روزگار غریبی است...
ای کاش...
جوری دیگر بیدار می شدیم...
آفتاب مان زیباتر و نورانی تر و گرمتر می تابید ...
سفره مان پر برکت تر
و
دوستی هامان
پایدارتر
ای کاش
من و تو
همیشه ما می ماندیم
دستها مان ... مشتها مان دیده هامان ... بغض ها مان و
همه به یکسو بود
کاش بعد ان خواب بلند
جور دیگر بیدار می شدیم
یا نه
اصلا بیدار نمیشدیم
ای کاش
اصلا نمی فهمیدیم
نمی شنیدیم و ....
ای کاش...
و صد حیف
....
پایدار باشید
ارسال در تاريخ چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط قنبر آقایی زاد
