تبليغاتX
قوشچی . ghooshchi
قوشچی . ghooshchi
وقتی زور جامه ی تقوا می پوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید! # معلم فقید دکتر شریعتی#

۱- یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی. ما چند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می‌آمد تازه گواهینامه گرفته، هیجان زده بود و از خوشحالیِ گواهینامه‌ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می‌کرد. اما بی‌اعتنا به قوانین، با یک غرور زیاد، به شکل خطرناکی رانندگی می‌کرد که نگو و نبین. مسافرها هم بی‌خبر از خطر، سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می‌گفت:

 من رای نمی‌دهم و برایم فرقی نمی‌کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می‌کنم.

 در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد. و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می‌دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلاً سوار ماشین‌ات نمی‌شدم".

 من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم: خانوم شما که از تجربیات درس می‌گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسیکه فکر می‌کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده‌ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی‌کنه بیفته، و زندگی من و شما و 70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

 2- منتقدین خاتمی صفر و صدی‌ها بودند. آن‌ها که می‌گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته‌هایمان نرساند، پس به هیچ درد نمی‌خورد.

آن ها چون به صدی که می‌خواستند در دوره خاتمی نرسیدند، پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی‌نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

 اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می‌تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می‌داند تا کی! اثر کند.

 آن‌ها که پای صندوق نمی‌روند، سهم خود را از وضعی که بعداً پیش می‌آید، فقط در خیال خود کم می‌کنند. و می‌خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلاً در انتخابات شرکت نکردیم. در حالی که شرکت‌نکرده‌ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی‌نژاد داشتند تا شرکت‌کرده‌ها.

 احمدی‌نژاد از رای‌هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای‌هایی که من و تو به صندوق نریختیم، پیدایش شد.

 آمار نشان می‌دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم و پای صندوق‌ها نرفتیم، تعدادمان از آن‌ها که به احمدی‌نژاد رای دادند، بیشتر بود.

 من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم، فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...

 مدتی در فکر رفتم. و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده‌ام. حداقل خاصیت این مقاله اینستکه خودم را متعهد به رای دادن می‌کند و حتماً، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می‌کند. من اگر بهمین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده‌ام. من به کمی بهتر فکر می‌کنم.

 من می‌خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم: من رای خودم را دادم و در وضع پیش‌آمده مقصر نیستم.

 می‌گویند ملت‌ها، مثل آدم‌ها، هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند. حداقل می‌شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است. اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می‌گیرد.

 3- سمیرا فیلمی ساخته است بنام "اسب دو پا". قصه بچه‌ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می‌سوزد و آن بچه بی‌پا را بر دوشش سوار می‌کند و هرروز بمدرسه می‌برد. بعد از مدتی، آن بچه‌ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی‌آید و باورش می‌شود که اسب‌سواری حق اوست. و آن کس هم که سواری می‌دهد، با آنکه سختی و ذلت می‌کشد، اما کم کم باین وضعیت عادت می‌کند و باور می‌کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست. و چاره‌ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعاً اسب می‌شود.

 در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

 4- برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده‌آلند. هر دوی آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. با آقای کروبی که سال‌ها در زندان شاه بوده‌ایم. حتی مدت‌ها در یک سلول بوده‌ایم. و روزها و شب‌های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می‌کردیم.

 آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت. امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند. حتماً مداخله می‌کرد. من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

 به دوستی که در مجلس سال‌ها در کنار او بود گفتم: بمن بگو آیا او هنوز مرد همان سال‌هاست و یا حالا که به قدرت رسیده، و رئیس مجلس شده، فراموش کرده است؟

 آن دوست گفت: هنوز همان آدم است. کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

 من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی‌مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می‌یابد. و حیثیت از دست رفته بین‌المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

 از طرفی او را تنها و بی‌یاور نمی‌بینم. در کنار او کسانی را می‌بینم که تهران و ایران نیمه‌مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن‌ها بوجود آمده است.

 کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است. و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی‌اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی‌خواهد مثل احمدی‌نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح‌های مختلف مذاکره کند. و مذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

 5- با مهندس موسوی در سال‌های اول انقلاب آشنا شدم. در آن وقت آقای موسوی نقاشی می‌کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست‌وزیری رسید. و با آنکه بیشتر اهل نظر بود، به قول همسرش، خانم رهنورد، از وقتی نخست‌وزیر شد، روز به روز حکمت عملی‌اش بر حکمت نظری‌اش چربید.

 از صمیم قلب می‌گویم: اگر آقای موسوی نبود و حمایت‌هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین‌المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلندآوازه در سطح جهان نبودیم. مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند، اما بدون حمایت همه‌جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی‌شد.

 موسوی با آن که شخصاً و قلباً مسلمان و مؤمن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست‌وزیر، یک شخصیت ملی است. من در همان سال‌ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصاً مسلمانم. اما نخست‌وزیر ارمنی‌ها و اقلیت‌ها هم هستم. من وقتی نخست‌وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

 از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی‌نژاد را. در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام‌عیار همه‌جانبه، در وسیع‌ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست‌های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی‌نژاد هم نشدیم. در حالی که در 4 سال احمدی‌نژاد، ما نه‌تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت بدست آوردیم. اما با این حال با این تورم و گرانی بی‌سابقه روبرو هستیم.

 من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد، هم اوضاع اقتصادی و هم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد. و منش او تنش‌های بین‌المللی را تخفیف خواهد داد.

 او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست‌وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

 6- بعضی‌ها از صندلی ریاست جمهوری اعتبار می‌گیرند.

 بعضی‌ها مثل خاتمی به آن اعتبار می‌دهند. و بعضی‌ها وقتی براین صندلی می‌نشینند هیجان‌زده می‌شوند. مثل آقای احمدی‌نژاد که هنوز هیجان‌زده است. 4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی‌اش فروکش نکرده. هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می‌کند. و مدام از معجزه حرف می‌زند. چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

 درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آنکه مناسب این صندلی است، اما به آن بی‌میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی‌آید. چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و از معجزه‌ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی‌میلی او به قدرت است. به او رأی بدهند، خدمتش را می‌کند. ندهند، مسئولیت را از دوشش برداشته‌اند. و او سرگرم هنرش می‌شود.

 7- در اوایل انقلاب او در کار هنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضاهای هنری دل‌خواهش پر می‌زد. و به همین دلیل تا از نخست‌وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری‌اش پیوست و یکسره با آنان بود.

 اما تا وقتی در پست نخست‌وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می‌گرفتند، تشکر می‌کرد. و می‌گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است. او می‌گفت هنرمند زبان درد مردم است. و اگر به حکومت نزدیک شود، کم‌کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می‌شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.. و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید. او می‌گفت: هنرمند سخنگوی ملت است، نه سخنگوی حکومت.

 اگر خود من در فضای آن‌چنانی آن دوران که شما بهتر از من می‌دانید چه دورانی بود، جانم را کف دستم می‌گذاشتم و عروسی خوبان را می‌ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می‌کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی در ساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می‌شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می‌کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می‌داد و به وزرایش می‌گفت: اگر هنرمند درد مردم را بما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

 فیلم عروسی خوبان با درد و جرأت من ساخته می‌شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت. او مصداق بارز کسی بود که می‌گوید: من مخالف فکر توام، اما جانم را می‌دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

 8- می‌گویند مهندس موسوی در دوران نخست‌وزیری‌اش انقلابی بود. معلوم است که بود. مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید، انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان‌ها ریختند و انقلاب کردند؟ چرا آلزایمر مصلحتی می‌گیریم؟ ما مردم ایران چه خوب و چه بد، در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم، خودمان هم عوض شدیم. امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله، شبیه 30 سال پیشش باشد؟

 مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی‌ها بهتراست.او امتحان آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی‌اش را در دوران نخست‌وزیری‌اش داده است. فقط او یک اشکال دارد. و آن اینست که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست. برای ما آزادی‌خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می‌گوییم کلک بود، از خودشان است.

 و چون ما همیشه صد در صد را می‌خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است، مدام به وضعیت صفر می‌رسیم. و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می‌شود. و چون نگاه علمی نداریم، تجربیاتمان را آزمایش نمی‌دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش‌شانسی می‌گیریم. اگر انقلاب ایران را آزمایشی می‌گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آنرا چه درست و چه غلط بررسی می‌کند، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

 چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات بعنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند. هر چند نفر باشند، یکی از آن‌ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات، مثل یک آزمایش نگاه می‌کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش‌هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی‌کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟ و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

 آن‌ها که با انقلاب بدند، طوری غیر علمی از انقلاب حرف می‌زنند که اگر می‌توانستند یک انقلاب دیگر می‌کردند. و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی‌گیرند و با آنکه به آزمایش ما فحش می‌دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند. انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن‌ها خوب است.

 از طرفی ما ایرانی هستیم. و ما ایرانی‌ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می‌زنیم.. تا حالا یک ایرانی را دیده‌اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟ اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب وبخصوص جنبه‌های منفی‌اش سهیم بداند؟

 برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می‌خواهیم که ضمناً گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد، اما با هیچ کسی، دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد، و خیلی هم با تجربه باشد، اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد. و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

 مگر می‌شود یک شهید آزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

 9- نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است. من تصور نمی‌کنم به این زودی‌ها حتی وزیر زن داشته باشیم، چه رسد به اینکه رییس جمهورمان روزی زن باشد.

 متأسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مردسالار است. اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است.. در آمریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است، مردم به اوباما رای می‌دهند، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده‌دار می‌شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می‌کند. در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته‌ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می‌تواند این نقش را عهده‌دار شود.

 در قبل از انقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می‌زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است و هر روز منتظر خبر دستگیری‌اش بودیم.

 بعدها که انقلاب شد من یک روز در آسانسور روزنامه‌ای سوار شدم، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم. و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد. یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید: شما فلانی هستی؟ گفتم: بله. و او هم گفت: من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال‌هاست منتظر دیدار شما بودم.

 وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست‌وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی‌دانیم. از بس که عوام‌فریبانه آن را خرج کرده‌اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده‌ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره‌اش بود و می‌گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می‌کنید، برای من بی‌ارزش‌تر از این کفش پاره است.

 چنین داستان‌هایی و چنین بودنی‌هایی آتش به روح نسل ما می‌زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست‌وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ، کفش 30 میلیون ایرانی دیگر باید پاره می‌بود، و کسی به فکر نبود.

 این‌ها این‌طور می‌زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند. امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می‌زند. اما انقلاب با این قصه‌هایش بود که جان نسل مرا به آتش می‌کشید و از داشتن و بودن بی‌نیازمان می‌کرد.

 در کنار این سادگی و بی‌میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی، یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن‌ها وجود داشت. و همین بود که آن‌ها را متفاوت می‌کرد. و الا خیلی‌ها هستند که ساده‌زیستند، و فقیرانه زندگی می‌کنند، اما روح‌شان از زندگی‌شان فقیرتر است.

 مهندس موسوی آن‌قدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی‌خود نکند. و با آن که مرد است، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می‌آورد.

 ما ایرانی‌ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی‌ها را زنان ایرانی تشکیل می‌دهند. آن‌ها رای می‌دهند. آن‌ها در رنج‌های ما حتی بیش از ما رنج می‌برند. اما هیچ‌گاه در سطح کلان سیاسی، نقشی برای خود نمی‌بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می‌بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است. و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می‌تواند ایجاد شود. در دوران قبل دختران آقای هاشمی به‌خصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. و خدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی‌نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...

 10- به مادرم زنگ می‌زنم و می‌پرسم: مادر به کی رأی میدی؟

 می‌گه: مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه‌مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه‌ای رو با کلنگ خراب می‌کرد، گفتم: "آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون، درستش کن".

 گفت: "خانوم من یک ... ام. کارم خراب کردنه. اگه می‌خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می‌خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن".

 محسن مخملباف

 پنجشنبه 24 /2 /88

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

در دو سال اخير سعادت حاصل شد تا در دو جلسه اداري در شهرستانهاي استان از محضر سخنراني آقاي شكر نيا مديركل صدا و سيماي استان فيض ببرم. ايشان كه به منظور دفاع از بودجه عمراني اداره متبوع به جلسات شهرستاني امده بودند در هر دو سال پياپي تريبون مجاني و البته يك طرفه شهرستان را مجالي براي كوبيدن اصلاح طلبان به هر قيمت و دفاع از عملكرد دستگاه و طيف سياسي خودشان يافتند . در جلسه اخير بيانات شتابزده خالي از حقيقت و يك جانبه و كاملا عصباني ايشان بويژه در آستانه انتخابات رياست جمهوري ، بهانه اي شد تا بنده نقدي نسبت به اظهارات وي بنمايم.

قسمتهائي از بيانات ايشان:

بيش از هزاران شبكه ماهواره اي عليه ما دارند كار ميكنند.

عمليات رواني سنگيني را عليه ما پيگيري مي كنند و محور اول كوبيدن دولت نهم است .

از 200 راهكار پيشنهاد شده توسط تئوريسين هاي دولت آمريكا براي انسداد سياسي ، 130مورد توسط دولت اصلاحات عملي شده است.

....

و اما بعد:

اينكه در كانالهاي تلويزيوني برخي دولت ها آماج حمله و نقد باشند هيچ شكي نيست همانگونه كه كانالهاي سيما ي خودمان نيز برنامه هاي نقادانه اي پخش مي كند. اما كاش خدائيش اين آقاي مدير كل هزاران هيچ ، فقط اسم صد كانال را كه بر عليه كشور ما برنامه سازي مي كنند ، مي توانست نام ببرد.!

جلسه مذكور صرفا يك جلسه تخصصي بررسي اعتبارات يك شهرستان بود و حضور مدير كل صدا و سيما فقط براي دفاع از بودجه مربوطه و يا بيان مشكلات در حيطه عملكرد آن اداره وجاهت قانوني داشت . اما دفاع بي حد و حصر از دولت موجود و حمله جانانه به دولت اصلاحات آن هم در آستانه انتخابات ،اين شائبه را قوت مي بخشد كه بخشي از بدنه كاركنان دولت كه از حضور جانبدارانه در انتخابات منع شده اند ، كمر همت بسته اند تا به هر قيمت و بهانه اي به نفع جرياني خاص فعاليت كنند.

صدا وسيما نه تنها ارگاني دولتي است بلكه از آن جهت كه نقش اساسي در جريان سازي و تبليغات دارد به طريق اولي نبايد وارد هيچ دسته بندي سياسي شود و فقط به وظيفه قانوني و اصلي خود كه همانا دعوت از عموم ملت براي حضور در صحنه است عمل نمايد. وظيفه اي كه به نظر ميرسد كاملا رنگ باخته و يكي از مديران ارشد آن شمشير را از رو بسته است .

بيانات نامبرده به هيچ وجه تعجب مستمعين را بر نيانگيخت چرا كه همگان بر اصالت و تفكرات و گذشته ايشان آگاهي داشتند . اما اي كاش كمي اخلاق و امانت داري به همراه گوشه اي اطلاعات تخصصي نيز چاشني سخنان وي و امثال ايشان نيز مي بود .

مردم ايران خوشبختانه گيرنده اي قوي دارند و در تميز حق و باطل و خوب و بد دلسوز و فرصت سوز سابقه خوبي دارند .

ارسال در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

منبع سایت تابناک:

(لطفا تا آخر بخوانید)

نمونه های تخریب علیه دولت

خبرآنلاین گزارش داد:

 در میان اظهارات نامزدهای انتخاباتی، انتقادات و تخریبهایی علیه دولت صورت گرفته که به نمونه هایی از آن اشاره می شود

 1- متأسفانه امروز هزینه مدیریت در کشور ما خیلی بالاست و بیش از 60 درصد اعتبارات ما صرف هزینه‌های جاری دولت می‌شود که بیشتر آن هم صرف مخارج مصرفی‌ می‌شود.

 2- مراکز علمی، فرهنگی و دینی اصیل ما مورد غفلت قرار گرفته‌اند و متأسفانه در سالهای اخیر شاهد آثار این غفلت بوده‌ایم.

 3- امروزه متأسفانه 80 درصد صنعت در اختیار دولت قرار دارد. امروز این که فرصت‌ها باید در اختیار مردم قرار گیرد، به خصوصی‌سازی و آن هم به فروش اموال دولتی تعبیر شده و قطعاً با خصوصی‌سازی واقعی که همان آزاد شدن انرژی مردم است، مغایرت دارد.

 4- من پس از مطالعه و تحقیق و بررسی همهجانبه به این نتیجه رسیدم که کشور را بسیار بهتر از وضع موجود آن می‌توان اداره کرد و به همین دلیل تصمیم گرفتم وارد عرصه انتخابات شوم و به نفع کسی نیز کنار نخواهم رفت.

 5- علیرغم زحمات مدیرانی که در طی سالهای گذشته مسئولیت اجرایی کشور را برعهده داشته‌اند، چون تلاشهای آنها با محور عدالت انجام نپذیرفته است شاهد گسترش فقر و فساد و تبعیض بوده‌ایم.

 6- در چند سال اخیر افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی روز به روز در حال افزایش بوده‌اند آیا این وضعیت حاکی از آن نیست که دامنه فقر و تبعیض روز به روز بیشتر شده است؟

 7- اینکه یک کارمند عالیرتبه 20 برابر یک کارمند معمولی حقوق می‌گیرد حاکی از افزایش شدید فاصله طبقاتی است و با این روند نمی‌توان به چشم‌انداز مطلوب 20 ساله رسید.

 8- افرادی هستند که به خاطر ارتباطات خود در سیستم اداری کشور از امتیازات ویژه‌ای برخوردارند و در این میان بعضی‌ها اصلاً به وجود تبعیض اعتقاد ندارند، قطعاً باید این گونه گریز‌گاهها را بست تا عدالت برقرار شود.

 9- صدها میلیارد تومان از پول بیت‌المال صرف خرید ساختمانهای مجلل دستگاهها در تهران شده است که بسیاری از این ساختمانها غیرضروری است و با فروش آنها و خرید ساختمانهای ارزان‌تر در شهرستانها، هم بازدهی امور بیشتر می‌شود و هم منابع مالی برای رفع مشکلات جوانان و مردم فراهم می‌آید.

 10- امروز متأسفانه با وجود خدمات دولت و هزینه کردن‌های بسیار، کشور دچار فقر، فساد و تبعیض است.

 11- اگر دولت پول ندارد، سازمانها و شرکتهای دولتی، هزینه برجهای دهها میلیارد تومانی را از کجا تأمین می‌کنند و چرا سالانه دهها میلیون دلار از بودجه عمومی برای سفرهای خارجی هزینه می‌شود. ما منابع به اندازه کافی در اختیار داریم اما از آنها به طور مناسبی استفاده نمی‌شود.

 12- مگرنه این است که دولت آتی باید نقایص و نقاط ضعف دولت‌های گذشته را برطرف کند پس چرا با طرح موضوع انحرافی نامزدها، به صورتی زیرکانه فضا و فرصت نقد دولت را از این مردم سلب کردند.

 13- تورم مهار گسیخته اقتصادی فشار سنگینی را بر مردم وارد می‌کند و این در حالی است که به نظر می‌رسد دولت از آثار این تورم مصونیت دارد و همه‌ آسیب‌ها متوجه مردم است، زیرا شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی گران‌ترین ساختمان‌های شمال تهران را خریداری می‌کنند و خاصه خرجی از کیسه بیت‌المال نیز به یک رویه‌ عادی در نظام اداری و اجرایی تبدیل شده است.

 14- اصلاح امور، مبارزه با فقر و فساد و پیشرفت کشور، بدون حضور مردم، امکان‌پذیر نیست فقط با اداره، دفتر و دستک، نمی‌توان کاری از پیش برد.

 ******

 آنچه در بالا خواندید، نقد‌های مهدی کروبی یا مهندس موسوی یا محسن رضایی نیست، سخنان دکترمحمود احمدی‌نژاد است که در اردیبهشت و خرداد 84 - در دوران تبلیغات انتخاباتی - مطرح شده است .

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

 

هم  وطن برخیز و عزم کار کن

دوم خرداد را تکرار کن

سیدی دیگر به میدان امده

موسم تغییر ایران آمده

موسوی از ماست همراهش شویم

زاده زهراست همراهش شویم

*******

يادگار دولت پير جماران موسوي است

لايق جمهوري اسلام و ايران موسوي است

آنكه در بحران جنگي داشت تدبيري تمام

ملك و دين را داد يكسر نظم و سامان موسوي است

اي مومنين يك يا حسين    تا مير حسين

********

بیا چون کوه دالاهو قوی باش

سرود مثنوی و معنوی باش

بیا حالا که دیگر خاتمی نیست

رفیق میر حسین موسوی باش

********

هر چند كه 20 سال دير آمده است

دربيشه انتخاب شير آمده است

گر سيد ما برفت از عرصه برون

برخيز برادرم كه مير آمده است

********

جمال ديسن جمالي

كمال ديسن كمالي

خوش ياراشير دونيايا

آذربايجان افتخاري

********

فرزند محرم و حسينيم

ديوانه سيد خمينيم

از پور علي دفاع نماييم

ما مدافع مير حسينيم

********

صحيفه نور : ج 19 . ص 393 :

آقاي مهندس موسوي را شخصي متدين و متعهد و در وضع بسيار پيچيده كشور ، دولت ايشان را موفق ميدانم.

( حضرت امام ر ه )

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
منبع : سایت تابناک

ماجراي عجیب پرتقال‌هاي اسرائيلي
به گزارش تابناک، اعتماد ملی در ستون حافظه تاریخی خود در مطلبی با عنوان "ماجراي پرتقال‌هاي اسرائيلي" نوشت:


23/02/88- غلامحسين محسني‌اژه‌اي، وزير اطلاعات: در مورد پرتقال‌هاي اسرائيلي عده‌اي بازداشت و عده‌اي احضار شده‌اند تا توضيح بدهند.

21/02/88- عبدالرحمان ارجمندي، واردكننده ميوه: 2 تا 3 تن از پرتقال‌هاي چيني با برند رژيم صهيونيستي که براي ژاپن بايد صادر مي‌شده در محل به اشتباه مستقيم وارد بندرعباس شده است.

08/02/88- كيومرث جليليان، معاون وزير بازرگاني DNA: پرتقال‌ها بررسي مي‌شود/پرتقال‌هاي توزيع شده در تهران، همدان و اصفهان در سرزمين چين توليد و با آرم جعلي شركت‌هاي اسرائيلي در برخي مناطق توزيع شده است.

05/02/88- محمد صادق مفتح، معاون وزير بازرگاني: هر کسي ثابت کند وزارت بازرگاني مجوز واردات پرتقال با نشان تجاري رژيم صهيونيستي و يا ثبت سفارش با نام اين رژيم را صادر کرده است، جايزه ميلياردي دريافت مي‌کند.

04/02/88- محمدرضا نادري، معاون امور گمركي گمرك: امكان واردات رسمي پرتقال اسرائيلي وجود ندارد.
ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

       

در ادامه برگزاری سلسه سخنرانی های دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی ، همایش بزرگ جوانان و دانشجویان توسط موج سوم استان و دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی برگزار  می شود. سخنران همایش سعید شریعتی عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و دبیر کمیته اطلاع‌رسانی این حزب می باشد.این همایش روز شنبه 26 اردیبهشت ساعت 16:30 عصر در محل دفتر (ارومیه ، خیابان مدنی۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه ) برگزار خواهد شد.

 علاقمندان مهندس میر حسین موسوی می توانند در این مراسم حضور پیدا کنند

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

قسمتي از بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم سنندج :

حضرت آيت الله خامنه اي، با يادآوري اينکه بنده نسبت به اشخاص هيچگونه نظري ابراز نمي کنم به تبيين شاخص هاي مهم انتخاب صالح ترين رئيس جمهور پرداختند و خطاب به ملت افزودند: کسي را برگزينيد که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم يگانه و صميمي باشد، ساده زيست باشد و خود و خانواده و نزديکانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند چرا که گرايش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگي است.

رهبر گرانقدر انقلاب در آستانه انتخابات رياست جمهوري براستي و درستي مصاديق روشن و مهم براي مسند و كرسي رياست جمهوري تبيين كردند . اكنون نوبت مردم و آحاد ملت ايران است كه در انتخاب خود مناسبترين مصداق براي اين معيار ها را به همراه تخصص و تجربه  مورد نياز براي اين مهم انتخاب كرده و براي چهار سال ديگر سكان هدايت كشور را به ايشان واگذارند.

مردم فهيم و ريزبين كشورمان نيازي ندارند كساني ديگر براي آنها مصاديق اين فرمايشات  مهم رهبرشان را تبيين نمايند . مردم مي دانند و در اين سي سال اخير بدرستي توانسته اند سره از ناسره را بشناسند و اگر ميدان رقابت و انتخاب متناسب با شان اين مردم تهيه و تدارك ديده شود آنگاه نتيجه مطلوب ( والبته ناپسند براي برخي شيفتگان قدرت ) برا ملت و كشور عايد خواهد شد .

پيدا كردن شخصيتهائي كه عليرغم قرار گرفتن در قدرتهاي مهم دولتي از هر گونه سوئ استفاده از قدرت و ثروت و افزون بدور بودند، و نه تنها براي خود كه براي نزديكان و فاميل و مديرانش نيز حاشيه امن قدرت و ثروت نامشروع ايجاد نكرده اند كار چندان دشواري نيست .

 نامزد مورد اقبال اصلاح طلبان جناب آقاي مير حسين موسوي بعد از هشت سال تكيه زدن بر پست نخست وزيري با متانت و مناعت طبع تمام از همه پستهاي اجرائي مهم دوري كرد و با آنكه مي توانست با بهره گيري از فرصتهاي بوجود آمده مكنت و ثروتي براي سالهاي بعد از قدرت دست و پا كند ، صرفا با تكيه بر تخصص خود به زندگي اجتماعي خود ادامه داد .

مير حسين مي توانست اما اين كار را بخاطر تعهد و تقوا نكرد. اين خصوصيت ايشان بويژه اكنون كه شاهد به عرصه رسيدن مديران ميلياردي ( آن هم با استفاده از رانت هاي مشخص ) هستيم اهميت بيشتري مي يابد.

البته به نظر من تنها عملكر شخصي يك مدير در حيطه زندگي خصوصي اش در موازين اعلامي مقام رهبري نمود ندارد. بلكه عدم ريخت و پاش در منابع و زمان و ثروتهاي يك كشور اهميت بيشتري دارد.

اكنون ما بيش از هر زمان ديگري به مديراني نياز داريم كه براي هر ريال از بودجه كشور تعهد داشته و با برنامه نسبت به هزينه ان اقدام نمايند.  

اكنون ملت نمي خواهند و راضي نيستند ميلياردتومان بودجه اين كشور صرف همايشهائي شود كه هيچ عايدي خاصي بدنبال ندارد .

دوست دارمی و نیازمندیم نظام مدیریتی مبتنی بر صداقت در عین قدرت داشته باشیم مدیریتی که هیچ وقت برای توجیه خود به دروغ و ریا و تزویر دست نیازد.

هدر دادن میلیارد ها دلار درآمد نفتی کشور ٬ از بین بردن شالوده مدیرتی و برنامه ریزی و نظم در بودجه کشور ٬ کشاندن سیستم بانکی به ورطه ورشکستگی ٬ کاهش ۳۰ درصدی در شاخص بورس بعنوان نبض اقتصاد کشور ٬ طبیعتا بهترین و بارزترین مظاهر اسراف در کشور است . صرفا خوردن پلو با سبزی و پوشیدند لباسهای ساده نمیتواند مصداق تقوای مالی باشد.

مردم ايران مديري نميخواهند كه بيش از حضور در دفتر كار خود به سياحت در ينگه دنيا بپردازد.

نمي خواهيم منابع مادي كشور صرف هزينه هاي كشورهائي گردد كه نامي و نشاني از انها در اقتصاد جهاني نمي توان يافت.

دوست داريم ....

سخن كوتاه ، ما مي خواهيم دولتي و مديراني داشته باشيم كه ساده زيستي و تقوا و تعهد به ملت و آرمانهايش را در عمل اثبات و در نهايت عزت و افتخار ايراني را به حراج نگذارد .

وقت تنگ است .

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

نسل افسانه ای

 به نقل از ابتکار نیوز:

رئيس جمهوري گفت:ما از نسل آرش رستم وفرهاد هستيم

( آرش و رستم ٬ قبول اما فکر نمی کنم رئیس جمهور محترم خیلی علاقه به نسل فرهاد داشته باشند!!!)

این هم از قوه قضائیه ما

رکسانا صابری خبر نگار ایرانی آمریکائی بعد از محکوم شدن به حبس ۸ ساله و بدنبال توپ تشر های دول آمریکا و ژاپن و نیز بعد از نامه و سفارش رئیس حمهور به دادستان کل کشور شامل تخفیف باور نکردنی منجر به آزادی از زندان شد.

( ۱-به یاد داریم هنوز هم بعد مدتها از تبرئه آقای حسینیان دیپلمات ارشد دولت از اتهام جاسوسی توسط همین قوه قضائیه ٬ آقای احمدی نژاد همچنان ایشان را مستحق اعدام ( نه بخشش ) می دانند. می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر قرار است توصیه به قسط و عدل اسلامی بکنیم بهتر است از متهمین وطنی شروع کنیم.

۲- آیا بهتر نیست اعلام شود که واقعا چه اتفاقی افتاد که حکم ۸سال زندان به فاصله چند روز تا این حد تقلیل پیدا کرد؟ آیا قاضی قبلی اشتباه کرده بود یا قاضی فعلی بسیار کوتاه امده ؟ در هر صورت می بایست رئیس محترم قوه قضائیه با یکی از این قضات برحورد لازم را بنماید تا بعد از این شاهد چنین احکام قضائی متناقضی نباشیم.

۳- در این حکم باز هم ایران برای چند روز در آنتن رسانه های  خبری دنیا آن هم با وجهه منفی خبر ساز شد . نمیدانم چه اصراری است با هر موضوع و اتفاقی کاری کنیم که تا این حد کشور و ملت هزینه سیسی و اقتصادی و اجتماعی بپردازند. صابری و صابری ها بالاخره آزاد می شوند اما اثرات منفی چنین برخوردهائی براحتی از اذهان زدوده نمیشود .

۴- نامه رئیس جمهور محترم نه تنها موجب بهبود انظار جهانی به ایشان نشد بلکه موجب شد که جهانیان از این نامه به عقب نشینی در برابر تهدیدات مقامهای ینگه دنیا یاد کردند. )

شادی زود رس 

اعتبارات تملک دارائیهای سرمایه ای ( یا همان اعتبارات عمرانی ) استان ما امسال نسبت به سال گذشته ۲۴ درصد کاهش داده شده است .

( وقتی نشانه های رکود و بحران عظیم سال گذشته از آمریکا شروع و به سایر دول پیشرفته سرایت کرد برخی مقامات ارشد کشورمان از ان به خرسندی یاد کرده و به استحکام اقتصادی کشورمان فخر فروختند و از جهان غرب خواستند تا الگوهای کشور مارا آموزه خود قرار دهند.

مقاماتی که متاسفانه مشاوران امین و متخصص و دلسوزی خود را دور کرده اند تا فقط آنهائی که فقط میتوانند تائید کننده باشند ٬ جولان بدهند.

اگر  کاهش اعتبارات همه استانهارا برابر فرض کنیم ٬ قریب به ۱۵۰۰ میلیارد تومان تنها بخشی از خسارت اقتصادی ناشی از بحران اقتصادی جهانی است. )

 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

 

« اِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بقَومٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِاَنفُسِهم »

خداوند سرنوشت هيچ قومي را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.       « سوره مبارکه رعد آیه۱۰  »

ملت شریف و بزرگوار ایران اسلامی

 دهه اول و دوم قرن بيست و يكم را شايد بعنوان قرن تغيير و تحول در عرصه بين المللي  ناميد. تغييراتي كه در نقاط  مختلف جهان از انتخاب باراك اوباما به رياست جمهوري آمريكاو تغيير نگرش سياست  خارجی دولتمردان آمريكا گرفته تا در هم گسستن  مرزهاي جغرافيايي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي  قاره اروپا و بروز نشانه‌هايي از حاكميت صلح و ثبات در آسيا و خاور ميانه و تغييرات بنيادي در قاره آفريقا و بخشهايي  از قاره  آمريكا از طريق انتخاب روساي  جمهوري  براساس اصول دموکراتیک، نويد جهاني  با ثبات را در آینده مي‌دهد. بدون شك جمهوري اسلامي ايران به عنوان  كشوري قدرتمند و تاثير پذير و تاثير گذار نميتواند از اين قافله عقب بماند و بايستي خود را با شرايط جديد جهاني وفق دهد.

بخشی از اين تغيير در ‌دوم خرداد هفتادو شش با انتخاب سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري اسلامي ايران شروع شد و ايده «گفتگوي تمدنها» اولين پارادايم و دكترين ايجاد تغيير و تحول در دنياي سياست و اقتصاد بود که متاسفانه پس از تغییر مدیریت قوه اجرایی کشوردر سال 1384 و حاکمیت تفکری ساختارشکن و ناهمگون با شرایط جهانی ، حضور موثر ايران در عرصه‌هاي بين المللي و حوزه سياست خارجي به كمترين حد خود رسيد به نحوي كه اتخاذ سياستهاي نادرست، باعث انزواي ايران در نزد جهانيان گرديد .

اکنون  که پس از گذشت چهار سال ازاعمال  سياست های غيرمنطقي  و اتخاذ روشهاي غيرعلمي و غيراصولي در عرصه‌هاي مختلف داخلي ، بين المللي و اضمحلال پايه‌هاي اقتصادي وعلمي كشور و انجام اقدامات فراقانوني و غيرقانوني در هزينه كرد بودجه‌هاي سالهاي 84 لغايت 87 و تخلفات ميليارد دلاري ، کشور به ورطه سقوط کشانده  شده است،در چنین فضایی که مشروعیت و مقبولیت نظام زیر سوال رفته و جمهوریت و اسلامیت مورد خدشه قرار گرفته و از سویی یاس و ناامیدی کلیت جامعه را پوشانده است  ، فردی پا به عرصه مبارزات انتخابات رياست  جمهوري گذاشته است كه درد جانكاه موجود را با گوشت و پوست و استخوان خويش لمس كرده و با احساس خطر از وضعيت پيش آمده  و حس  مسئوليت در قبال  ملت  بزرگ ايران با ایده   " ایران پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی" قدم به  میدان  رقابتهای نابرابر گذاشته و به تغییر می اندیشد.

 ميرحسین موسوي فرزندي از ديار ستارخان و باقرخان ، همرزم  باكريها و اميني‌ها ، نخست وزير دوران بسيار سخت 8 سال دفاع مقدس و امتحان داده اين نظام با عقايدي روشنگرانه  و ايده‌هایي سبز وارد ميدان شده است، كسيكه صداقت  در كلام، شجاعت در اقدام و مقاومت در برابر متحجرين از خصوصيات بارز ايشان مي باشد. كسيكه  هنر را با سياست ممزوج نموده تا خالق آثاري  بر بوم زيبايي به وسعت ايران زمين و به سبك دموكراسيسم و جمهوريت  و اسلاميت شود و جهانيان را مبهوت اين آثار نمايد.

 از اينرو ما وبلاگ نويسان استان آذربايجانغربي  با درك شرايط جهاني و موقعيت استثنائي ايران و با اميد به ايجاد تغيير در شيوه حكومت براساس اصول مصرح قانون  اساسي كه تضمين كننده كرامت انساني و حقوق اساسي  ملت،تامین کننده رفاه و آسايش، نهادينه شدن عدالت، رفع تبعيض و نابرابري، توسعه و  پيشرفت  در تمامي زمينه ها مي باشد ، حمايت قاطع خويش را از نامزدي مهندس ميرحسين موسوي اعلام کرده و ضمن دعوت عموم مردم ايران به حمايت از ايشان، تمامي هم و غم خويش را جهت پيروزي قاطع ايشان در انتخابات دهم رياست جمهوري بكار خواهيم بست.

اعتقاد راسخ داريم كه ملت ایران دربيست و دوم خردادماه 1388 همچون دوم خرداد 76 حماسه ای دیگر خواهند آفرید و این حماسه چون ستاره ای در آسمان  تاريخ اين مرز و بوم خواهد در خشيد .

  وبلاگ نویسان حامی مهندس میرحسین موسوی در  آذربایجان غربی

 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
 این روزها تکاپو برای توزیع سود سهام عدالت بدجوری شروع شده است. دستور پرداخت فوری و حضور ساعتهای مدید و تا پاسی از شب گذشته متولیان امر در ادارات مربوطه و عجله غیر متعارف برای این خدمت رسانی و تکریم مردم آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امیدوارم فقط نشان از عطش زایدالوصف دولت نهم برای خدمت رسانی به مردم باشد.

ارسال در تاريخ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
 
                                                 مهندس میر حسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری ثبت نام کرد
 
 
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی پس از ثبت نام در ستاد انتخابات کشور در جمع خبرنگاران حاضر شد و  گفت:

"با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.

به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشته‌ام، تشریح نمایم.

مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروت‌های بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدن‌ها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملت‌ها، آن را پناهگاه آیین‌های آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمی‌تواند به آن لطمه بزند.

آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز می‌کند نه خودپسندی و مباهات به گذشته‌ای سپری شده بلکه میل به بهترین‌ها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را می‌توان جست‌وجو کرد.

آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشم‌اندازی از بهروزی که در پیش‌رویش قرار می‌گیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر می‌بریم بی‌تردید بهترین نیست.

در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایه‌هایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خون‌های گرامی بوده‌اند، در خطرند. آنچه امروز می‌بینیم آن چیزی نیست که می‌خواستیم، آن چیزی نیست که می‌تواند باشد.

من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمده‌ام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگران‌کننده یافتم.

آمده ام تا کرامت انسان‌ها را پاس بدارم.

آمده‌ام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولی‌نعمتان دولت‌ها باشم.

آمده‌ام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادی‌های مصرح در قانون اساسی باشم.

آمده‌ام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت ماده‌ای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.

آمده‌ام تا وسیله‌ای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.

آمده‌ام تا با تنش‌زدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.

آمده‌ام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.

آمده‌ام در حالی که راهی ساده و یک‌شبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمی‌شناسم و معضلات امروز را ناشی از چاره‌جویی‌های شتاب‌زده، یک‌شبه و یک‌نفره می‌بینم.

آمده‌ام تا ساختار آسیب‌خورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامه‌ریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بوده‌اند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.

آمده‌ام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیت‌های مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.

آمده‌ام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامت‌شان را خم کرده و سیاست‌های نادرست اقتصادی عزت‌شان را نشانه رفته است.

آمده‌ام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمده‌ام تا با گسترش بیمه‌های همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلت‌های آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسه‌هایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریده‌اند از یاد ببرند.

آمده‌ام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروه‌های مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطه‌ای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمان‌های کشور برقرار کنم و آمده‌ام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.

اینجانب آمده‌ام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعه‌ای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگ‌ترین سرمایه ما در مسیر پیش‌روست. ما نمی‌توانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوت‌های خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار داده‌ام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیف‌های متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکل‌هایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه می‌گذارم تا مرزبندی‌های جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.

استقلال اینجانب نه از سر تک‌روی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توان‌هایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیت‌های عادی‌ای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایش‌ها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. می‌دانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمی‌شود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال می‌کنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر  عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بی‌تردید از جمله آنانند با حمایت‌های خود یاری خواهند فرمود.

والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

ارسال در تاريخ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
در جمع هزاران نفر از مردم کرمان
میرحسین موسوی:دولت به جای اینکه به فکرمدیریت جهانی باشد،مشکلات را حل کند/ قطعا وزیر چندصد میلیاردی نخواهم داشت

یاری: مهندس میرحسین موسوی با اشاره به ویژگی‌های افراد مورد استفاده در کابینه دولت آینده خود گفت:«من قطعا وزیر چندصد میلیارد تومانی نخواهم داشت.»

به گزارش قلم ، موسوی عصر چهارشنبه در دیدار با هزاران نفر از اقشار مختلف مردم خونگرم و پرشور کرمان در ورزشگاه شهدای کارگر این شهر، اظهار داشت:«من از بهترین و قوی‌ترین کارشناسان و مدیرانی که در این کشور همچون فرماندهان دوران جنگ ساخته شده‌اند، استفاده خواهم کرد.»

وی افزود:«من به دنبال یک وزیر سر به زیر نخواهم بود بلکه به دنبال وزیرانی سرافراز خواهم بود. افراد قوی می‌توانند کشور را به پیش ببرند نه مدیرانی که فقط گوش به فرمان باشند. مدیر خوب، صادق، خلاق و قوی می‌تواند به درستی در کشور نقش‌آفرینی کند و جسارت کارهای بزرگ داشته باشد.»

وی با بیان اینکه کشور را زمانی که هزاران مدیر در کنار یکدیگر و با کمک هم کار می‌کنند خواهند ساخت، تاکید کرد:«هیچ نابغه‌ای نمی‌تواند جای تصمیم‌گیری جمعی ناشی از فکر هزاران کارشناس را بگیرد. من در اداره کشور به دانشجوها، مدیران قوی و نسل جوان و شجاع کشور رجوع خواهم کرد و مدیران خود را هر دو، سه روز یک بار عوض نمی‌کنم.»

موسوی در بخشی از سخنانش با بیان اینکه به دنبال ایجاد اشتغال از طریق دامن زدن به تولید داخلی و تجارت مولد در خدمت تولید خواهد بود، تصریح کرد:«بر اقتصاد صدقه‌ای تکیه نخواهم کرد. مردم ما کار و اشتغال دائم و همچنین دورنمای روشن می‌خواهند. دولت باید مدیریت کند و راه را باز کند؛ آن وقت خواهیم دید که چه خلاقیت‌هایی از سوی مردم در سراسر کشور به وجود خواهد آمد.»

آخرین نخست وزیر ایران در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم تحقق وعده‌های اعلام شده از سوی مسوولان تاکید کرد و گفت:«اعتقاد دارم افرادی که در مقابل مردم وعده‌ای می‌دهند باید بدانند که این وعده در ذهن مردم فراموش نمی‌شود. مردم تمام شعارها را گوش می‌کنند و تمام مصوبات را با دقت زیر نظر دارند و منتظر اجرای آن‌ها هستند تا ببینند آیا کسانی که وعده می‌دهند به آن‌ها عمل می‌کنند یا نه، بنابراین صحبت‌هایی که من در اینجا مطرح می‌کنم عهدی است که با مردم می‌بندم.»

موسوی همچنین از بالا بودن نرخ تورم در کشور انتقاد کرد و با بیان اینکه 25 درصد تورم در کشور به معنی مالیاتی است که اغنیا برای فقرا می‌بندند، خاطر نشان کرد:«با بودن چنین تورمی هیچ نوع رفاه و فرهنگ خلاقی امکان‌پذیر نیست. همه فسادها، مصیبت‌ها و بداخلاقی‌ها از همین تورم ناشی می‌شود. باعث تاسف است که با وجود درآمدهای افسانه‌ای نفتی در سال‌های اخیر، در حالی که در سال 84 حدود 12 درصد تورم داشتیم و قول داده بودند که این تورم را در طول این سال‌ها یک رقمی کنند، الان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 25 درصد تورم داریم و این یکی از بالاترین نرخ‌های تورم در جهان است.»

موسوی همچنین با انتقاد از دولت اظهار داشت:«دولت به جای اینکه به فکر مدیریت جهانی باشد، باید مشکلات کشور را حل کند ما اول باید مشکلات خود را حل کنیم بعد به سراغ مشکلات دنیا برویم.»

میرحسین گفت:«من به دنبال حل مشکلات استان‌های مختلف کشور بر اساس آمایش سرزمینی، بررسی ظرفیت‌های منطقه‌ای و با استفاده از نظریات کارشناسی مختلف هستم و طرحی را خلع‌الساعه شروع نخواهم کرد. من احیای سازمان برنامه و بودجه و شوراهای مهم تصمیم‌گیری، بازبینی قوانین و مقرراتی که موجب بهبود فضای کسب و کار در کشور شود و حمایت از تولید ملی را دنبال خواهم کرد.»

 موسوی در ادامه با تاکید مجدد بر حمایت از تولیدات و محصولات داخلی در زمینه‌های مختلف کشاورزی و صنعت اظهار داشت:«باید از محصولات کشاورزی داخلی حمایت کنیم تا انگورهای آفریقای جنوبی و پرتقال‌های مصری و چینی با مارک اسراییلی و نیز پسته کالیفرنیایی را به جای آجیل تبریزی در کشور شاهد نباشیم؛ آن هم در حالی که محصولات کشاورزی داخلی خودمان روی زمین مانده است. هر کدام از کارخانه‌های صنعتی تعطیل می‌شود، تعداد زیادی از افراد در پی آن بیکار می‌شوند و این یک مشکل بسیار بزرگ است. متاسفانه از یک طرف نفت صادر می‌کنیم و از طرف دیگر واردات بی‌رویه محصولات مختلف را در کشور شاهد هستیم.»

وی با تاکید بر اینکه کشور باید به دنبال متحد در جهان باشد نه ایجاد خصومت و سروصداهایی که هزینه‌های آن را مردم می‌پردازند اظهار داشت:«ما می‌توانیم با پایبندی به اصول و سیاست خارجی خود، طوری رفتار کنیم که مردم هزینه‌های گزاف برای شعارهایی که هیچ فایده‌ای ندارد، نپردازند.»

موسوی بر لزوم پیگیری سیاست‌های تنش‌زدایانه در بحث سیاست خارجی تاکید کرد و گفت:«من معتقدم که با پایبندی به اصول و ارزش‌های درست انقلاب اسلامی می‌توانیم سیاست های تنش‌زدایانه را‌ پیش بگیریم و ضرورتی ندارد همه کشورها را با خود دشمن کنیم.»

در ابتدای سخنرانی میرحسین موسوی، شالی سبز را به وی هدیه و گردنش انداختند که وی در این راستا گفت:«وقتی شال سبز را به گردن من می‌اندازند، احساس می‌کنم که مسوولیت سنگینی به گردن دارم.»

ارسال در تاريخ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

 " انحلال سازمان مدیریت در دستور کار شهید رجایی بود "

خبر فوق به همراه خبر جنجال برانگیز ادغام سازمان حج و زیارت در وزارت ارشاد ٬ که دستمایه توضیح غیر واقع سخنگوی دولت شد برای چندمین بار عدم پایبندی دوستان دولت نهمی به بدیهی ترین آموزه های دینی و اخلاقی ( راست گوئی و پرهیز دروغ ) آشکار نمود.

برداشت اقتصادی :

اگر دروغ مالیات داشت ملالی از کسر بودجه نداشتیم !!!

 

ارسال در تاريخ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
امروز رفته بودم از بازار تره بار شهرمان میوه بخرم . از تنوع میوه های رنگارنگ خارجی چشمانم خیره ماند مخصوصا در شرایط فعلی مالی کشور و خودم...

خوش به حالمان :

 در نوبرانه ترین ماه سال انگور تر و تازه و تر و ورگل از کشور شیلی ( چه زمحتی کشیده تاجر مربوطه !!) خودش را به بازار ارومیه رسانده قیمتش را ترسیدم بپرسم .

سیر چینی در انواع بسته بندی و مارک آن هم در شرایطی که بازار مملو از سیر تولید داخلی است .

لیمو ترش تولید چین ... چشممان روشن !!!

پرتقال قبرسی و ترک و چینی تا دلتان بخواهد ...

انبه و سیب و تمر هندی و آناناس و .... خلاصه اوضاع بهتر از این نمی شود .

تکریم ملت در بدترین زمان از لحاظ درآمد ارزی و بحران اقتصادی و در حالی که برخی از محصولات تولیدی خودمان هنوز هم در انبارها و سردخانه ها جا خوش کرده اند از الطاف این دولت خدمتگذار است که کرامت ملتش را به اوج رسانده. کیه که از خوردن این همه نعمت کیف نکند ؟

خوب اگه قاطبه ملت هم نتوانند چشم چپ هم به این نعمات بیاندازند ٬ ملالی نیست چون مهمتر از آن خالی کردن خزانه دولت به نفع دلالان متعهد میوه و سایر کالاها است. اگر شکم ملت نفعی نبیند جیب دلالان پر دلار می شود.

به قولی :

خرج که از کیسه مهمان ( بخوانید جیب ملت !!!) بود حاتم طائی شدن آسان بود.

 

ارسال در تاريخ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
منبع سایت تابناک :

احمدي‌نژاد در فيلم تبليغاتي‌اش گريه مي‌کند

فيلم تبليغاتي احمدي‌نژاد ويژه انتخابات رياست جمهوري دهم توسط نادر طالب زاده کارگردان ايراني متولد امريکا ساخته و آماده پخش شده است.

 روزنامه اعتماد در شماره روز دوشنبه خود با انتشار اين خبر افزوده است:‌ احمدي‌نژاد در اين فيلم روبه روي دوربين نشسته و به طرح برخي گلايه‌ها پرداخته و گريه مي‌کند. در اين فيلم احمدي‌نژاد بار ديگر خطاب به مردم مي‌گويد: «اگر به من راي دهيد باندهاي قدرت و فساد را افشا خواهم کرد؛ چرا که ديگر به مراحل پاياني شناسايي و افشاي اين باندها رسيده‌ايم».

 اين گزارش مي‌افزايد، براساس شنيده‌ها رئيس‌جمهور فعلي دليل اصلي برآورده نشدن بعضي از برنامه‌ها و شعارهايش را باندهاي ثروت و قدرت و علت حجم عظيم مخالفت‌ها با دولتش را هم مقابله دولت نهم با باندهاي مافيايي اعلام مي‌کند. اين فيلم قرار است در مهلت قانوني تبليغات انتخاباتي از طريق تلويزيون پخش و در سراسر کشور توزيع شود.

********************************************************************

فکر میکنم حتی فرستادن آپولو به فضا نیز بیش از ۴ سال وقت نبرده است ! در این چند سال اخیر بیشترین حمله ها به دولت های قبلی بحث رانت خواری و مافیا و چپاول و و مخالفتهای این و آن بود ه و همیشه ملت گوش و چشمشان منتظر افشای باند های فساد و ...

مردم دوست داشتند و به انها قول داده شده بود در اولین وهله از زمامداری دولت ریشه قدرتهای نامشروع در مبادی اقتصادی و سیاسی خشک خواهد شد اما با وجود تقریبا تصفیه همه مدیران ارشد که چه عرض کنم فقط مانده که کارمندان هم عوض شوند ٬ هنوز هم این غول مافیا به حیاتش ادامه می دهد.

ظاهرا این بار چشمان پر اشک و شاید التماس و خواهش منتخب آینده معجزه خواهد کرد ...

  توهین به شعور مردم و کوچک شمردن آنها هم حدی دارد

ارسال در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

سخنرانی فخرالسادات محتشمی پور ، امروز دوشنبه در ارومیه

 فخرالسادات محتشمی پور ، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و همسر سید مصطفی تاجزاده در دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در ارومیه سخنرانی خواهد کرد .

 نایب رییس مجمع زنان اصلاح طلب که به دعوت دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی در استان آذربایجان غربی به ارومیه خواهد آمد ، برای حامیان و هواداران میرحسین موسوی در ارومیه سخنرانی خواهد کرد .

 فخرالسادات محتشمی پور پس از مهندس عبدالعلی زاده ، دکتر پزشکیان و کمالی چهارمین سخنرانی است که به دعوت ستاد میرحسین موسوی در استان به ارومیه سفر میکند .

  سخنرانی فخرالسادات محتشمی پور ، مشاور امور زنان وزارت کشور در دولت خاتمی ، ( دوشنبه ۱۴/۲/۸۸ ) ساعت شانزده در محل دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی واقع در ارومیه ، خیابان مدنی ۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه برگزار خواهد شد .

 شرکت در این مراسم برای عموم آزاد است

 

ارسال در تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

    اين روزها مهمترين رخداد  سياسي كشورمان انتخابات رياست جمهوري آينده است. انتخاباتي كه نتيجه ان تاثير بسياز زیاد و شايد تعيين كننده در آينده مديريت كشور خواهد گذاشت. براي نخستين بار ترديد هاي جدي و حساسيت هاي وي‍ژه بر امكان ادامه حكومت دولت موجود در چهار سال بعدي به وجود آمده است . ترديد هائي كه ريشه در مديريت نامناسب بر سرمايه هاي انساني و مالي و بحران آفريني هاي داخلي و خارجي متعدد دارد . عدم استفاده مناسب از فرصت ها  به همراه عدم مقابله مناسب در برابر تهديد ها كه همه و همه ناشي از مهره چيني هاي انساني ناكارآمد بر اغلب اركان دولتي و از بين بردن شالوده هاي مديريتي و مالي و يا تضعيف آنها بوده ، موجب گرديده است تا براي دولت دهم و انتخابات جديد ناگزير به انتخابي شايسته تر باشيم.

    طبيعي است كه در نقد از عملكرد دولت فعلي نبايست از فعاليتهاي شبانه روزي و اقدامات مثبت آنها چشم پوشيد . و به هر صورتي كشور و مردم از تبعات مثبت اين فعاليتها منفع بوده و خواهند بود . ليكن قابليتها و نيازها و فرصتهاي متعددي براي بهبود اوضاع وجود داشت و متاسفانه ناديده گرفته شد . همين چشم پوشي ها موجب گرديد تا براي جلوگيري از به هم پاشيدن همه اركان كشور نياز به انتخاب گزينه اي ديگر بيش از گذشته احساس گردد.

كشورمان به شخصي براي تكيه زدن به مسند مهم رياست جمهوري نياز دارد كه :

-          نياز هاي كشور را بدرستي و از منظر كارشناسان و متخصصان مربوطه بشناسد و همه هم و غم خود را در رفع آنها بكار بنند.

-          نيازها و محروميتهاي مناطق را از طرق علمي شناسائي ( آمايش سرزمين ) و براي آنها چاره انديشي نمايد.

    نماینده شایسته ای از فرهنگ و تمدن باستان و انسان دوست و آزادی خواه و صلح مدار و مترقی ایران و ایرانی باشد .

-          متاسفانه در این معدود سالهای اخیر ملت و کشور کهن و فرهیخته ایران ، جایگاه گذشته خود را در انظار عمومی جهانی از دست داده است . عدم مراده مناسب سیاسی و اقتصادی با کشورهای قدرتمند اقتصادی دنیا و بسنده کردن بر چند کشور ی که شاید یافتن نام و نقشه آنها نیز کار چندان آسانی نباشد ، گرهی از مشکلات اقتصادی مان را نخواهد توانست گشود . دنیای حاضر عرصه تعامل با بازیگران عمده جهانی ( در عین حفظ عزت و منافع ملی کشور ) است و بدون آن امکان توسعه همه جانبه دست یافتنی نخواهد بود .

-          از سفر هاي استاني ( که براستی نیاز  تحقیق و تفحصی اساسی دارد ) به طريق موجود  دست شسته و منابع مالي كشور را در موعد قانوني و با ابزار و ضوابط مربوطه هزينه نمايد. اين سفر ها علاوه بر تحميل هزينه هاي بسيار سنگين بر اقتصاد ملي ، باعث ايجاد انتظاري كاذب در مردم مي گردد. يادمان نمي رود كه بعد از هر سفري به استانهاي متعدد خبر از تحول بزرگ و نويد رشد و توسعه سريع داده شد اما بعد از گذشت سالها آبي از آب تكان نخورد و تحول صرفا در حد شروع چند پروژه  بود كه خود مي توانست در قالب بودجه هاي سنواتي تعريف و اجرا گردد. سفر استانی باید عرصه بررسی عملکرد اهداف و سیاستهای دولت در منطقه و نقاط قوت و ضعف و نیز عملکرد مدیران مربوطه باشد . اجرای چند پروژه کوچک بزرگ و خرید چند دستگاه خودرو باید بر عهده مدیران منطقه ای واگذار گردد .

-          نياز به وجود ارگاني نظارتي و مديريتي كه بتواند با اتكا بر دلايل علمی و منطقی و كارشناسي و مستند حرفي ( بعضا ) به جز باور رئيس جمهور زده و بر تصميمات آنها نفوذ و تاثير داشته باشد بيش از پيش احساس مي شود .سازماني كه كوچك و قوي و داراي اختيار و طبيعتا پاسخگوباشد ،  نياز قطعي و اجتناب ناپذير كشور است .

-          سهم دهي به نزديكان سببي و نسبي و حزبي و ... از آفات مهم نظام اداري كشور است . لازم است در اين خصوص نيز يك بار براي هميشه دست بكار شد و بر بكار گماردن  اشخاص مناسب براي مناصب ، كمر همت بست . به عبارتي بهتر براي پستها دنبال مدير گشت نه اينكه براي افراد دنبال ميز...

-          اكنون ديگرزمان  اتخاذ تصميمات خلق الساعه و احساسي گذشته است . هر تصميمي و مصوبه اي بايست داراي عقبه قوي و مستند علمي و كارشناسي باشد . صرف به هيجان آوردن مردم و اعلام خبري كه ممكن است هيچ وقت اجرائي نشده و در صورت اجرا نيز تاثير شايسته اي نداشته باشد ، نمي تواند موجد اثر مثبت و سازنده در اقتصاد كلان كشور باشد .

-          مخلص كلام

-          مير حسين موسوي مي تواند و اميدوارم كسي باشد كه به قسمتي از مطالبات مذكور پاسخ  مناسب دهد.  و به نظر من خيلي كار سختي نخواهد داشت . در ابتدای کار خیلی نیاز به کار نو و جدید نیست  ، عدم تكرار برخي اقدامات دولت فعلي مي تواند بسياري از معضلات جاري را رفع نمايد. طبيعي است نه از ايشان و نه هر كس ديگر انتظار معجزه نمي رود.

ارسال در تاريخ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
به نقل از فرارو

صندوق بین المللی پول در گزارش «چشم انداز اقتصاد جهان در سال 2009» به بررسی شاخص های مختلف اقتصادی در کشورهای جهان پرداخته است. 

در این گزارش مواردی همچون میزان رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم، شاخص های مالی، تجارت، تراز حساب جاری و تراز پرداخت کشورهای مختلف مورد بررسی و پیش بینی قرار گرفته است. در گزارش صندوق میزان نرخ تورم در کشورها و مناطق مختلف جهان طی سال های 2000-1991 و 2001 تا 2014 اعلام و پیش بینی شده است. براساس این گزارش، در سال 2009 برخی کشورها با افزایش چشمگیر نرخ تورم مواجه خواهند شد و این در حالی است که برخی دیگر شاهد رشد منفی نرخ تورم خواهند بود.

بالاترین و پایین ترین تورم
در گزارش صندوق بالاترین نرخ های تورم جهان در سال 2009 پیش بینی شده است. براساس این گزارش، کشور اتیوپی با 2/42 درصد بالاترین نرخ تورم جهان را به خود اختصاص خواهد داد.
 
جزایر سیشل با 2/39 درصد، ونزوئلا با 4/36 درصد، (رتبه های دوم تا سوم) را اشغال خواهند کرد. پس از آن، کنگو با 9/33 درصد، میانمار با 22 درصد، پاکستان با 20 درصد، گینه با 4/18 درصد و ایران با 18 درصد به ترتیب رتبه های چهارم تا هشتم بالاترین نرخ های تورم جهان را دارا خواهند بود. 

ایران با این نرخ تورم، رتبه اول خاورمیانه و سوم آسیا را به خود اختصاص خواهد داد. صندوق نرخ تورم ایران در سال 2008 را معادل 26 درصد اعلام کرده بود. 

در سال 2009، تورم در برخی کشورهای پیشرفته رشدی منفی خواهد داشت. به عنوان نمونه، نرخ تورم آمریکا در سال جاری میلادی 9/0- درصد خواهد بود. این رقم برای کشورهای ایرلند، ژاپن، تایوان، سوئد، سوئیس و دانمارک به ترتیب 6/0-، 1- ، 2 ، 2/0 ، 6/0 و 3/0 درصد پیش بینی شده است. در مجموع، نرخ تورم کشورهای توسعه یافته در سال 2009 به 2/0- درصد خواهد رسید. اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه طی سال 2009 با میانگین نرخ تورم 7/5 درصدی روبه رو خواهند شد. 

ارسال در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
طنز/ به دنبال انتشار خبري در خبرگزاري فارس مبني بر حمايت محمد باقر قاليباف از نامزدي احمدي نژاد، خبرنگار سايت اصلاحات به متن نامه محرمانه قاليباف به احمدي نژاد دست يافت که بدينوسيله جهت احترام به حق دانستن ملت شريف ايران متن کامل اين نامه را منتشر مي‌کنيم:

برادر انديشمند و فرزانه جناب آقاي دکتر محمود احمدي‌نژاد

سلام عليکم؛

احتراماً نظر به نزديکي انتخابات مهم رياست جمهوري و حضور نيافتن قطعي اينجانب حمايت قطعي خود را از جنابعالي اعلام مي‌کنم و دلايل آن را براي شهروندان تهراني به شرح ذيل توضيح مي‌دهم:

1ـ در طول اين سه سال جنابعالي از پرداخت بودجه تبصره 13 به شهرداري تهران خودداري کرديد. اين امر باعث شد شهرداري به مشکلات زيادي برخورد کند و لذا امروز بر خود تکليف مي‌دانم از شما حمايت کنم.

2ـ سازمان مديريت و برنامه ريزي را منحل کرديد و من اکنون بعد از گذشت 47 سال از عمرم امروز و به طور ناگهاني به اين نتيجه رسيده‌ام اساساً همه شعارهايي که درباره لزوم برنامه محوري داده‌ام، عقلاني نبوده و کشور هيچ نيازي به چنين دستگاه عريض و طويلي که وقت خود را براي برنامه ريزي تلف کند ندارد. بنابراين انتقادات گذشته خود را پس مي‌گيرم و از شما حمايت مي‌کنم.
3ـ در طول سالهاي گذشته روزنامه ايران و سايت رجانيوز دائم مرا تخريب کرده‌اند. اکنون ناگهاني به اين نتيجه رسيده‌ام حاميان شما کار درستي انجام داده‌اند و من بايد تخريب مي‌شدم و لذا از شما حمايت مي‌کنم.

4ـ در طول اين سه سال براي اجراي بسياري از پروژه‌هاي عمراني با مشکلاتي از جمله مانع تراشي‌هاي برخي مقامات دولتي مواجه شدم. اکنون ناگهاني به اين نتيجه رسيدم کار شما درست بوده و بايد از شما حمايت کنم.

5ـ اکنون به اين نتيجه رسيده‌ام ساختن اتوبان و پل و تونل و مترو در تهران اشتباه بوده و به جاي اينکار‌ها بايد بن پخش مي‌کردم. لذا از شما حمايت مي‌کنم.

6ـ اکنون به اين نتيجه رسيده‌ام همه اين انتقاداتي که در طول سالهاي گذشته داشته‌ام بيجا بوده است و ناگهاني به اين نتيجه رسيده‌ام دولت جنابعالي کارآمد است. بنابراين حمايت خود را از تداوم دولت کارآمد شما اعلام مي‌کنم.

7ـ تمام حرف‌هايي که درباره لزوم عقلانيت در امور مي‌زدم اشتباه بوده و اصلاً منظورم به شما نبوده و اگر بوده اشتباه بوده. بنابراين از شما حمايت مي‌کنم..

8ـ اينکه چند روز پيش گفتم «به خاطر من آب و نان شهرداري را قطع نکنيد» منظورم به شما نبوده است. اين حرف‌ها را به ميرحسين موسوي زدم که در مدت رياست فرهنگستان هنر بودجه تبصره 13 را به من نداد.

9ـ به دليل عدم پرداخت مطالبات شهرداري هواي تهران سال گذشته به وضعيت بحراني رسيد. اکنون به اين نتيجه رسيده ام کار خوبي کرديد که مطالبات شهرداري را نداديد. بنابراين از شما حمايت مي‌کنم.

10 ـ وقتي پروژه اتوبوس‌هاي پر سرعت شهري را شروع کردم، دولت شما مخالفت کرد. اتوبوس نداد و.... کار خوبي کرديد. براي همين از شما تشکر مي‌کنم.

11ـ گفتم شهرداري وارد بحث‌هاي سياسي و انتخاباتي نمي‌شود. به همين دليل از معاونم که مي‌خواست در ستاد ميرحسين موسوي فعاليت کند خواستم استعفا دهد اما اين ماجرا براي موسوي بود نه شما. من مي‌توانم از شما حمايت کنم پس حمايت مي‌کنم.

در پايان به اطلاع مي‌رسانم ده‌ها دليل ديگر براي حمايت از جنابعالي دارم که در موقع مقتضي منتشر خواهم کرد.

با تشکر از اينکه حمايت من از خود را قبول کرديد

محمد باقر قاليباف
شهردار تهران
ارسال در تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد

قلم - مهندس میرحسین موسوی در سفری یک روزه به شهر مقدس مشهد، با مردم و علمای این شهر دیدار و گفت و گو کرد و از سوی اقشار مختلف مردم خراسان رضوی مورد استقبال صمیمانه، پرشور و کم نظیری قرار گرفت.

برگزیده سخنان موسوی در این جمع :

میرحسین موسوی در جمع هزاران تن از مردم مشتاق خراسان رضوی، از کنار گذاشته شدن مدیران باتجربه، بی اعتمادی به مردم و به ویژه جوانان و دانشجویان و همچنین خوف عده ای از آزادیخواهی ملت انتقاد کرد.

یکی از مولفه‌های اصلی ایران پیشرفته، قدردانی از مدیران و تکیه بر کسانی است که در این کشور خدمت کرده و می‌کنند.

نظامی که قدر فرزندان خود و کسانی که برای این کشور زحمت کشیده‌اند را نداند به پیش نمی‌رود.

متاسفانه در مدتی کوتاه هزاران مدیر را کنار گذاشتیم، مدیرانی که شبیه سردارانی بودند که همه می‌شناسیم و فرزند گفتمان انقلاب بودند و در یک دفاع مقدس شجاعانه شرکت کردند.

چرا این نیروها را تلف کردیم و کنار گذاشتیم؟ چرا وقتی این مدیران را از نظام اجرایی کشور تسویه می‌کردیم، دلمان نسوخت؟

میرحسین در ادامه بیان کرد: من شهادت می‌دهم، همه آن مدیران باتجربه کافی بود، بدانند قرار است برای پیشرفت کشور کار کنند، آن وقت با هر دولتی که روی کار می‌آمد، همکاری می‌کردند زیرا آنها متعلق به آن جناح نبودند و یاد گرفته بودند برای کشور کار کنند.

وی ثبات در سیاست‌ها را یکی دیگر از مولفه‌های ایران پیشرفته دانست و اظهار کرد: ما دشمنانی در دنیا داریم اما حتی از دشمن هم می‌توان درس‌هایی گرفت. وقتی هر رییس جمهوری در آمریکا روی کار می آید، استراتژی امنیت ملی آمریکا به صورت جزواتی به آنها داده می‌شود؛ وقتی این جزوات را مطالعه کنیم خواهید دید، نزدیک به 90درصد سیاست ها در این اسنادی که ده‌ها سال تکرار می‌شوند، ثابت هستند.

موسوی بیان کرد: آمریکا گاهی 50 و حتی گاهی 200 سال بر روی سیاست‌های خود می‌ایستد اما متاسفانه ما هر روز و هر شب سیاست‌های خود را عوض می‌کنیم.

موسوی با تاکید بر اینکه زمانی دفاع از منافع ملی امکان‌پذیر است که مردم و دانشجویان سرافراز داشته باشیم تصریح کرد: اگر همه احساس کنند که دولت به آنها اعتماد دارد و آنها نیز به طور متقابل به دولت اعتماد کنند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد و این امر با بزرگ داشتن مردم به وجود می‌آید نه با کوچک کردن آنها.

مردم زمانی حاضرند جان بدهند، در برابر مشکلات صبر کنند و در خلاقیت عمومی شرکت کنند که به آنها اطمینان و اعتماد شود؛ چیزی از آنها مخفی نگه داشته نشود و دولت اسراری برای پنهان داشتن از مردم نداشته باشد و هیچ ابهامی باقی نگذارد.

ارسال در تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 توسط قنبر آقایی زاد
قالب وبلاگ