تبليغاتX
قوشچی . ghooshchi
قوشچی . ghooshchi
وقتی زور جامه ی تقوا می پوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید! # معلم فقید دکتر شریعتی#

نو بهار آمد و چون عهد بتان توبه شکست

فصل گل دامن ساقی نتوان داد ز دست

کازه و کوزه تقوا که نمودند درست

دیدم آن کاسه به سنگ آمد و آن کوزه شکست

باز از طرف چمن ناله بلبل برخاست

عاشقان بی می و معشوق نخواهند نشست

مژدگانی که دگر باره گل از گلبن رست

بلبل سوخته خرمن ز غم هجران رست

سرخ گل خنده زد و ابر بکهسار گریست

لاله بگرفت قدح بلبل عاشق شد مست

گر فتد بر سر من سایه آن سرو بلند

پیش چشمم فلک برشده بنماید پست

بخت اگر یار شود رخ به میخانه کشم

من دردی کش سودا زده باده پرست

نغمه ها داشتم از عشق تو چون ساز و فلک

گوشمال آنقدرم داد که تا رشته گسست

خبرت هست که دیگر خبر از خویشم نیست ؟

خبرت نیست که آخر خبر از عشقم هست؟

دلربا تر ز رخت در دمنی گل ندمید

دلگشا تر ز لبت در چمنی غنچه نبست

شهریارا دگر از بخت چه خواهی که برند

خوبرویان غزل نغز تو را دست به دست

*******

ماه من چهره برافروز که  امد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

اشعدالله لک العید به شکرانه بیا

که مرا دیدن رخسار تو عیدیست سعید

من به جز عشق و امیدت چه سعادت طلبم

که سعادت به جهان نیست به جز عشق و امید

سال تجدید شد ای ماه که ما نیز کنیم

با تو ان  عهد مودت که کهن شد تجدید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذ شت

سال نو با طرب و غلغله شوق رسید

مشتری بر سر شیرینی قناد امشب

جوشد انگونه که بر خانه خمار نبید

غیرمن کز لب میگون تو می جویم کام

هر کسی نقل و نبیدی به شب عید خرید

لیک بی نقل و نبیدت نگذ ارم هرگز

خاصه امشب که شب نوش و نشاط است و نشید

تار بردار که ازغلغله شوق و شباب

خواهم از چرخ فرود اوری امشب ناهید 

ساز چندان منه از چنگ که ذرات هوا

بر سر روزنه رقصند که خورشید دمید

تا درخشیدن خورشید بریز ای ساقی

آب چون اتش زرتشت به جام جمشید

وقت آن است که باهم ره صحرا گیریم

کز دم باد سحر بوی بهار آمد و عید

سبزه آیات هدی بر ورق کشت نبشت

داد با مرغ سحر درس مقام توحید

سرو نازا لب جو با تو نشستن دارد

 بامدادان که برآشفت صبا طره بید

گل چو شاهنشه ایران زده خرگه به چمن

سرو افراشته چون پرچم شیر و خورشید

گل در آمد دگر از پرده چونسوان وطن

باد نوروز چو فرمان شه این پرده درید

روز آزادی نسوان به شب عید امسال

شهریارا دهد از صبح امید تو نوید

ارسال در تاريخ جمعه سی ام اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
به ... چشمان حسود  همه ما در دل خود ستاد سید را گسترده و با جان و دل  ٬ کمر همت خواهیم بست تا بار اصلاحات و توسعه را این بار با سیدی دیگر به سر مقصود برسانیم.

این هنوز گام نخست است

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
باز هم روزها پشت سر هم قطار شدند و این توفیق را یافتیم تا بهاری دیگر و عید زیبا ی نوروز دیگری را تجربه کنیم ( البته یک روز و اندی زمان باقیست!)

سال ۱۳۸۷ نیز با همه زیبائیها و تلخکامیهایش دارد سپری می شود و دور و تسلسل فصول متنوع سال باز هم از نو آغاز می شود.

سالی که آخرین ساعاتش را می گذرانیم بنظرم سال خیلی قابل تعریفی نبود. نه برای کشور و نه برای خودم.

برای کشورم سالی مملو از مشکلات اقتصادی و سیاسی و بحرانهای متعدد . سالی که بهارش با درآمد های فوق تصور نفتی شروع ٬ اما با بی درایتی کامل روزهای پسینش را با بی پولی و بی رمقی مالی(  نسبت به سالهای قبل ) به پایانش می بریم.

سال نو مبارکمان باد

شاید زیباترین اتفاق سال همین یکی چند روز اخیرش باشد . تکاپوی انتخاباتی و حضور پر جنب و جوش سید عزیزمان خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری و خداحافظی با اقتدارش از این عرصه و سپردن سکان این عرصه مهم به عزیزی دیگر و از همه مهمتر گرایش فرا تر از تصور مردم به این بزرگان که نوید انتخاباتی پر شکوه و خلق حماسه پرشکوه تر از ۲ خرداد ۷۶ می دهد اگر بدخواهان تاب تحملش را داشته باشند.

در سال جدید برای همه هم میهنان عزیزم سالی با برکت و پر جنب و جوش آرزو میکنم.

آرزویم این است در سال جدید همه مریضان مخصوص چند عزیز در بالین بیماری خودم سلامتی خود را باز یابند.

در سال جدید برای سیاستمدارانمان تفکر و تعقل بیشتر در کردار و اعمالشان و برای همه مردم ایران بزرگ ایامی پر افتخار و با عزت آرزو میکنم

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

ما آذری ها مثلی داریم به این مضمون که خدا چهارپای انسانهای فقیر را گم می کند تا وقتی پیدا کردند بهانه ای برای خوشحالی داشته باشند.

مثل را گفتم تا به این موضوع جالب اشاره کنم که برنامه ریزان کلان و تصمیم گیران محترم ما اول سال و به هنگام تصویب و توزیع اعتبارات و تصویب و اجرای پروژه های استانها ( که حق طبیعی و سهم مناطق می باشد.)  اعتبارت مربوطه را کامل  توزیع نمیکنند تا وقتی به مناطق مختلف سفر کردند بهانه ای برای شادمانی مردم ( متاسفانه ساده کشورمان ) ایجاد شود.

وقتی می بینم که مردم و جوانان چقدر از شنیدن تصویب پروژه های مختلف و تکراری ورزشی و فرهنگی و دانشگاه و ... به شعف و شور می آیند . به این حقیقت مهم و البته مغفول می اندیشم که چطور می شد این اعتبارات و پروژه ها به موقع ابلاغ و اجرا می شد تا مردم هم از تصمیمات برنامه ریزی شده و اصولی کشور به بهترین و مناسبترین وجه منتفع می شدند .

مگر نه اینکه دوران تصمیمات کیلوئی و آنی و بدون برنامه ریزی شده  گذشته و اینک بایستی به توسعه همه مناطق به منزله یک سیستم واحد و پیکر و مجموعه منسجم نگاه کرده و به قول معروف نگاه آمایش سرزمین به همه مناطق و به موقع داشته باشیم . گنا ه مناطقی که ذیرتر افتخار میزبانی مقامات کشور را کسب می کنند چیست؟

 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
به نقل از سایت تابناک:

تكميلي: نتايج نظرسنجي انتخاباتي «تابناک»
بايد توجه داشت که نتايج به دست آمده از اين نظرسنجي با توجه به سلايق مخاطبان «تابناک»، اگرچه بيانگر يک جامعه آماري نسبتاً وسيع و در برگيرنده سلايق مختلف است و طبيعتاً در جاي خود مي‌تواند مورد تحليل و بررسي قرار گيرد، اما به هيچ وجه مدعي اعلام نظر قطعي جامعه ايراني در انتخابات پيش رو نيست.

كد خبر: ۴۰۸۶۵ تاريخ انتشار: ۲۳:۵۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۳۱۶۵۴

«تابناک» ضمن قدرداني و تشکر از احساس مسئوليت کاربران سايت نسبت به اوضاع سياسي کشور و شرکت در نظرسنجي درباره کانديداهاي مطرح‌شده براي انتخابات رياست‌جمهوري دهم، نتايج اين نظرسنجي را اعلام مي‌کند.

اين نظرسنجي که به مدت 72 ساعت براي اعلام نظر در دسترس بازديدکنندگان سايت قرار گرفته بود، با استقبال عمومي روبه‌رو شد و تعداد 54407 نفر در اين نظرسنجي شرکت کرده‌اند كه نتايج به دست آمده به شرح زير است:
 
سيد محمد خاتمي:     7 / 51 درصد
 ميرحسين موسوي:     8 / 23 درصد
 محمود احمدي نژاد:     1 / 15 درصد
      دولت ائتلافي:     8 / 6 درصد
      مهدي کروبي:     6 / 2 درصد

گفتني است، از تعداد افراد شرکت‌کننده در نظرسنجي حدود 5 درصد را کاربران خارج از کشور سايت تشکيل مي‌دهند.

ضمناً بايد توجه داشت که نتايج به دست آمده از اين نظرسنجي با توجه به سلايق مخاطبان «تابناک»، اگرچه بيانگر يک جامعه آماري نسبتاً وسيع و در برگيرنده سلايق مختلف است و طبيعتاً در جاي خود مي‌تواند مورد تحليل و بررسي قرار گيرد، اما به هيچ وجه مدعي اعلام نظر قطعي جامعه ايراني در انتخابات پيش رو نيست؛ چراکه شرکت در نظرسنجي مجازي (اينترنتي) عمدتا توسط افراد تحصيلکرده، نخبگان و عموم افرادي که دسترسي به شبکه اينترنت دارند، صورت مي‌گيرد و بديهي است که همه مردم به اينترنت دسترسي ندارند.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
چندی پیش به دیدن یکی از جوانهای فامیل رفته بودم . کسی که با تحصیلات خیلی خوب و کارشناسی ارشد از دانشگاه صنعتی شریف اکنون عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه شده است.

از ایشان پرسیدم آیا برنامه ای برای بورس تحصیلی دارد و آیا دانشگاه برنامه ای برای اعزام ایشان به دوره تکمیلی خارج از کشور دارد؟

جواب وی برای این سئوال برایم اگر چند غریب نبود ولی بسیار تکانم داد.

او گفت : متاسفانه به درخواستهای دولتی ٬ هیچ دانشگاه معتبری در خارج از کشور جواب مثبت نمی دهد و ناچاریم با هزینه شخصی و راسا اقدام کنیم.

به همین سادگی در یک جمله خلاصه همه اعتبار علمی و سیاسی و بین المللی کشور

بیان شد...

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
مجلس شورای اسلامی امروز بعد از ۵ روز تلاش سه شیفته بالاخره لایحه بودجه سال آینده را به قانون تبدیل کرد.

قانونی با ۲۷۹ هزار میلیارد تومان درآمد و هزینه...

باید به این مجلس برای این سرعت شگرف آفرین گفت و این تجربه بزرگ رو به همه دنیا معرفی نمود.

امیدواریم این سرعت در تصویب تاثیر منفی در عملکرد نداشته باشد و سال آینده سال بودجه ای خوبی داشته باشیم... امسال که تعریفی نداشت

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

امروز عصر در دبیرستان دخترم برای شرکت در جلسه ای آموزشی و تربیتی به همراه والدین همه دانش آموزان شرکت کرده بودیم . آقای سبزیکاری مدرس مربوطه به نکات جالب و آموزنده ای اشاره می کرد از جمله نحوه برخورد و مواجهه با فرزندان و نیز رفتار والدین با هم و با بچه ها.

از جمله نکاتی که ایشان به آن اشاره کردند نحوه صدا کردن والدین در منزل بود و اینکه برخی معمولا همدیگر را به اسم صدا نمی کنند یا با نامهای غیر معمول صدا می کنند و در این حین به یک مورد اشاره کرد که باعث کلی خنده حضار و از جمله خودم شد.

وی گفت موردی پیش آمده و از خانمی نقل قول می کرد که اسم همسرش قنبر بوده و خجالت می کشید او را با این اسم صدا کند !!!

و جالب اینکه خانمی که نزدیک من نشسته بود گفت آخه قنبر هم شد اسم!!!

خلاصه امروز این اسم با مسمای من کلی اسباب انبساط خاطر خودم و بقیه شد.دست پدر بزرگ مرحومم درد نکند با انتخابی خوبی که کرده...

به قول آن لطیفه معروف : خدا این دلخوشی را از جمع ما کم نکند....

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

ميرحسين با صدور بيانيه‌اي رسماً اعلام كانديداتوري كرد

در جريان فعاليت‌هاي انتخاباتي، ستاد اينجانب حق چاپ و تكثير عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمنداني كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبليغات شوند نيز انتظار دارم كه به اين خواست خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته ساده يك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شيشه مغازه‌اش دلنشين‌ترين و موثرترين الگوي تبليغاتي است...چنانچه نام اينجانب در معرض اسائه قرار بگيرد انتظار از علاقمندان و حاميان سكوت است.

ميرحسين موسوي ي با صدور بيانيه‌اي رسمي، نامزدي خود در انتخابات رياست جمهوري را اعلام كرد.

 متن كامل بيانيه به شرح زیر است:

 بسم الله الرحمن الرحيم

 انتخابات رياست جمهوري كه بزرگترين جشنواره جمهوريت در نظام ماست نزديك مي‌شود.

 در آستانه اين رويداد سرنوشت‌ساز جاي آن است كه هر جان شيفته عدالت و آزادي و استقلال و توسعه كه به تحقق اين آرمان‌ها در چارچوب جمهوري اسلامي فكر مي‌كند به وظائف و تعهدات خود از نو بينديشد و با هدف استقرار يك جامعه ارزشي مبتني بر آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي (ص) و متكي بر انديشه‌هاي حضرت امام خميني مسئوليت خويش را بازشناسي كند.

  بر مردم شريف ايران پوشيده نيست كه اينجانب طي ماه‌هاي گذشته با كمك و همفكري آنان در تكاپوي اين جستجو بوده‌ام؛ وضعيت كشور ، انتخاب‌هاي پيش‌رو ، حوادث ممكن، ظرفيت‌هاي موجود و بسياري نكات خرد و كلان ديگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پيشتر رفتم همان دلايل و عواملي كه در وهله‌هاي گذشته به عدم حضور در صحنه انتخابات فرا مي‌خواندند بيشتر مرا متقاعد كردند كه اين زمان زماني ديگر است و حضور را ايجاب مي‌كند.

 اينك نه از روي خودپسندي تا ارزش‌ها و ارجمندي‌هاي همگنان را ناديده بگيرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پيش رو را ناچيز و بضاعت اندكم را كافي از توكل به خداوند بدانم، بلكه به اميد اداي وظيفه قصد خويش را براي نامزد شدن در دوره دهم از انتخابات رياست جمهوري اعلام مي‌نمايم.

 مستضعفان اين مطمئن‌ترين پايگاه براي ارزش‌هاي برآمده از انقلاب اسلامي و آماده‌ترين قشر براي اصلاحگري و پايبندترين پشتوانه براي اصول و اصول‌گرايي صبورانه به‌گوشند كه آيا فرزندان مصدرنشين‌شان همچنان به جايگاه عزيز آنان اقرار مي‌كنند و بر وظايف تخطي‌ناپذيرشان در حمايت از منافع محرومين اصرار مي‌كنند. معناي اين انتظار را چگونه لمس كرده‌ است كسي كه نداند در سفره‌هاي كوچك آنان اولي‌تر از نان اعتناي صادقانه به ارزش‌هايي است كه جان جوانانشان را خرج آن كرده‌انده اين اولويتي است كه چشمه‌هاي بركت را از زمين مي‌جوشاند.

 تنها نمونه‌اي از اين جوشش دست‌آوردهاي برگشت‌ناپذير جوانان دانشمند ما در زمينه انرژي هسته‌اي است. اگر سرهاي آنان در مقابل اجنبي خم بود و يا احساس مي‌كردند كه آزادي گفتن و شنيدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنين جوشش‌هايي از آنان سر نمي‌زد. ما اين كاميابي‌ها را با هزينه‌ كردن بودجه‌هاي نجومي به دست نياورده‌ايم، بلكه ارزش‌ها هستند كه چنين ميوه داده‌اند و بركت آفريده‌اند.

 به‌ويژه جا دارد كه ارزش آزادي در اين عصر مورد توجه چندين‌باره قرار گيرد. اين آرماني است كه خرازي‌ها و باقري‌ها و باكري ها در پاي آن جان داده‌اند، زيرا اگر آنان و يارانشان نمي‌ايستادند از جمله نخستين نعمت‌هايي كه از ما سلب مي‌شد آزادي بود.

 ما را چه مي‌شود كه به كمترين بهانه خانه آرزوهاي همت را خراب مي‌كنيم تا به جايش برج‌هايي از جاه‌طلبي خود بسازيم بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت .

 شايد كساني تصور كنند عجله براي عملي كردن چنين نيت خيري استفاده از هر شيوه‌اي را مباح مي‌كند، ولو اين كه شامل قانون‌شكني‌هاي گسترده باشد . اين كار صرفا نقض عهد با ملت نيست بلكه انكار خرد جمعي است.

  اينجانب صراحتا اعلام خطر مي‌كنم كه تداوم چنين رويه‌اي به آشفتگي‌هاي لاعلاج در نظام مديريتي منجر مي‌شود، تا جائي كه يك روز در كشور سنگي بر روي سنگ نماند. آيا فرصت هايي كه تبعيت از قانون در اختيار قرار مي‌دهد پيش از اين مستهلك شده است كه دست به اين بازي خطرناك مي‌زنيم قانون اساسي ما براي رسيدن به همين اهداف داراي ظرفيت‌هاي عظيمي است كه همچنان مي‌توانند به فعليت برسند. به ويژه راهبردهاي ارزشمندي كه اصل‌هاي 43 و 44 از اين ميثاق ملي را شكل داده‌اند نياز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفيم منابع كمياب موجود را با تخصيص حداكثري در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بنديم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم .

 اينجانب ادعا نمي‌كنم كه اهداف پيش رو به صرف انتخاب يك شخص قابل دستيابي است، بلكه خواست عمومي براي تجديد نظر در سياست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي و تكيه بر ارزش‌هاي بنيادين زائيده از آن در سطح عموم است كه مي‌تواند ضامن چنين تحولي باشد. حتي در آن صورت نيز نبايد منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامة عمل نمي پوشند برتري دارد.

 به زودي شور مبارزات انتخاباتي فراگير مي‌شود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعه‌هايي از آنچه كه هست را به مردم مي‌چشاند و نمونه‌اي از دولتي كه برقرار خواهد كرد را در معرض ديدگان بينا قرار مي‌دهد.

 شايد نتوان يك انتخابات جدي را در فضايي خالي از خرده‌گيري، به ويژه نسبت به دولتي كه حاكم است در نظر آورد. با اين همه لازم است كه احترام دولت قانوني جمهوري اسلامي به دقت رعايت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فريب ارائه گردد.

 در جريان فعاليت‌هاي انتخاباتي، ستاد اينجانب حق چاپ و تكثير عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمنداني كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبليغات شوند نيز انتظار دارم كه به اين خواست خدمتگزار خود توجه كنند.

  از نظر من نوشته ساده يك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شيشه مغازه‌اش دلنشين‌ترين و موثرترين الگوي تبليغاتي است. اين نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و يا فريبكارانه بدانم، بلكه مي‌خواهم از كارهايي كه شايعه شيوعشان را در فصول انتخابات شنيده‌ام، و اميدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكيدترين وجهي پيشگيري كنم.

  هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنه انتخابات خدشه‌دار مي‌كند. چنانچه نام اينجانب در معرض اسائه قرار بگيرد انتظار از علاقمندان و حاميان سكوت است، چه رسد به آن كه خداي‌ناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بي‌ادبي نسبت به كسي شوند و نوشته يا گفته ناحقي را اشاعه دهند.

علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردي رخ دهد كه بر حسب موازين اخلاقي و قانوني نياز به پيگيري داشته باشد ستاد به وظيفه خود در اين زمينه عمل مي‌كند. همچنين از همه عزيزان و دوستان تقاضا دارم به هيچ‌وجه از امكانات و اموال عمومي، چه به صورت مستقيم و يا غير مستقيم، در امور انتخاباتي استفاده نكنند.

 و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نياز به همفكري همه انديشه‌ها و گفتمان‌ها ، كه به وحدت و انسجام تمامي نيروهاي توانمند كشور نيز نيازمند است. اميدوارم با پختگي و حكمتي كه در دلسوزان وجود دارد بتوانيم سرانجام به اين هر دو ضرورت پاسخي درخور بدهيم.

 براي مردم ايران آرزوي بهروزي مي‌كنم و از ايزد منان تقاضا دارم به بهترين وعده‌هايي كه به برترين بندگان خويش داده است در مورد اين ملت بزرگوار وفا كند، كه پيامبرانش گفته‌اند: فمن تبعني فانه مني.

                                                                                                              

                                                                                                                 مير حسين موسوي

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

منبع : فرارو

تورم در دولت‏های موسوی،هاشمی،خاتمی و احمدی‏نژاد


بررسی سری زمانی نرخ تورم در فاصله سال های 1360 تا 1387 نشان می دهد که در دوران دو دولت هاشمی رفسنجانی، دولت سازندگی به طور متوسط بالاترین نرخ تورم را اقتصاد ایران تجربه کرده است. همچنین در دوران نخست وزیری میر حسین موسوی، کابینه جنگ 8 ساله، میانگین نرخ تورم بیش از دوره 4 ساله ریاست جمهوری محمود احمدی ن‍‍ژاد بوده است. در این فاصله زمانی بررسی شده دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، دولت اصلاحات، پایین ترین میانگین نرخ تورم را ثبت کرده است.

خبرآنلاین، میرحسین موسوی در سال 1360 مدیریت اقتصاد ایران را پس از شروع جنگ با تورم 23 درصدی تحویل گرفت. هر چند در اولین سال نخست وزیری او نرخ تورم 2 دهم درصد رشد کرد ولی او توانست در قالب یک سیر نزولی نرخ تورم را تا سال 1364 به کمتر از 10 درصد یعنی حدود 6 درصد برساند. بدین ترتیب افتخار ثبت نرخ تورم تک رقمی به نام دولت موسوی رقم خورد. اما یک سال بعد نرخ تورم تا نزدیکی 23 درصد صعود کرد. دو سال پایانی دولت او نیز شاهد رخداد نرخ تورم بیش از 28 درصد بود.

کارشناسان در توضیح علت رشد جهشوار نرخ تورم در سال های پایانی دولت میرحسین موسوی بر این امر تاکید می کنند که از سال 1365 به بعد جنگ ایران و عراق از نظر اقتصادی وارد یک نقطه عطف شد. یک مساله این بود که قیمت هر بشکه نفت که در سال های 57 و 58 حول و حوش 42 و43 دلار رسیده بود در سال‌های 65 و 66 و 67 تنها به بشکه‌ای 5 و 6 دلار رسید. این یعنی افت شدید در درآمدهای نفتی.

نکته دوم این بود که از سال 1365 استراتژی عراق انهدام تاسیسات اقتصادی ایران بود. یعنی جمع‌بندی رژیم وقت عراق این بود که ایران تا زمانی که به لحاظ اقتصادی بتواند جنگ را مدیریت کند، تسلیم نخواهد شد و به همین دلیل عراق به جای اینکه تاسیسات سیاسی-نظامی ایران را محور حمله قرار دهد مراکز اقتصادی را مورد حمله قرار داد.

در گزارشی که سازمان برنامه و بودجه وقت تحت عنوان «برآورد خسارت‌های جنگ تحمیلی‌» منتشر کرد، تصریح شده است که میزان خسارت‌هایی که به ایران از منظر زیربناهای اقتصادی در سال 66 تحمیل شده از کل خسارت‌های شروع جنگ تا این زمان بیشتر بوده است.

در مجموع نخست هشت ساله وزیری میرحسین موسوی با میانگین نرخ تورم 2/19 درصدی در سال 1368 پایان یافت.

در سال اول ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی که با اتمام جنگ 8 ساله آغاز شد، نرخ تورم تا حدود 18 درصد پایین آمد. نرخ تورم بلافاصله در سال 1369 به کمتر از 9 درصد رسید تا دولت سازندگی نیز افتخار حصول نرخ تورم تک رقمی را به دست آورده باشد.

در سال های اول پس از جنگ با وجود تزریق بالای منابع ارزی و ریالی به اقتصاد ایران به واسطه تجربه رشد دو رقمی اقتصاد و رونق کم سابقه اقتصادی نرخ تورم سیر نزولی داشت. ولی با کاهش قیمت نفت به دلیل پایان حمله عراق به کویت و بروز عدم تعادل های جدی در اقتصاد ایران که در نتیجه اجرای شتابان سیاست های تعدیل اقتصادی نرخ تورم در پی آ‍زادسازی های صورت گرفته در سیستم قیمت های دولتی به یادگار مانده از دوره جنگ، افزایش یافت. به طوری که در قالب یک سیر صعودی به 5/49 درصد در سال 1374 رسید تا دولت سازندگی بیشترین نرخ تورم اقتصاد ایران را نیز تا کنون به نام خود ثبت کرده باشد. با آغاز سیاست های تثبیت اقتصادی و توقف اصلاح ساختار قیمت ها که تحت فشار منتقدان محافظه کار آن روز و اصولگرای امروز صورت گرفت، نرخ تورم در سال 1375 به حدود 23 درصد کاهش یافت تا بحث اصلاح ساختار قیمت ها و حذف یارانه ها که روزگاری جفا به مستضعفان قلمداد می شد تا پیروزی اصولگرایان در انتخابات نهم به تعویق بیفتد.

پیروزی محمد خاتمی با شعار اصلاحات در انتخابات هفتم ریاست جمهوری توام بود با اجرای طرح ساماندهی اقتصادی او برای التیام آن چه که اقتصاد بیمار می خواند. دولت خاتمی همچنین برنامه سوم توسعه اقتصادی را با هدف اصلاح ساختار اقتصادی تدوین و اجرا کرد. مشی اقتصادی دولت او که تلفیقی از نهادگرایی و دیدگاه های افراطی تر لیبرالیسم اقتصادی نسبت به مکتب نهادگرایی بود. اصلاح آرام ساختار قیمت ها را به همراه اصلاح ساختار اقتصاد ایران و به وجود آوردن ترتیبات نهادی لازم برای آزادسازی قیمت ها پیش برد. در دوران 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی شتاب رشد نقدینگی به عنوان عامل افزایش نرخ تورم در اقتصاد ایران با تمهیداتی همچون تاسیس حساب ذخیره ارزی و محدود کردن هزینه کردهای ارزی دولت کاهش یافت.

خاتمی در سال اول ریاست جمهوری اش که مصادف بود با سقوط قیمت هر بشکه نفت تا 9 دلار، نرخ تورم را حدود 6 درصد کاهش داد. دولت او بیشترین نرخ تورم را در سال 78 تجربه کرد که 20 درصد بود. اما دو سال بعد نرخ تورم به حدود 11 درصد رسید ولی دولت اصلاحات نتوانست رکورد تورم تک رقمی را ثبت کند.

دولت خاتمی با بروز انحراف برداشت از حساب ذخیره ارزی که در پی رشد قیمت نفت رخ داد، سه پایانی خود را با تورم 15 درصدی سپری کرد تا متوسط نرخ تورم در دوره اصلاحات به 7/15 درصد برسد که پایین ترین متوسط نرخ تورم در میان دولت های موسوی، هاشمی و احمدی ن‍ژاد به شمار می رود.

محمود احمدی نژاد با شعار آوردن سر سفره فقرای پول نفت که با ظهور او شتاب بی سابقه قیمتی گرفت، در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری پیروز شد. او دولت را با تورم 4/10 درصدی از خاتمی تحویل گرفت. دولت اوصولگرا برای تحقق شعار انتخاباتی اش توزیع گسترده دلارهای نفتی در میان مردم آغاز کرد و حتی برداشت های مکرر از حساب ذخیره ارزی هم توان پاسخگویی به عطش دلارهای نفتی که ایجاد شده بود، نداشت. بدین ترتیب حجم نقدینگی در سه سال اول ریاست جمهوری احمدی ن‍ژاد در مقایسه با حجم پول ایجاد شده در تاریخ اقتصاد ایران 100 درصد رشد کرد. هر چند او و اعضای کابینه اش اعتقادی به رابطه نرخ تورم و حجم نقدینگی ندارند ولی نرخ تورم در 4 سال ریاست جمهوری او از حدود 12 درصد در سال 84 تا 9/25 درصد در سال 87 صعود کرد. نرخ تورم هر چند در سال 84 تا 1/21 درصد کاهش یافت اما در دو سال بعد به ترتیب تا 6/13 و 4/18 درصد صعود کرد. دولت او در فاصله چهار سال میانگین نرخ تورم 5/17 درصدی را ثبت کرد. تا پس از دولت خاتمی پایین ترین میانگین نرخ تورم را در میان دولت های پس از انقلاب دستاوری کند. بدین ترتیب همچنان دو دولتی(موسوی و هاشمی) که افتخار حصول نرخ تورم تک رقمی را دارند، بالاترین میانگین نرخ تورم را نیز در اختیار دارند.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

خاتمی رئیس جمهور سابق در جمع مردم بوشهر و شیراز

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
اخبار جالبی است:

کروبی از سخنرانی در دانشگاه بوعلی سینای همدان منع شد.

به خاتمی برای سخنرانی در مصلی شهر یاسوج مجوز داده نشد.

داشنگاه ارومیه نمیتواند میزبان سخنرانی کروبی باشد.

حرم شاهچراغ شهر شیراز از میزبانی سخنرانی خاتمی معذور است.

دانشگاه گرگان به کروبی اجازه استفاده از آن محل برای سخنرانی را نداد.

و این داستان فعلا ادامه خواهد داشت...

پیشنهاد می کنم در راستای بسط بیشتر تعامل مدنی بین اشخاص و نخبگان و کاندیداهای احتمالی ٬ وزارت راه و ترابی هم دست به کار شده مشکل را از سرمنشا حل کرده و مجوز تردد این شخصیتهار ا از راههای مواصلاتی کشور و فرودگاهها و ... ندهد.

طبیعی است که ورزشگاهها جای ورزش و مسابقات ورزشی است و جایی برای این اشخاص برای عرض اندام سیاسی در این مکانها نیست.

و...

مطمئنا مردم ایران در این چند ماه باقی مانده به انتخابات آتی ریاست جمهوری از این همه امکانات ارائه شده و تسهیلات کاملا برابر واگذار شده برای همه کاندیداهای احتمالی ٬ انتخابی در خور و شایسته خود انجام خواهند داد.

تا ان زمان

ارسال در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
منبع سایت عصر ایران
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی احیا می شود
وی با بیان اینکه با تصویب کمیسیون تلفیق سال آینده دو میلیارد تومان به تحقیقات بیولوژیک اختصاص خواهد یافت همچنین از اختصاص 200 میلیارد تومان اعتبار برای کمک به صندوق ذخیره فرهنگیان کشور خبر داد.


عضو کمیسیون تلفیق بودجه سال 88 کشور از تصویب احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در جلسه صبح امروز این کمیسیون خبر داد.

علی‌اصغر یوسف‌نژاد دقایقی پیش قبل از آغاز جلسه صبح پنجشنبه کمیسیون تلفیق بودجه سال 88 در گفتگوی تلفنی با مهر افزود: پس از بررسی لایحه کمیسیون تلفیق مبنی بر احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در صحن علنی مجلس و تصویب آن، فعالیت این سازمان از سال آینده از سر گرفته می شود.

ارسال در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

منبع : سایت تابناک

ستاري‌‏فر: بودجه 88 ارزش بررسي ندارد

او افزود: اين رقم درلايحه بودجه 5/37 دلار اعلام شده؛ در حالي که بهاي نفت نفت زير 40 دلار است يعني درآمدها برمبناي 5/37 دلار هم محقق نحواهد شد.

رييس اسبق سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزي کشور گفت: دولت بودجه 88 را با نفت 45 دلاري تنظيم کرده است و نه 5/37 دلار.

 دکتر محمد ستاري‌‏فر در گفت‌‏وگوي تفضيلي با خبرنگار ايلنا که مشروح آن به زودي منتشر خواهد شد، درباره منابع بودجه سال 88 کل کشور از محل درآمدهاي نفتي اظهار داشت: اگر ميزان ارزي که بودجه 88 برمبناي آن تنظيم شده مرا مورد بررسي قرار دهيم، مشخص مي‌‏شود که با تقسيم منابع موجود بر 367 روز سال 88، اين رقم 45 دلار محاسبه شده است.

او افزود: اين رقم درلايحه بودجه 5/37 دلار اعلام شده؛ در حالي که بهاي نفت نفت زير 40 دلار است يعني درآمدها برمبناي 5/37 دلار هم محقق نحواهد شد.

ستاري‌‏فر با اشاره به لايحه هدفمند کردن يارانه‌‏ها که اخيراً 20 هزار ميليارد تومان از سوي کميسيون تلفيق براي آن منابع به تصويب رسيد، تصريح کرد: دولت عنوان کرده که حامل‌‏هاي انرژي را آزاد خواهد کرد؛ در حالي که در بودجه خود رقمي براي آزاد سازي قيمت اين حامل‌‏ها که شامل آب، برق، گاز و بنزين است براي بخش دولتي که بيشترين مصرف را دارد، در لايحه بودجه در نظر نگرفته است. مگر مي‌‏شود کاربزرگي کنم و بعد در بخش دولتي آن را نبينيم؟

اين استاد دانشگاه با اشاره به اينکه در بودجه سال آينده ميزان بودجه جاري 58 هزارميليارد تومان در نظر گرفته شده است، خاطرنشان کرد: سال آينده اگر با منطق بودجه 88 کشور اداره شود، نمي‌‏توان با کمتر از 120 هزار ميليارد تومان کشور را اداره کرد. در اين بودجه بي‌‏انظباطي و عدم شفافيت وجود دارد که در ذاتش پر از اصلاحيه و متمم است و ارزش ارزشيابي ندارد.

 

ستاري‌‏فر تاکيد کرد: بودجه‌‏اي که با موازين حسابداري بسته شده باشد، ارزش‌‏گذاري قانوني و برنامه‌‏اي در آن وجود ندارد و بررسي آن وقت تلف کردن است، زيرا حقايق آن بررسي نمي‌‏شود.

او پيش‌‏بيني کرد که اگر مجلس اين بودجه را تصويب کند بايد در پاييز و زمستان پشت سر هم منتظر اصلاحيه و متمم باشد.

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
ساعتی پیش همسایه مهربان و خوش برخورد و خوش اخلاق مان مرحوم حاج مهدی هادی را در سفر بی بازگشتش به جهان آخرت و منزل ابدیش بدرقه کردیم و چه بدرقه ای دردناک و جانگداز.

مرحوم در تهران و در سانحه ای تاسف بار جان به جان آفرین تسلیم کرد و اسیر خاک شد. برای من مشاهده ضجه های دردناک فرزندان نوجوان و گریه های جانسوز پدر و مادر داغدارش بسیار تالم آور بود.

هنوز هم تبسم های زیبا و صدای گرم و بانفوذش و سلامهای همیشگی اش در خاطرم طنین انداز است.

آرزو می کنم  خدای بزرگ  هیچ پدر و مادری را با  عزای فرزندان داغدار نکند . به بازماندگان مرحوم تسلیت می گویم و آرزوی صبر دارم...

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست... پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.

  آخوند پرسید:  از مال دنیا چه داری؟

  روستایی گفت:  همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.

  آخوند گفت:  من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.

  روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد.

  آخوند گفت:  امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری.

 روستایی برآشفت که: آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!

  آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.

  صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.

  آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت:  امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.

  چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند! روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!

  آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!  ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.  روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم. آه که چه راحت شدیم

ارسال در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
 
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!
 
ارسال در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
فرض کنید در روستائی زندگی می کنید که دارای ۲۰۰ خانوار بوده و برای ادامه حیات اقتصادی و اجتماعی کلا وابسته به آنها هستید . و هیچ گونه دسترسی به جهان خارج جز همان خانوارها و مردمان آنها ندارید. و باز هم فرض کنید که شما فقط می توانید با ۲۵ خانواده از این تعداد به راحتی و با مشکلات کمتر دسترسی داشته ٬ معاشرت کنید ٬ مهمانی رفته و تبادل کالاو ... کنید. و با دیگر خانوارها با مشکلات بسیار و طی نمودن مراحل متعدد و تشریفات زیاد امکان تعامل و رفت و امد داشته باشید. با این فرض اکنون به شرایط بین المللی کشورمان در حال حاضر و در دهکده جهانی نظری می اندازیم:

عصر ایران- در دنیای امروز، محدودیت ویزا نقش مهمی در کنترل سفرهای اتباع خارجی بین کشورها ایفا می کند. شرایط اخذ ویزا بیانگر روابط بین کشورها بوده و روابط و شرایط یک کشور را در جامعه بین المللی نشان میدهد.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) نتایج تحقیقات یک مرکز معتبر مطالعاتی در سوئیس نشان می دهد ایرانی ها بدون اخذ ویزا قادر به سفر به 25 کشور جهان هستند که از این لحاظ ایران بالاتر از عراق و افغانستان در قعر جدول رنکینگ جهانی قرار گرفته است.

موسسه «هنلی» (Henly) در گزارش مربوط به سال 2008 خود اتباع کشورهای مختلف جهان را از لحاظ آزادی های مسافرت بدون اخذ ویزا رتبه بندی کرده است.

این موسسه به همین منظور از شاخصی با عنوان «شاخص محدودیت های ویزا» استفاده کرده که این شاخص رتبه جهانی کشورها را از لحاظ آزادی های سفر شهروندان آنها بدون اخذ ویزا نشان می دهد. به عنوان مثال شاخص 100 برای یک کشور نشان می دهد که شهروندان آن می توانند بدون محدودیت و اخذ ویزا به یکصد کشور جهان سفر کنند.

براساس رتبه بندی موسسه هادلی برای سال 2008، شهروندان دانمارک، فنلاند، ایرلند و پرتغال دارای بیشترین آزادی های سفر هستند به نحوی که می توانند آزادانه به 157 کشور (برای دانمارک) و 156 کشور (برای فنلاند، ایرلند و پرتغال) جهان سفر کنند.

در مقابل افغانستان، عراق، ایران، پاکستان و کره شمالی در قعر جدول این رتبه بندی قرار دارند. در این میان ایرانی ها مشترکاً با پاکستانی ها از توان سفر به 25 کشور جهان بدون ویزا برخوردار هستند که از این نظر بالاتر از عراقی ها (23 کشور) و افغان ها(22 کشور) در رتبه 87 جهانی قرار گرفته اند.

این در حالی است که در گزارش 2006 همین موسسه ایرانی ها می توانستند تنها به 14 کشور سفر کنند که از این لحاظ ایران سیر صعودی داشته است.

جدول کامل مربوط به رتبه بندی کشورها برحسب شاخص محدودیت های ویزا به شرح زیر است (اعداد بالاتر برای این شاخص نشانگر سهولت بیشتر اتباع یک کشور در سفر به کشورهای دیگر جهان است):
 
 

Rank

 

Score

Rank

 

Score

1

Denmark

157

14

Malta

139

2

Finland

156

24

Israel

118

2

Ireland

156

17

Hungary

131

2

Portugal

156

20

Argentina

127

3

Belgium

155

23

Brazil

122

3

Germany

155

26

Romania

115

3

Sweden

155

27

Mexico

114

3

United States

155

29

Croatia

108

4

Canada

154

35

South Africa

88

4

Italy

154

38

St. Kitts & Nevis

84

4

Japan

154

42

Turkey

75

4

Luxembourg

154

44

Dominica

71

4

Netherlands

154

53

Russian Federation

60

4

Spain

154

54

Taiwan

59

5

Austria

153

61

Thailand

52

5

Norway

153

61

United Arab Emirates

52

6

France

152

70

Saudi Arabia

42

6

United Kingdom

152

72

Bosnia and Herzegowina

40

7

Australia

151

75

India

37

8

New Zealand

150

78

Egypt

34

8

Singapore

150

79

China

33

9

Greece

149

82

Jordan

30

9

Switzerland

149

83

Korea, Dem People's Republic

29

10

Iceland

146

87

Pakistan

25







11

Malaysia

145

87

Iran

25

12

Korea, Republic of

144

88

Iraq

23

13

Liechtenstein

140

89

Afghanistan

22

14

Cyprus

139

 

 

ارسال در تاريخ شنبه دهم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

حسنک را به پای دار آوردند .

چون حسنک را از بست ( به ضم ب ) به هرات آوردند ، بوسهل زوزنی او را به علی رایض چاکر خویش سپرد ، و رسید بدو از انواع استخفاف آنچه رسید ، که چون بازجستی نبود کار و حال اورا از انتقام ها و تشفی ها رفت ... و چون امیر مسعود ر ض از هرات قصد بلخ کرد علی رایض حسنک را به بند می برد و اتخفاف میکرد و تشفی و تعصب و انتقام می بود ... و به بلخ در امیر می دمید که ناچار حسنک را بر دار باید کرد...

روز سه شنبخ بیست و هفتم صفر چون با بگسست امیر خواجه را گفت به طارم باید نشست که حسنک را آنجا خواهند اورد با قضات و مزکیان تا آنچه خریده آمده است جمله به نام ما قباله نوشته شود و گواه گیرد بر خویشتن . خواجه گفت چنین کنم. و به طارم رفت و جمبه خواجگان و اعیان و صاحب دیوان رسالت و خواجه ابوالقاسم کثیر و بو سهل زوزنی و بو سهل حمدوی آنجا آمدند . و امیر دانشمند نبیه و حاکم لشکر را ، نصر خلف ، آنجا فرستاد. و قضات بلخ و اشراف و علما و فقها و معدلان و مزکیان ، کسانی که نامدار و فراروی بودند ، همه انجا حاضر بودند و بنشسته .چون این کوکبه راست شد – من که بو الفضلم و قومی بیرون طارم بدکان ها نشسته در انتظار حسنک – یک ساعت بود ، حسنک پیدا آمد ، بی بند ، جبه یی داشت حبری ، رنگ با سیاه می زد ، خلق {به فتح خ و ل } گونه ، دراعه و ردایی سخت پاکیزه و دستاری نیشابوری مالیده و موزه میکائیلی نو در پای ، و موی سر مالیده ، زیر دستار پوشیده کرده اندک مایه پیدا می بود، والی حرس با وی و علی رایض و بسیار پیاده از هر دستی . وی را به طارم بردند...

... چون حسنک بیامد خواجه ( حسن میمندی نخست وزیر سلطان محمود ) برپای خاست چون او این مکرمت بکردهمه اگر خواستند یا نه برپای خواستند ، بو سهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت برخاست نه تمام و بر خور می ژکید . خواجه بزرگ روی به حسنک کرد و گفت : خواجه چون باشد ... بوسهل را طاقت برسید گفت خداوند را چرا باید با چنین سگ قرمطی که بر دار خواهند کرد بفرمان امیر المومنین چنین گفتی ؟...

حسنک گفت : سگ ندانم که بوده است ، خاندان من و آنچه مرا بوده است از آلت و حشمت و نعمت جهانیان دانند ، جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است ، اگر امروز اجل رسیده است کس باز نتواند داشت که بر دار کشند یا جزدار ، که بزرگتر از حسین علی نیم ، این خواجه که مرا این می گوید مرا شعر گفته است و بر در سرای من ایستاده است . اما حدیث قرمطی به ازین باید ، که او را بازداشتند بدین تهمت نه مرا ...

دو قباله نبشته بودند همه اسباب و ضیاع حسنک را بجمله از جهت سلطان ، {البته همه مرافعه بر سر همین ثروت بود . حسنک پیش از این می گفت : " این جوان ( منظور سلطان محمود ) به حطام من نگرد و خویشتن بد نام کند " یعنی به خاطر این مال عاقبت ما را می کشد و نام ننگ بر خود می گذارد } و یک یک ضیاع را نام بر وی خواندند و وی اقرار کرد به فروختن آن به طوع و رغبت و آن سیم که معین کرده بودند بستند ، و آن کسان گواهی نبشتند و حاکم سجل کرد در مجلس و دیگر قضات نیز علی الرسم فی امثالها ...

و آن روز و ان شب تدبیر بر دار کردن حسنک در پیش گرفتند . و دو مرد پیک راست کردند با جامه پیکان که از بغداد آمده اند و نامه خلیفه آورده که حسنک قرمطی را بردار باید کرد و به سنگ بباید کشت تا بار دیگر بر رغم خلفا هیچکس خلعت مصری نپوشد و حاجیان را در آن دیار نبرد ...

حسنک را به پای دار آوردند ، نعوذ بالله من قضاء السوء ، دو پیک را ایستانیده بودند که از بغداد آمده اند . و قرآن خوانان قرآن خواندند . حسنک را فرمودند که جامه بیرون کش ، وی دست انر زیر کرد و ازار بند استوار کرد و پایچه های ازار ببست و جبه و پیراهن بکشید و دور انداخت با دستار ، و برهنه با ازار بایستاد و دست ها بر هم زده ، تنی چون سیم سفید و رویی چو صد هزار نگار و همه خلق به درد می گریستند . خودی روی پوش آهنی بیاوردند عمدا تنگ چنانکه روی او به سنگ تباه نشود که سرش را به بغداد خواهیم فرستاد نزدیک خلیفه و حسنک را همچنان می داشتند ، و او لب می جنبانید و چیزی می خواند ، تا خود فراختر آوردند .

... احمد جامه دار بیامد سوار و روی به حسنک کرد گفت که خداوند سلطان می گوید ... امیرالمومنین نبشته است که تو قرمطی شده ای و بفرمان او بر دار می کنند . پس از آن خود فراخ تر که آورده بودند سر و روی او را بدان بپوشانیدند ... و حسنک را سوی دار بردند و بچایگاه برسانیدند ، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود بنشاندند و جلادش استوار ببست و رسنها فرود آورد . و آواز دادند که سنگ دهید ، هیچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زار زار می گریستند خاصه نیشابوریان . پس مشتی رئد را سیم دادند که سنگ زنند ، و مرد خود مرده بود که جلادش به رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده .

این است حسنک و روزگارش و ... این داستانی است با عبرت بسیار ...

چون از این فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر . و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند چنان که پایهایش همه فرو تراشیده و خشک شد چنانکه اثری نماند تا به دستور فرو گرفتند و دفن کردند چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست .

و مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور ... چون بشنید هیچ جزع نکرد و گفت بزرگا مردا که این پسرم بود و ماتم پسر سخت نیکو بداشت.

منبع : جامعه شناسی نخبه کشی نوشته : علی رضاقلی/// به نقل از بیهقی ص 221، 236

ارسال در تاريخ چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد

نگاه کارشناس :

رئیس دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف از بروز موج سوم بیماری هلندی در سال آینده خبر داد. به گزارش ایلنا ، مسعود نیلی ( معاون اسبق امور اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ) گفت : موج اول و دوم آثاری چون افزایش بهای مسکن و کاهش رقابت پذیری اقتصاد را در پی داشت که همه شاهد آن بودیم این عدم تعادل ها ، اقتصاد را به سوی رکود و تشدید بیماری هلندی سوق می دهد. وی با بیان اینکه بی تعادلی در سیستم بانکی امکان مشارکت این سیستم در رشد واسطه گری را به وجود می آورد ، تصریح کرد : عدم تعادل در تراز پرداخت ها و نیز نبود تحرک بازار بورس و مسکن در اقتصاد ایران ، موجب شده تا سال آینده با 25 میلیارد دلار عدم تعادل در تراز پرداختها روبرو باشیم ، ضمن اینکه بی تعادلی در بودجه دولت باعث ایجاد فشار بر تولید و نیز کمبود مواد اولیه نیز خواهد شد.

نیلی خاطر نشان کرد : عدم تعادل در تراز پرداخت ها ، مدیریت ارز را در سال آینده به مسئله مهمی تبدیل خواهد کرد ، زیرا کمبود منابع بر سیستم بانکی فشار وارد خواهد کرد. وی با بیان اینکه بودجه دولت کنونی با نفت 100 دلاری هم با کسری مواجه خواهد شد ، یاد آور شد : در بازار انرژی نیز بی تعادلی مشاهده می شود که اگر وضع موجود در قیمت انرژی ادامه یابد ، فشار بر بودجه ایجاد خواهد شد.

نیلی اضافه کرد : اگر سهمیه بندی ادامه یابد ، فشار بر تولید ایجاد می شود و اگر قیمت انرژی اصلاح شود ، در کوتاه مدت عوارضی را ایجاد خواهد کرد. رئیس دانشده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف با تاکید بر اینکه فضای کلی اقتصاد کلان کشور عدم تعادل های جدی را نشان می دهد گفت : در بودجه سال آینده منابع ناشی از هدفمند کردن یارانه ها و واردات انرژی تاثیر گذار است ، به طوری که برای سال آینده قیمت نفت خارج از کنترل ماست اما اصلاح قیمت انرژی ، اصلاح نرخ ارز و تصمیم گیری برای منابع ،ن ابزارهایی است که می تواند مارا در تعیین شاخص ها کمک کند.

منبع :روزنامه آفتاب یزد / شماره 2570 تاریخ : 27 بهمن 1387

ارسال در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1387 توسط قنبر آقایی زاد
قالب وبلاگ