و ايران به عنوان روزنامه هايي كه در 10 روز گذشته كمترين پوشش را درباره اتفاقات غزه داشته اند نام برد و با مسئولان اين سه روزنامه در اين زمينه مصاحبه كرد.

شك نيست كه بحران غزه قلب هر انسان آزاده اي را در جهان (بدون در نظر گرفتن تعلقات مذهبي و نژادي و... ) مي آزارد، اما اينكه رسانه ها اين حق طبيعي را دارند تا هر گونه و به هر روشي كه منطقي و درست مي دانند درباره موضوعات مختلف اظهار نظركرده يا موضوعات مختلف را پوشش خبري دهند نيز شكي نيست،و مشخص نيست اين حس " خود قيم پنداري " از كجا در ميان مديران و برنامه سازان بخش خبري 20:30 پديد آمده است.

آيا اين اقدام 20:30 نوعي " بد دفاع كردن " از غزه نيست كه تجربه نشان داده است گاه تاثيرات آن بسيار مضرتر از دشمني است،يا اينكه با توجه به سياست هاي اين بخش خبري،بايد اين داروغه بازي را همچنان ادامه دهند؟
بايد به مسئولان اين بخش خبري اين نكته را ياد آور شد كه بهتر است به جاي اين گونه مچ گيري هاي بيهوده كه متاسفانه موضوع غزه را از يك موضوع انساني و جهاني -که باید بدان پرداخته شود - به يك " بخشنامه حكومتي " تبديل مي كند،خوب چشم هايشان را باز كنند و در کنار اخبار غزه ، دردها و مشكلات مردم را انعكاس دهند و مطالبات بحق مردم را از دولت را مورد پيگيري قرار دهند.
يعني همان كاري كه در گذشته و در زمان حيات دولت هشتم انجام مي دادند!
ارسال در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
منبع : بازتاب آن لاین

هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:


1- ويكتور لوستيگ victor lusti

سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه مي‌توانست زيرك‌ترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد مي‌كرد و به نظر مي‌رسيد كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر مي‌شوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكايي‌ها سود برد.


در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بي‌عيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!


ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.


دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هايي با سربرگ‌هاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌اي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلي شناخته شده براي قرار‌هاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.


شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينه‌هاي نگه‌داري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.


فروش برج ايفل در آن سال‌ها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بين‌المللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر اين‌كه با ساختمان‌هاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، ‌او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يك‌شبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزيز مي‌داند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!


2- هان ون ميگه‌رن (Han Van Meegeren)



نقاش و كپي‌كننده آثار هنري، باهوش‌ترين و زبردست‌ترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازي‌هاي آلماني كلاه گذاشت، مردي كه اگر كلاهبردار نمي‌شد، بي‌شك يكي از مهم‌ترين نقاشان قرن بيستم بود، در سال 1889 در هلند به دنيا آمد. از كودكي عاشق رنگ‌ها بود و در جواني با تأثير از نقاشي‌هاي دوره طلايي هلند، تابلوهاي زيادي خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بي‌روح و تقليدي و تكراري ناميدند و ميگه‌رن سرخورده از اين برخورد و براي اثبات توانايي‌هايش به منتقدان تصميم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلايي همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورميه را كپي كند. ميگه‌رن با پشتكار زياد فرمول رنگ‌هاي قديمي و نحوه ساخت بوم‌هاي آن زمان را پيدا كرد. او كار را شروع كرد و آن‌قدر ماهرانه اين كار را انجام داد كه تيزبين‌ترين كارشناسان نيز از تشخيص بدلي بودن آثار ناتوان بودند و ميگه‌رن با اطمينان كامل، در نقش يك دلال، تابلوهايش را به‌عنوان آثار كشف‌شده دوره طلايي به مجموعه‌داران و گالري‌ها ‌فروخت. در همين دوران بود كه اروپا درگير جنگ جهاني دوم شد.


يكي از مشتريان پر و پا قرص او، مارشال گورينگ از سران درجه اول حزب نازي آلمان بود كه علاقه فراواني به آثار نقاشان هلندي داشت و تعداد زيادي از كارهاي ميگه‌رن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازي ديگري را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شكست خوردند و ميگه‌رن به جرم فروش ميراث فرهنگي هلند به نازي‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خيانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. ميگه‌رن در دادگاه واقعيت را ابراز كرد، اما هيچ‌كس حرف‌هايش را باور نكرد. تابلوهاي جعلي در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبيني قرار گرفت و همگي بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هيچ‌كس باور نمي‌كرد كسي بتواند با چنين دقت و ظرافتي اين آثار را جعل كند. ميگه‌رن از دادگاه درخواست كرد كه وسايل مورد نيازش را در اختيارش بگذارند تا در حضور همه يكي از آثار دوره طلايي جعل كند!


ميگه‌رن از اتهام خيانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنري به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. ميگه‌رن به‌عنوان يك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتري اصلي او گورينگ از او زيرك‌تر بود. اسكناس‌هايي كه گورينگ در ازاي تابلوها به ميگه‌رن مي‌داد همگي تقلبي بودند!


3- فرانك ويليام آباگ‌نيل (Frank William Abagnale)‌


صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداري‌ها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگي‌اش دستمايه ساخت فيلم «اگه مي‌توني منو بگير» شد، در سال 1948 در آمريكا به دنيا آمد. وقتي او 14 ساله بود، پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و اين ضربه روحي بزرگي براي فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نيويورك رفت و در آنجا بود كه فهميد براي امرار معاش چاره‌اي به‌جز كلاهبرداري ندارد. پس از مدت كوتاهي او به يكي از حرفه‌اي‌ترين جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پيدا كرد كه هيچ بانكي قادر به تشخيص جعلي بودن چك‌هاي او نبود. فرانك براي آن‌كه بتواند بدون پرداخت پول بليت با هواپيما سفر كند، ‌با جعل كارت‌هاي شناسايي و مدرك خلباني، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوايي پان‌امريكن جا زد و از امتياز خلبان‌ها براي مسافرت مجاني استفاده كرد. اين موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌كه دست پليس به او برسد، به شهر جورجيا فرار كرد و با هويت جعلي تازه‌اي، به عنوان يك دكتر در يك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسايگي فرانك يك دكتر واقعي زندگي مي‌كرد و به فرانك پيشنهاد داد تا در بيمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك اين پيشنهاد را پذيرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحي اطفال در آن بيمارستان به درمان بيماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئيزيانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلي لوئيزيانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط يكي از فارغ‌التحصيلان واقعي هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌كه دستگير شود، از آنجا به ايالت يوتا گريخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبيا، در دانشگاه بريگام در رشته جامعه‌شناسي شروع به تدريس كرد!


او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگير شد و زماني كه پليس فرانسه اين موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمريكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولي پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.


فرانك آباگ‌نيل هم‌اكنون به‌عنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پليس آمريكا همكاري مي‌كند و با تأسيس شركت آباگ‌نيل و شركا به بانك‌ها نيز مشاوره مي‌دهد!


4- حسين.ك

كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. ح.ك مردي بي‌سواد ولي باهوش بود و بي‌ترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يكي از بزرگان ادب و علم كشور بدل مي‌شد. اما او از جواني به راهي غير از آن كشيده شد. حسين.ك با كلاهبرداري‌هاي كوچك روزگار مي‌گذراند، اما اين كارها براي مردي با هوش او كارهايي كوچك محسوب مي‌شدند. تا اين‌كه يك روز طعمه بزرگ‌ترين كلاهبرداري خود را در جلوي در سفارت انگليس شكار كرد؛ دو توريست آمريكايي (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خريد يك هتل در ايران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خيابان گيشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يك ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، كاخ دادگستري بود كه در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده مي‌شود. قرار بازديد از كاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر كار وزير را براي مدت يك‌ساعت اجاره كرد. فرداي آن روز قبل از آمدن مشتري‌ها، 200 جفت دمپايي پلاستيكي تهيه كرد و جلوي در اتاق‌هاي كاخ كه يك ساختمان اداري محسوب مي‌شد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شكارهايش شد. آمريكايي‌ها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتري‌ها درخواست ديدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپايي‌ها، آنها را منصرف مي‌كرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از اين معامله پرسود، براي تحويل ساختمان 10 روز ديگر مراجعه كردند. اما همان‌جا بود كه فهميدند چه كلاه بزرگي بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگي در آنجا، به ايران بازگشت. اما در ايران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامي فوت كرد.


ح.ك يك كلاهبردار ذاتي بود،‌حتي در زندان! او تلويزيون زندان را به يكي از زندانيان به قيمت 100 تومان فروخت و وقتي آن زنداني بعد از آزادي تلويزيون را زير بغل زد و مي‌خواست آن را با خود ببرد، فهميده بود كه چه كلاهي بر سرش رفته و مضحكه بقيه شده است!
ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
 

منبع : سایت بازتاب آن لاین

 وزیر کشور پشت پرده انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق را فاش کرد و مبانی برنامه چهارم توسعه را "بسیار منفعلانه" و حتی بیان برخی از آن مبانی را "شرم آور" خواند.

به گزارش بازتاب آنلاین به نقل از مهر ، صادق محصولی امروز در جلسه هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفت: مبانی برنامه چهارم توسعه بسیار منفعلانه و حتی بیان برخی از مبانی آن شرم آور است، این در حالی است که نباید در شرایط فعلی با شعار دادن حرف زد.

وزیر کشور درباره انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و تبدیل آن به دو معاونت رئیس جمهوری افزود: سازمان مدیریتی که اگر یک وزیر نظام بخواهد برای پروژه ای در حیطه وظایف خود اعتباراتی را دریافت کند نمی تواند بدون عدم ارائه سکه طلا به برخی کارشناسان آن سازمان ، بودجه مصوب خود را دریافت کند باید منحل شود که رئیس جمهور نیز این کار را انجام داد.

وی تصریح کرد: البته این سازمان منحل نشده و کار کارشناسی آن همچنان ادامه دارد و تنها ارائه سکه به عنوان پاداش به برخی کارشناسان بخشهای مختلف این سازمان به تعطیلی کشیده شده است.

******************************************************

 

وزیر محترم کشور که اتفاقا رئیس خوش نام و محجوب و تلاشگر و هم شهری خودمان نیز می باشد ، مطالب مذکور را عنوان کرده اند.

به عنوان یکی از کارشناسان سازمان منحل شده مدیریت و برنامه ریزی و کارشناس فعلی وزارت کشور و استانداری آذربایجان غربی و یکی از خوانندگان خبر فوق لازم دیدم فارغ از همه قید و بندهای سیاسی ، و فقط از منظرکارشناسی و تا حدی  اخلاقی بر نکاتی اشاره نمایم.

1-     بحث رشوه و یا هدیه (یا هر نام دیگر ) نه تنها مبتلابه سازمان مذکور که با شدت و ضعف در همه ارکان اداری کشور ما و اتفاقا همه کشورهای دیگر سایه انداخته است. طبیعی است هر جا جاذبه ای باشد تبعات مثبت و منفی آن نیز هویدا خواهد شد. هنر مدیریت ارشد هر سیستمی و نیز ارکان نظارتی و بازرسی دولت این است که با چشمی بینا و به موقع نگذارند این مشکل به معضل تبدیل و عملکرد مجموعه زیر سئوال برود.

2-     واقعا بایستی به حال وزراتخانه ای که وزیرش برای اجرای پروژه مجبور به پرداخت سکه شود ، گریست. در کشور ما همه ساله هزاران پروژه ریز و درشت اجرا میشود. اگر قرار باشد در ازای اجرای این فعالیتها ، چنان اقدامات ناپسندی وجود داشته باشد ، سنگ روی سنگ بند نمیشود. پسندیده نیست عمل خلاف و دون شان انسانی عده ای قلیل ، بر همه مجموعه یک سازمان عریض و طویل تعمیم داده شود.

3-     همان افراد با همان وظایف و کارکردها ، لیکن در عنوانی دیگر باز هم مشغول فعالیت اند. آیا بجای منحل کردن یک معاونت دیرپا ، بهتر نبود با مظاهر فساد اداری برخورد میشد ؟ و گرنه اگر قرار بر انحلا ل می بود شاید این تیغ تیز بر گرده سایر  نهادهای اداری کشور نیز سایه می انداخت.

4-     برنامه چهارم توسط مجموعه ای از کارشناسان زبده کشور اعم از کارشناسان سازمان یاد شده ، سایر وزارتخانه ها ، مجلس شورای اسلامی ، مجمع تشخیص مصلحت ، شورای نگهبان و در نهایت با بهره گیری از خط و مشی های تنظیم و ابلاغ شده توسط مقام معظم رهبری تهیه و تنظیم و تصویب شده است. در عین اینکه ممکن است نقائصی بر آن مترتب باشد ، پسندیده نیست کلیت آن اینگونه مورد هجمه واقع شود . اگر چند انتقاد سازنده همیشه و در همه امور لازم و ضروری است. با این توضیح که برنامه پنجم نیز توسط همین مجموعه ، لیکن با عنوانی جدید تهیه و راهبری می گردد.

5-     ما در کشوری با نظام دینی و مبتنی بر شریعت متعالی اسلام زندگی می کنیم. دینی که در آن بر مبانی اخلاقی و ارزشی و کرامت انسانی تاکید فراوان می کند. شاید بهتر می بود بجای همه نقدها و و حملات تند و تیز ، از همه اشکالات و تبعات منفی عملکرد گذشتگان درس می گرفتیم و همه هم و تلاش خود را بر بهبود روشها و سیاستها و فعالیتهای خود قرار می دادیم و قضاوت را بر عهده افکار عمومی و نخبگان جامعه واگذار میکردیم.

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
منبع :وبلاگ خاتم دکتر معصومه ابتکارhttp://greenebtekar.persianblog.ir

در ایام عزاداری حضرت اباعبدالله(ع)، عده ای - براساس اخبار واصله - مراسم ذکر مصائب کربلا را با ستاد انتخاباتی اشتباه گرفته بودند. آنها حداکثر بهره برداری سیاسی را از این روزها و شب ها برای تخریب رقیب و تطهیر خود به کارگرفتند. بگذریم از اینکه چقدر این کار اخلاقی و منطبق با آرمان های عزاداری برای امام حسین (ع) و خاندان و اصحاب ایشان است، عنایت ویژه رسانه ملی به بازدیدهای انتخاباتی از تکایا و هیئت ها و مساجد نیز قابل توجه و خدمتی فراگیر از سوی آن رسانه برای تبلیغ و درشت نمایی فعالیت های دولت به شمار می رود؛ اما جالب اینجاست که باز هم دو قورت و نیم شان باقیست.

این ماجرا مرا به یاد داستانی از حضرت سلیمان انداخت. روزی سلیمان از خداوند خواست اجازه دهد تا او با کشت و کارش غذای یک روز موجودات عالم را تهیه کند. خداوند پذیرفت و سلیمان مشغول تهیه و تدارک رزق یک روز عالمیان شد. حضرت سلیمان پس از تلاش و زحمت زیاد سفره ای را آماده کرد، ولی ناگهان نهنگی از دریا ظاهر شد و در یک چشم برهم زدن همه محتویات سفره سلیمان را یکجا بلعید.

سلیمان به نهنگ گفت من این غذا را برای همه موجودات تهیه کرده بودم، چرا همه را خوردی؟ نهنگ هم جواب داد من رفتم تا رزقم را از خدا بگیرم که خداوند گفت روزی ات امروز دست سلیمان است. روزی من هر روز سه قورت بود و این که خوردم نیم قورت. حالا دو قورت نیم هم باقیه!

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد

عکس هایی که روح هر انسانی را آزار می دهد  



 

قوت جان گر نیست جان محفوظ باد جان درگیر زمان محفوظ باد

  

 

سفره ی ما گر پر از خالی بُوَد یادمانِ بوی نان محفوظ باد

 

 

خنده بر لب ها اگر خشکیده است اشک و آه بی امان محفوظ باد


 

چرخ گردون گر به کام ما نگشت کج روی های زمان محفوظ باد

 

 

بره ی بریان اگر مقدور نیست آش کشک خاله جان محفوظ باد

 



یا اگر مردیم زیر بار فقر جان آقا زادگان محفوظ باد

 

 



ما دگر با فقر عادت کرده ایم غر و لند کودکان محفوظ باد

 

 



پشتم از بار گرانی گشته خم حمل این بار گران محفوظ باد

ارسال در تاريخ پنجشنبه نوزدهم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
 این روزها اخبار و تیتر اول رسانه های جهان تحولات غزه و جنایات اسرائیل در سرزمین کوچک و مملو از جمعیت آن است. جنگی نابرابر و همه جانبه و بسیار وحشیانه.

جنایاتی که این روزها در غزه و بر مردمان  آن می رود در کمتر مکان و زمانی اتفاق افتاده است. ای کاش بعد از دهها سال آوارگی و در بدری و نا امنی

شرایط بگونه ای رقم می خورد که این منطقه کوچک و بی دفاع و فقیر می توانست در سایه آرامش و بدون دخالت قدرتهای دورتر و بیگانه و فارغ از دسایس و معاملات سیاسی ٬ آبی خوش از گلویشان پایین می رفت.

زندگی توام با امید و نشاط حق مردم غزه نیز می باشد.

 

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
منبع وبلاگ سوتگ گلو :

http://www.nikoo86.blogfa.com/post-278.aspx

اصلاح طلبان آذربایجان غربی برای بزرگداشت یاد و خاطره مرحومه خانم نیره چناقلو عضو اصلاح طلب شورای اسلامی شهر ارومیه مجلس یادبودی برگزار خواهند کرد.در مقدمه اطلاعیه ای که به این منظور صادر شده آمده است:

"روزهای سخت و جانسوزی از آسمانی شدن بانوی مهر و فداکاری گذشت.مومنه بزرگواری که تواضع ، مهربانی و دلجویی را از هیچ کس دریغ نمی کرد.او به حق مادر یتیمان ، چشم نابینایان و عصای دردمندان بود.گرچه برایمان سخت و ناباورانه است ، اما چاره ای جز بردباری و تسلیم در برابر رضای حق نیست."

 این مراسم روز دوشنبه مورخ ۱۶/۱۰/۸۷ و از ساعت ۳ الی ۵ در مسجد قبا واقع در خیابان شهید بهشتی(دانشکده) ارومیه برگزار خواهد شد.

بنیاد باران شعبه آذربایجان غربی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه آذربایجان غربی ، حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه آذربایجان غربی ، حزب کارگزاران سازندگی آذربایجان غربی ، حزب اعتماد ملی آذربایجان غربی ، حزب مردم سالاری آذربایجان غربی ، انجمن اسلامی معلمان آذربایجان غربی ، جمعیت ایران امروز ، موسسه فرهنگی سپهر ، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست و انجمن شریف از جمله برگزارکنندگان این مراسم هستند که به همراه سید محمود میرلوحی و جمشید انصاری(استانداران سابق آذربایجان غربی) و خانواده های تقی پور و چناقلو ، عموم مردم و دوستداران آن مرحومه را برای شرکت در این مجلس و طلب مغفرت و آمرزش برای روح آن مرحومه دعوت کرده اند.

ارسال در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
امروز متوجه امری شدم که بیشتر از این متاسفانه نمیشود توضیح داد. مطلب امروز را هم نوشتم تا همیشه یادم باشد د راین ایام چه بلائی سر امکانات و سرمایه های کشور که نمی آید.

در ضمن توقیف  روزنامه کارگزارن نیز تسلیت باد. در هر جامعه ای رسانه های  عمومی و خبررسانان غیر دولتی زبان گویا و چشم بینا و وجدان آگاه مردم بشمار می روند.

جلوگیری از اطلاع رسانی حرفه ای ( البته طبق ظوابط حرفه ای) گستردن پرده ظلمت و تاریکی به گستره همه ملت و مصیبتی است بر نظام مبتنی بر مردمسالاری

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
ساعتی پیش در مراسم سومین روز درگذشت ناگهانی و دردناک سرکار خانم چناقلو از مدیران و کارشناسان دلسوز و پرکار سازمان بهزیستی و عضو فهیم شورای شهر ارومیه شرکت کردم.

تا کنون مراسمی به این عظمت ندیده بودم مراسمی مردمی و با حضور اقشار مختلف مردم. مخصوصا مددگیران بهزیستی.

در تراکتی نوشته بودند: مادر یتیمان ٬ چشم نابینایان ٬ عصای دردمندان رفت. و چه زیبا و با معنی نوشته بودند. خدا رحمتش کند و به بازماندگانش صبر عنایت فرماید.

در بیمارستان آذربایجان از آقای خیری که از بستگان می باشد عیادت کردم. پیرمردبا صفا مهربان و خوش مشربی  که در سالهای اخیر و در اثر جنگ خانمانسوز ٬ داغ مفقود الاثر شدن یک پسر و اسیر بودن یکی دیگر بسیار شکسته اش کرده است. برایش سلامتی و بهبودی آرزو کردم.

حضور سه پسر و سه دختر ایشان در بالینش مرا به سالهای آینده برد. سالهایی که اگر عمری باشد و ما نیز به این سن برسیم چه کسانی دور و برمان را خواهند گرفت؟ و در ایام سلامت و بیماری شاید تنهایی بزرگترین دغدغه و رنج نسل کهنسال آینده باشد. بهر حال این هم نتیجه کنترل جمعیت است.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه نهم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
FBI از اوباما بازجویی کرد

منبع:

http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=70210

مهر: پلیس فدرال آمریکا ( اف.بی.آی ) در روزهای گذشته رئیس جمهور جدید این کشور را مورد بازجویی قرار دادند، اقدامی که انتقال قدرت در کاخ سفید را با مشکل مواجه می کند.

به گزارش روزنامه تایمز، این بازجویی در ادامه پرونده رسوایی فروش کرسی سنای آمریکا انجام می شود.

*******************************************************

چه خوشبخت هستند بسیاری از مدیران خودمان که در ینگه دنیا زمام امور را بدست نگرفته اند. وگرنه

چه سکه می شد کار اف بی آی

ارسال در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
منبع : سایت آینده

http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=414

حساب ذخيره ارزي درتحريم‌‏ها هزينه شد

بانک مرکزي راهکارهاي مديريت آثار تحريم بر شبکه بانکي کشور را به گونه‌‏اي تشريح کرده است که مبلغ 1.5 ميليارد دلار از ذخيره ارزي در اختيار بانک سپه قرار گيرد.

 

به گزارش ايلنا، بانک مرکزي در حالي اعتبار 1.5 ميليارد دلاري براي بانک سپه در نظر گرفت که بسياري از بانک ها به دليل عدم بازپرداخت بدهي هاي دولت در وضعيت بسيار بدي به سر مي‌‏برند.

بانک مرکزي در تشريح راهکارهاي مقابله با تحريم مالي و مديريت بازار ارز به موارد مختلفي اشاره کرده که بر پايه آن تصميم‌‏گيري و ارائه راهکار در خصوص پيگيري محدوديت‌هاي ايجاد شده در ارتباط با تحريم‌هاي اعمال‌شده و اتخاذ تدابير موردي و خاص و نيز تهيه گزارش‌‏هاي کارشناسي با هدف بررسي مشکلات ناشي از تحريم‌‏ها از جمله آن است.

بر پايه گزارش ايلنا، با توجه به محدوديت انجام معاملات دلاري، سبد جديدي از اسعار عمده براي تعيين ارزش ريال در سال 1386 به همراه جداول اوزان ارزها در سبد مرجع ارزي بر اساس سناريوهاي مختلف تهيه و به دولت پيشنهاد شده است. همچنين با توجه به محدوديت انجام عمليات دلاري در بخش بين‌الملل، لزوم نگهداري و تعيين سطح مطلوب ذخاير ارزي، ترکيب ذخاير ارزي با رويکرد استفاده از ساير ارزها در بخش بين‌الملل بررسي و براساس آن تصميم‌‏گيري شد.

بر اساس اين گزارش، با توجه به تحريم اقتصادي و محدوديت معاملات دلاري و عدم همکاري بانک‌‏هاي خارجي در گشايش اعتبارات اسنادي نفتي، وضعيت مالي و اعتباري و همچنين سطح همکاري 43 بانک خارجي بررسي و فهرست بانک‌‏هاي مجاز به گشايش اعتبارات اسنادي نفتي مورد بازنگري قرار گرفته و اسامي اين بانک‌‏ها به شرکت ملي نفت ايران اعلام شد و هماهنگي و مذاکره با شرکت ملي نفت ايران و بانک‌‏هاي کارگزار در جهت وصول درآمدهاي ناشي از صادرات نفت خام و فرآورده‌هاي نفتي به ارزهاي غيراز دلار آمريکا و واريز معادل ريالي درآمد حاصل از صادرات نفت خام به حساب‌هاي خزانه طبق قانون بودجه و واريز مازاد درآمد نسبت به مبلغ بودجه، به حساب ذخيره ارزي به عمل آمد. در اين راستا به منظور مصون نگهداشتن دارائي‌‏هاي ارزي، مطالعات و بررسي‌‏هاي لازم در خصوص روش‌‏هاي سرمايه‌‏گذاري انجام پذيرفت.

بر پايه اين گزارش، از آنجا که همواره ذخيره ارزي ميانبري براي رفع حاجت دولت بوده است، با توجه به پيشنهاد بيمه مرکزي جهت اختصاص اعتبار در حساب جاري از سوي بانک مرکزي به منظور پوشش بيمه بيمه‌گران ايراني براي مقابله با آثار تحريم‌هاي احتمالي بيمه‌گران اتکايي و يا بروز شرايط جنگي، اين پيشنهاد پس از بررسي مورد موافقت قرار نگرفت و به جاي آن، استفاده از حساب ذخيره ارزي جهت پوشش بيمه‌ها پيشنهاد گرديد که موضوع در هيأت وزيران بررسي و به تصويب رسيد به طوري که يک ميليارد دلار به بيمه مرکزي و بيمه ايران جهت افزايش سرمايه و مقابله با تحريم ها اختصاص يافت.

اين گزارش مي‌‏افزايد: سياستگذاري و تمهيدات لازم جهت پيگيري و تنظيم قراردادهاي تامين مالي طرح‌‏هاي دولتي معرفي شده از سوي کارگروه رياست جمهوري جهت استفاده از حساب ذخيره ارزي با توجه به کاهش قراردادهاي تامين مالي از محل منابع خارجي از ديگر اقداماتي است که توسط دولت اتخاذ شده تا سوء تدبير در مديريت تحريم به حداکثر ممکن برسد.

و باز در اقدامي ديگر کميته راهبردي با حضور مسؤولين بانک سپه در جهت کاهش آثار ناشي از تحريم با توجه به تحريم آن بانک از سوي شوراي امنيت سازمان ملل و مشکلات آن بانک در بازپرداخت تعهدات تشکيل شد و مقرر گرديد 5/1 ميليارد دلار خط اعتباري از سوي بانک مرکزي براي ايفاي تعهدات ارزي بانک سپه در اختيار آن بانک قرار گيرد. بازنگري و اصلاح مقررات ارزي به منظور کاهش زيان‌‏هاي احتمالي واردکنندگان کالاها از ديگر اقداماتي است که بانک مرکزي انجام داده تا ريان ناشي از تحريم‌‏ها را به حداقل برساند. در اين خصوص نيز بخشنامه‌هاي لازم در جهت لزوم استفاده از ارزهاي مجاز جايگزين دلار آمريکا جهت پوشش وجه اسناد اعتبارات اسنادي گشايش شده از محل حساب ذخيره ارزي صادر شده است.

 اين اقدامات نشان مي‌‏دهد ذخيره ارزي که متعلق به مردم و حداقل 50 درصد آن بايد در اختيار بخش خصوصي باشد، چگونه هزينه شده است.

 

ارسال در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
  هفته پیش برای بازدید از پروژه های آبرسانی به روستاهی شهرستان ماکو عازم این منطقه شدیم.

در خلال این برنامه توفیقی شد در منزل آقای حاج هادی خلیفه ای رئیس سابق و بازنشسته آب و فاضلاب روستائی شهرستان ماکو حاضر شده و دیداری تازه کنیم. حاجی از فعالان دلسوز و با سابقه ۲۹ ساله در امرتوسعه روستائی منطقه بود و در آخرین سمتش  منشاء خدمات بسیار خوبی در خصوص آبرسانی به روستاهای شهرستان ماکو بود. فردی بشاش و خوش برخورد و کاری که البته به خاطر برخی ناملایمات سیاسی و تنگ نظری مجبور شد زودتر از موعد بازنشسته شود.

 

خاطرات فراموش نشدنی با ایشان داریم و برایش آرزوی سلامتی کردیم.

در سایه تلاش های ایشان و مجموعه فعلی همه پروژه های شهرستان در بهترین وضعیت اجرائی بوده و انشالله سال بعد شاهد بهره برداری از آنها خواهیم بود.

   از راست: من و آقای خلیفه ای و آقای عمرانی(رئیس آب و فاضلاب روستائی خوی)

 

و عکسی به یادگار در حیاط منزل مسکونی آقای خلیفه ای

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد

منبع : عصر ایران

پاسخ تاجگردون به پورمحمدی

يقينا آناني كه وجدان صالح را حاكم بر مواضع و رفتارهاي خود مي‌دانند، عملكرد صحيح دولت خاتمي و رعايت امانت بيت‌المال و خودداري از گزافه‌گويي در عملكرد را از صفات بارز ايشان و دولت‌شان مي‌دانند.

آقای تاجگردون از مدیران خلاق سازمان مدیریت و برنامه ریزی

 غلامرضا تاجگردون، معاون سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در دولت خاتمی طی یادداشتی در روزنامه کارگزاران نوشت:

 در خبرها آمده بود جناب آقاي پورمحمدي رئيس محترم سازمان بازرسي كل كشور و وزير كشور اسبق دولت نهم اعلام فرمودند، دولت هشتم (دولت اصلاحات) بدون مجوز مجلس از حساب ذخيره ارزي برداشت كرده و دولت نهم اگر خلافي كرده است صرفا خلاف برنامه بوده و هيچ‌گونه برداشتي بدون مصوبه مجلس از حساب ذخيره ارزي نداشته است. اينكه ايشان به چه دليل چنين رويكردي را در ارائه نقطه‌نظرات خود و يا برداشت‌هاي قانوني از مفاد قوانين رسمي كشور انتخاب كرده‌اند جاي سوال دارد ولي اينكه آيا دولت خاتمي خارج از قوانين موضوعه كشور از حساب ذخيره ارزي برداشت كرده است، نكته‌اي است كه لازم ديدم به عنوان يكي از مديران وقت سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور (كه با همكاري و تشويق آقاي احمدي‌نژاد منحل شد) نكاتي را در جهت روشن شدن اذهان عمومي اعلام نمايم.

 دولت خاتمي به دلايل مختلف و از جمله اصول اخلاقي حاكم بر آن و رعايت مصالح نظام و كشور وظيفه خود مي‌دانست در چارچوب قانون عمل نموده و حتي مطالبي را كه به مصلحت كشور بوده و قابل طرح در مجامع عمومي نباشد در قالب مجاري رسمي كشور عمل نمايد. رعايت مصالح قانوني و نجابت دولت خاتمي در اين قلمرو در همين حد بس، كه پس از سه سال از پايان دوره عمر دولت‌شان خود را مجاز به طرح عمومي و رسانه‌اي آنچه به صلاح كشور نيست، نمي‌دانند.

 جناب آقاي پورمحمدي مستحضرند برداشت از حساب ذخيره ارزي و يا به طور عام برداشت از منابع عمومي كشور و هزينه‌كرد آن صرفا در قالب مسير قانونگذاري مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام و نيز در شرايط خاص با كسب مجوز خاص امكانپذير است.

 يقينا آناني كه وجدان صالح را حاكم بر مواضع و رفتارهاي خود مي‌دانند، عملكرد صحيح دولت خاتمي و رعايت امانت بيت‌المال و خودداري از گزافه‌گويي در عملكرد را از صفات بارز ايشان و دولت‌شان مي‌دانند. براي ارزيابي صحت و سقم اين ادعا توصيه مي‌نمايد جناب آقاي پورمحمدي با بررسي و اعلام ارقام دقيق برداشت‌هاي غيرقانوني دولت اصلاحات و دولت نهم از حساب ذخيره ارزي قانون‌گرايي اين دو دولت را به قضاوت و وجدان عمومي محول نمايند.

 علاوه بر مسئله خريد بنزين كه در ماه‌هاي منتهي به دولت نهم و كاملا در مجاري قانوني صورت گرفت (قبلا توسط جناب آقاي مهندس زنگنه وزير وقت نفت پاسخ داده شده است) تنها برداشت‌هاي دولت هشتم از حساب ذخيره ارزي – خارج از مسير مجلس – مربوط به مواردي بوده است كه كاملا در چارچوب قوانين و ضوابط جاري كشور صورت گرفته و صرف اقداماتي شده كه امروز موجبات افتخار دولت نهم را فراهم نموده است. اين در شرايطي است كه حتي در چنين برداشت‌هايي به طور غيررسمي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به عنوان امين ملت در جريان امور قرار گرفته و چون دوران كنوني پس از برداشت و هزينه‌كرد مجلس در جريان امور قرار نمي‌گيرند. از جناب آقاي پورمحمدي كه به نظر مي‌رسد نزد آگاهان جامعه، انساني صاحب‌نظر و داراي مروت در بيان نظر ارزيابي مي‌شوند، انتظار نمي‌رود در شرايطي كه دلايل عدم بيان خروج خود از دولت را به دليل امكان تضعيف دولت نهم بيان نمي‌كنند، اينگونه براي رهايي از فشار سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي يكي دو ماه گذشته خود، مطالبي خلاف واقع و دور از انصاف اعلام نمايند. خروج از جاده انصاف از آن جهت كه واقعيت‌هاي موجود به دليل حاكميت بلامنازع دولت محترم نهم بر رسانه‌ها و به ويژه رسانه ملي معكوس جلوه داده شده و اتهامات دور از واقع به كساني زده شود كه در فضاي تنگ رسانه‌اي امكاني براي پاسخگويي ندارند. اين در شرايطي است كه به گواه آمار و اطلاعات رسمي و نيز اعلام برخي از مسوولان محترم؛ برداشت دولت نهم از حساب ذخيره ارزي و خارج از مجاري مجلس چندين برابر دولت هشتم بوده است.

 حداقل انتظار مردم از مسوولان كشور اين است كه چنانچه توانايي احقاق حقوق از دست رفته مردم و الزام مجريان به رعايت قوانين و مقررات كشور را ندارند حداقل از تعرض غيرمنصفانه به آنچه كه مورد افتخار نظام و كشور است پرهيز نمايند.

ارسال در تاريخ سه شنبه سوم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
همه ما تصویر پرتاب کفش توسط خبرنگار عراقی بسوی جرج بوش رئیس جمهور آمریکا را به کرات از سیما دیدیم. در اینکه کار این خبرنگار درست بوده یا نه صحبتی نمیکنم چون به هر حال کاری است که شده و در حوضه ای خارج از این آب و خاک و در شرایط ویژه ای انجام پذیرفته است. و باز نمی گویم که اگر امریکا به عراق حمله نکرده بود و رژیم صدام هنوز هم بر سر کار بود آیا خبرنگار موصوف می توانست تا بدین حد جرات ابراز نظر و اعتراض داشته باشد یا خیر؟

اما افراطی گری صدا و سیمای ما در این قضیه و پخش مکرر آن در همه بخشهای خبری به انحای مختلف واقعا حالت تهوع آوری به خود گرفته است.

اتفاقی در کشوری همسایه به وقوع پیوسته و سوژه خبری برای رسانه ها پیدا شده است. دلیلی ندارد در کشور خودمان که هزار ماشالله خبر برای اکران و پخش کم نداریم ٬ تا بدین حد به این موضوع پافشاری کنند و همه برنامه و مشکلات و معضلات کشور را رها کرده و به دو جفت کفش خبرنگار بپردازند.

آیا لازم است در مورد سوژه ای که معلوم نیست آخر و عاقبت آن به کجا خواهد رسید و واکنش مقامات عراقی و امریکایی و حتی خود خبرنگار چگونه خواهد شد ٬ چرا ما خود را کاسه داغتر آش نمائیم؟

برایم دیدن برنامه دیروز خبرنگار ایرانی مقیم عراق (که از همه بخش های خبری نیز پخش شد!!) جالب بود. حضور همه جانبه در منزل خبرنگار موصوف و تهیه برنامه و انجام مصاحبه با اعضای خانواده ٬ همه برنامه ای بود در مورد خبرنگاری که در کشور خودش فعلا به دلیل انجام کاری غیر قانونی در حبس بوده و منتظر محاکمه می باشد.

اولا: حمایت کشوری ثالث از  کسی که در کشور خودش بدلیل عمل مجرمانه خود دستگیر و محاکمه می شود ٬ از لحاظ عرف بین المللی دخالت در امور داخلی کشور مذکور تلقی شده و امکان عکس العملی مشابه از طرف مقابل دور از انتظار نخواهد بود.

ثانیا: فرض کنیم (خدای نکرده ) مشابه چنین اقدامی در کشور خودمان اتفاق افتاده باشد. در این صورت دستگاههای خبر رسانی ما تا چه حد اجازه منتشر شدن خبر آن را داشته و مجموعه مدیریتی کشور آیا تحمل خواهند نمود خبرنگارانی از سایر کشورها این چنین آزادانه نسبت به پوشش خبری و پخش جزئیات مربوطه اقدام نمایند؟

مثل معروف: یک سوزن به خود یک جوالدوز به دیگران

نتیجه گیری اخلاقی سیاسی: آن چه که به خود نمی پسندی بر دیگری نیز مپسند.

ارسال در تاريخ یکشنبه یکم دی 1387 توسط قنبر آقایی زاد
قالب وبلاگ